“`html
در خلال انتخابات ریاست جمهوری، ابراهیم رئیسی به وجود برنامهای ۷ هزار صفحهای برای مدیریت کشور اشاره کرد، اما غلامحسین کرباسچی، چهره سیاسی اصلاحطلب، معتقد است که پس از گذشت دو سال، اقدام ملموسی از سوی او مشاهده نشده است. کرباسچی همچنین اظهار میکند به نظر میرسد دولت فاقد یک عقل اقتصادی مؤثر است و از برنامهریزی رئیسی برای اداره کشور تا کنون چیزی عایدی نبوده است.
مشروح گفتگو با غلامحسین کرباسچی را در ادامه مطالعه نمایید:
یک سال از اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ گذشته و دولت هنوز بر این باور است که ریشه برخی از مشکلات کنونیاش، ناشی از همان اعتراضات سال گذشته است. به نظر شما چه عواملی باعث بروز اعتراضات سراسری در آن زمان شده است؟
نمیتوان برای تمام اعتراضات پاییز گذشته یک دلیل مشخص ارائه داد، اما میتوانم بگویم که دلیل اصلی آن، وضعیت اقتصادی نامطلوب بوده است. مردم در شرایط فعلی با مسائلی چون گرانی، مشکلات معیشتی و مسکن و تحریم مواجهاند و هر فرد به نوعی با چالشهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکند. این نارضایتیهای اقتصادی با برخی موضوعات فرهنگی و اجتماعی در هم آمیخت و نهایتاً منجر به بروز اعتراضات شد. همچنین، باید اشاره کرد که رویکرد دولت در مواجهه با حجاب و اعتراضها نیز به نوعی اشتباه بود.
به نظر میرسد که اگر مشکلات اقتصادی در ایران به این شدت وجود نداشت، موضوع حجاب نمیتوانست به چنین نارضایتیهایی دامن بزند. ممکن است اگر اوضاع اقتصادی به حالت نرمال برگشته بود و مردم کمی رضایت داشتند، مساله پوشش به این شکل معترض نمیشد.
این موضوع در برخی کشورهای اسلامی هم مطرح است که مشابه قوانین حجاب ایران را اعمال میکنند. چند سال پیش، در عربستان سعودی تابلوهایی قرار داده میشد که روی آنها نوشته شده بود بیحجابی حرام است، اما این موضوع در آنجا منجر به چنین اعتراضی نشد، چرا که اقتصاد آن کشور شرایط مطلوبی برای مردم فراهم آورده و احساس عمومی به سمت پیشرفت حرکت میکند.
نقش سخنان برخی نمایندگان و مسئولان را در شعلهور شدن ناراحتی و اعتراض مردم چطور ارزیابی میکنید؟
شرایط به گونهای است که فارغ از اینکه اصلاحطلبان در قدرت باشند یا اصولگرایان، هیچکس قادر به تغییر اوضاع نیست. با این حال، مقامات مختلف از دولتیها تا نمایندگان مجلس، اقداماتی انجام دادهاند که موجب نارضایتی عمومی شده است. به نظر میرسد عملکرد نمایندگان در این دوره به گونهای بوده که تمام آنها به یک فیلتر مشابه عبور کرده و تنها همان حرفهایی را زدهاند که از آنها خواسته شده است.
البته باید تاکید کرد که این نمایندگان هم از سوی خود مردم انتخاب شدهاند و نمایندگان مجلس ششم نیز انتخاب این جامعه بودند. اما نمایندهای مانند فائزه هاشمی با یک میلیون رای به مجلس راه مییابد و نماینده دیگری در این دوره با ۱۰۰ هزار رای به مجلس رسیده است. در حالی که هر دو منتخب مردم هستند، ولی نوع عملکرد به گونهای بود که احساس ناخشنودی در مردم موج میزد.
در واقع، هماکنون شرایط اقتصادی به گونهای است که نارضایتیها را بیشتر کرده و همچنین نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی نیز به این معضل اضافه شده است. بخش عمدهای از این نارضایتیهای سیاسی ناشی از شیوه برخورد مسئولان در انتخابات و دیگر چالشهاست.
یکی از مثالها، عملکرد صدا و سیماست که به عنوان یکی از عوامل اصلی نارضایتی سیاسی مردم شناخته میشود. رویکرد مسئولان در این سازمان به گونهای است که گویی اختصاص به گروه خاصی دارد و سلایق و تمایلات دیگر مردم نادیده گرفته شده است.
این مشکلات سیاسی و اقتصادی به همراه حوادث اجتماعی که در سال گذشته رخ داده است، جرقهزننده اعتراضات بود.
