“`html
به نقل از نمایاندن اوضاع به صورت بحرانی و سوءاستفاده از هر نوع بینظمی، از جمله استراتژیهای خاص گروههای تمامیتخواه به شمار میرود. در این راستا، اقتدارگرایان بهمنظور راندن رقبای خود از صحنه قدرت و تسلط بر اردوگاه سیاسی، تلاش دارند تا وضعیت موجود را استثنائی تلقی کرده و خود را در نقش نجاتدهنده معرفی نمایند. در همین رابطه، آنچه طی این روزها از جانب گروههای سیاسی به نام اصلاحطلبی به تصویر کشیده میشود، شباهت معناداری با رویههای اقتدارگرایانه دارد؛ چراکه اصلاحطلبان در دو عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی، در حال تلاش برای بحرانی جلوه دادن شرایط موجود هستند.
در زمینه سیاست داخلی، فرآیند بررسی صلاحیت داوطلبان مجلس یازدهم، فرصتی مغتنم برای اصلاحطلبان فراهم آورده است تا با متهم کردن حاکمیت به یکدستسازی، آرمانهای سیاسی خود را پی بگیرند. در روزهای اخیر، به دنبال نتیجه بررسی صلاحیت تعدادی از نامزدان انتخابات، موجی از انتقادها علیه عملکرد هیئتهای اجرایی راه اندازی کردهاند و سعی دارند تا اثبات کنند که جمهوریت نظام در حال آسیبپذیری و تضعیف از جانب دولت سیزدهم است؛ درحالیکه اکثر اعضای هیئتهای اجرایی در سرتاسر کشور، از افراد معتمد و منتخب مردم هستند و این هیئتها اساساً تحت سیطره تصمیمات دولت فعالیت نمیکنند.
این وضعیت تبیین شده توسط اصلاحطلبان در حالی است که به گفته آقای شاهچراغی، رئیس ستاد انتخابات کشور، از نزدیک به ۲۵ هزار داوطلب برای انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۱۴ درصد با عدم تأیید و ۱۴ درصد با عدم احراز صلاحیت مواجه شدهاند و بر اساس توضیحات این مقام مسئول، این دو حالت به معنای رد صلاحیت نیست.
اصرار بر اینکه روند عدم احراز صلاحیت داوطلبان به صورت اجتنابناپذیر است، در حالی مطرح میشود که بر اساس قوانین، افرادی که صلاحیت آنها در هیئتهای اجرایی تأیید نشده است میتوانند به هیئتهای نظارت استانها که تحت نظارت شورای نگهبان فعالیت میکنند مراجعه نمایند و در صورت تأیید مجدد صلاحیت آنها، پرونده به شورای نگهبان ارجاع خواهد شد.
اصلاحطلبان در حالی دولت را به نقض اصل جمهوریت نظام متهم میسازند که کارکرد هیئتهای اجرایی صرفاً جمعبندی و اتخاذ تصمیم بر اساس گزارشهای ارائهشده از سوی نهادهای پنجگانه است. نکته حائز اهمیت دیگر این است که از بین وزارت اطلاعات، قوه قضائیه، اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و ثبت احوال، تنها وزارت اطلاعات و ثبت احوال تحت نظارت قوه اجرائی هستند و نشان دادن قدرت دولت و به تبع آن، هیئتهای اجرایی در فرآیند بررسی صلاحیتها، به وضوح میتواند توأم با سوگیری و انگیزههای سیاسی باشد.
انتقادات اصلاحطلبان نسبت به فعالیت هیئتهای اجرایی اما دارای یک بُعد طنزآمیز و شگفتآور است. در میان افرادی که از سوی حامیان دولتهای یازدهم و دوازدهم انتظار تأیید صلاحیت دارند، افرادی حضور دارند که با عناوین مختلف، سابقه کیفری در سوابق قضائی آنها ثبت شده است.
همچنین باید خاطر نشان کرد که اصلاحطلبان در شرایطی بهطور فراگیر روند احراز صلاحیتها را تحت نظر دارند که بسیاری از آنها پیش از این، موضعی دوگانه و حتی تحریمی نسبت به مشارکت در انتخابات اتخاذ کرده بودند؛ بهویژه یکی از اعضای وابسته به «رئیس دولت اصلاحات» که با وجود شعار «خروج از حاکمیت»، به شکل «خانوادگی» ثبتنام کرده بود! اگر قرار است اصلاحطلبان در انتخابات بهطور جامع شرکت نکنند و اگر به نظر آنان حاکمیت بهطور مطلق یکدست شده است، پس دلیل اهمیت احراز صلاحیتها چیست؟
از سوی دیگر باید از اصلاحطلبان پرسیده شود که در کدام یک از کشورهای غربی – که بهعنوان الگوی آرمانهای اصلاحطلبان مطرح میشود – به افرادی که اصل نظام لیبرال-سکولار را نپذیرفته و زیر بار هنجارهای حکمرانی در آن کشورها نمیروند، فضایی برای فعالیتهای سیاسی رسمی ارائه میشود؛ حتی گروههای موسوم به «راست افراطی»، که از منظر تاریخی ریشهدار در لیبرالیسم ناکارآمد حاکم هستند، به نحوی محدودیتهایی برای کنشگری خود دارند و با وقوع تحولات توسعهای، با موانع تازهای روبرو میشوند.
بهعلاوه در عرصه سیاست خارجی، اصلاحطلبان و نیروهای نزدیک به این جریان نیز به جریان بحرانسازی از شرایط کشور ادامه میدهند. به تازگی ظریف، وزیر امور خارجه سابق، در یک نشست، با بیان اینکه وزیر خارجه آمریکا ملتمس جلب مشارکت ایران در جنگ غزه است، اظهار داشت که در صورت وقوع جنگ، بمبها بر سر مردم فرود خواهد آمد. ظریف در سال اول فعالیت دولت یازدهم نیز چنین ادعایی را در دانشگاه تهران مطرح کرده بود مبنی بر اینکه آمریکا قادر است با یک بمب، تمام سیستم دفاعی ایران را نابود کند!
دولت یازدهم و حامیان آن با ترسافکنی ناشی از نمایان کردن ایران بهعنوان یک کانون جنگ، اهداف سیاسی خود در هر دو زمینه داخلی و خارجی را پیش میبردند. در آن دوره، اصلاحطلبان و اعتدالیون به صورت مداوم بدون پایه و اساس میگفتند که برجام، کشور را از سایه جنگ نجات داده است. اخیراً اصلاحطلبان حتی بدون اشاره به نقش مخرب آمریکا، از ایران خواستهاند که جلوی نیروهای مقاومت را برای گسترش جنگ غزه بگیرد.
بهنظر میرسد در پس پرده بحراننمایی در مورد وضعیت کشور در ابعاد داخلی و خارجی، اصلاحطلبان و همفکران اعتدالیشان، به دنبال فشاری بر حاکمیت به منظور احیای سیاسی مجدد در قدرت هستند. بهطور کلی، بذر این جریان در عرصه بحران، تمایل به رشد و شکلگیری دارد و آنها از سیاستورزی در بستر نرمال و متعارف، ناتوان هستند.
“`