همانطور که اشاره فرمودید، بخش عمدهای از اعتراضات مردم ناشی از چالشهای اقتصادی بود. آیا عملکرد اقتصادی این دولت موجب بروز این اعتراضات شد؟
نارضایتی اقتصادی که مورد بحث است، لزوماً مختص این دولت نیست. حوادث سال گذشته همزمان با آغاز یک سالگی دولت رخ داد، اما چالشهای تحریمی و مسائل ناشی از بیکاری و تورم، نتیجه سالها است که برعهده دولتهای مختلف بوده است. فشارهای اقتصادی به طور ویژه از دولت دوم احمدینژاد آغاز شد و با سیاستهای نامناسب و شعارهای بیپایهی او در برابر مشکلات بینالمللی و تحریمهای سازمان ملل وضعیت اقتصاد ایران به بحرانیترین حالت خود رسید.
این موضوع به هیچ عنوان به معنای تایید کارنامه اقتصادی دولت رئیسی نیست. عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم در دو سال اخیر بسیار ضعیف بوده و انتقادات شدیدی را به دنبال داشته است. تمامی اعضای تیم اقتصادی دولت یک بار تغییر کردهاند تا این دولت متوجه شود که تنش ناشی از ناهماهنگی این افراد برای آنها دردسر ساز شده است. وقایع این دو سال نشان میدهد رئیسی برخلاف ادعاهای انتخاباتیاش، هیچ برنامه اقتصادی عملی در سهیم سازی ندارد و برنامه ۷ هزار صفحهای عملاً وجود ندارد.
از نظر شما، چه کسی در حال حاضر مغز اقتصادی دولت محسوب میشود؟
به نظر میرسد که در دولت فعلی هیچ عقل اقتصادی وجود ندارد. رئیسی ادعای داشتن ۷۰۰۰ صفحه برنامه اقتصادی و ایجاد تغییرات سریع را داشت، اما در عمل، هیچ چیز از او مشاهده نکردیم.
با این حال، این دولت مدعی است که اعتراضات مسبب عدم تحقق برنامههای اقتصادی و سیاسی بوده است.
بدون شک، اعتراضات تأثیر زیادی بر اقتصاد و وضعیت سیاسی ایران در سطح بینالمللی گذاشتهاند. اما اگر شرایط عادی هم بود و هیچکس هم اعتراضی نمیکرد، آیا روش مدیریت این دولت به گونهای است که قادر به حل مسائل اقتصادی و سیاسی باشد؟ مدیریت جهادی و انقلابی به چه دردی میخورد؟
اصل مهم این است که دولتی که ادعا دارد به اصول حزباللهی، انقلابی و جهادی پایبند است باید برنامهای برای آرام کردن جامعه داشته باشد و این در حالی است که خود دولت در جریان اعتراضات، به جای آرامش، بر شدت این نارضایتیها افزود.
اگر شما در مسئولیت رئیسجمهوری بودید یا بخواهید به آقای رئیسی توصیهای کنید، چه خواهید گفت تا حوادث مشابه سال گذشته دوباره تکرار نشود؟
اگر من به جای آقای رئیسی بودم، سعی میکردم که وعدههایی که مطرح میکنم واقعی و عملی شوند و مردم به عوض شعار و حرف، واقعاً تحقق وعدهها را مشاهده کنند.
آقای رئیسی صحبتهای زیادی میکند، ولی هیچکدام از این وعدهها به اجرا در نیامده است. عدم تحقق این وعدهها منجر به بیاعتمادی مردم میشود که خود بدبینی به زمینهساز هرگونه اعتراضی تبدیل میگردد. اگر اعضای دولت، به ویژه آقای رئیسی، از ارائه صحبتهایی که هیچ یک از آنها قابلیت اجرایی ندارد خودداری کنند، جایگاهشان در نزد مردم با بهبود مواجه خواهد شد.
تک رقمی کردن نرخ تورم وعده آقای رئیسی بود، همچنین بهبود بازار بورس، ساخت بالغ بر ۴ میلیون مسکن و کاشت یک میلیارد درخت از دیگر شعارهای دولت محسوب میشود، اما از همان ابتدا روشن بود که این وعدهها در حد شعار باقی خواهند ماند. در حال حاضر یکی از مهمترین ایرادات مدیریتها، به ویژه رئیسجمهور، این است که صحبتهایشان قابلیت اجرا نداشته و به همین خاطر اعتماد مردم را از دست دادهاند. این اظهارات تنها در میان حلقههای نزدیک به خود و برخی از هوادارانشان ارزش دارد.
نباید فراموش کرد که ریشه بسیاری از مسائل اقتصادی امروز ایران، به زمینههای سیاسی برمیگردد و بخش عمدهای از چالشها به تحریمها مربوط میشود. بسیاری امید داشتند که با روی کار آمدن دولت رئیسی و یکدست شدن قدرت، این دولت قادر به به نتیجه رساندن مذاکرات و کاستن از مشکلات سیاسی باشد. چرا هنوز این چالشها حل نشدهاند؟ آیا مشکل از تیم دیپلماسی دولت سیزدهم است و آیا میتوان گفت این تیم نسبت به دولت قبلی ضعیفتر است؟
مسائل اقتصادی ما بدون شک به عوامل خارجی وابسته است و تشدید تحریمها وضعیت اقتصادی را وخیمتر کرده است. اما اینکه چرا مذاکرات به نتیجه نرسیده و آیا این موضوع ناشی از عملکرد تیم دیپلماسی این دولت است یا خیر، سوالی است که باید با دقت بررسی شود.
برای ارزیابی عملکرد دو تیم مذاکرهکننده دو نکته وجود دارد. اول باید در نظر داشت مهارت و تسلط مذاکره دو تیم، تحصیلات و آگاهیهای دیپلماتیک و زبانشناسی آنها را بسنجیم. از هر لحاظ، تیم دولت قبل با تیم فعلی وزارت خارجه قابل مقایسه نیست و بعید است تیم رئیسی در این زمینه حتی ادعایی داشته باشد؛ از نظر تجربه کاری، تحصیلات و حتی تسلط زبانی، این دو تیم از زمین تا آسمان متفاوت هستند. به عنوان مثال، بالاترین دیپلماتهای دولت فعلی در زبانهای انگلیسی و عربی با مشکلات جدی مواجهاند.
اما برای ارزیابی دستاوردها باید به نکته دیگری توجه کرد و آن این است که نهادهای بالادستی مانند شورای عالی امنیت ملی، مجلس و دیگر نهادها چه همراهایی با این دو تیم داشتهاند. سوالی که باید پرسید، این است که میزان همکاری این نهادها با تیم دیپلماسی به چه صورت بوده است؟ آیا این همکاری در دو دوره زمانی یکسان بوده است؟
پاسخ قطعاً منفی است. به خاطر بدبینیها و عدم اعتمادی که به دولت روحانی وجود داشت، تیم دیپلماسی ناچار بود به گونهای فعالیت کند که راه برایشان مسدود باشد، اما این مقامات در حال حاضر کاملاً با دولت رئیسی همراه و همراستا هستند.
در دولت قبلی، در ماجرای سفارت عربستان، وزارت خارجه دچار مشکلات عظیمی شد و کسی با افرادی که موجب بروز این چالشها شدند، برخورد قاطع نکرد و نتیجهی آن این بود که ایران و عربستان سالها با یکدیگر در تنش بودند. اما در حال حاضر شاهدیم که در این دولت، دو کشور به مذاکره پرداخته و روابط خود را بهبود بخشیدهاند. در دولت گذشته اعتماد کافی به تیم مذاکرهکننده داده نشد و راه برای آنها چندان هموار نبود، اما به این تیم در حال حاضر اعتماد کافی وجود دارد و مسیر برایشان بازتر شده است.
اینکه میگویید برای این تیم راه باز است، آیا شما امیدوارید این تیم بتواند برجام را احیا کند؟
در مورد برجام نمیتوان به طور قطع نظر داد، اما امیدوارم که دولت رئیسی به تدریج مسائل سیاسی را با دیگر کشورها حل کند. ممکن است برجام به نتیجه نرسد، اما توافقات دیگری نیز امکانپذیر است. به عنوان مثال، آزادسازی زندانیان سیاسی و دلارهای بلوکهشده. ممکن است برجام به نتایج دلخواه نرسد، اما در چارچوب دیگری قادر خواهیم بود بخشی از مسائل ایران را با جهان حل کنیم.
آیا برای بهبود وضعیت اقتصادی، راهی جز تغییرات در حوزه سیاست خارجی وجود دارد؟
اقتصاد امروز کشورها نمیتواند مستقل و منزوی باشد و به موفقیت دست یابد. اگر کشوری بخواهد در برابر تحریمها ایستادگی کند، باید اعتماد مردم، سرمایهگذاران و متخصصان را جلب کند.
این دولت در هیچ یک از زمینهها موفق نبوده و میزان مهاجرت نخبگان و سرمایهها نشاندهنده نارضایتی عمومی است. برای مواجهه با تحریمها نیاز به یک سیاست خارجی معقول داریم.
در غیر این صورت، باید به مردم میدان بیشتری داده شود؛ وقتی از مردم صحبت میکنیم، منظور ما صرفاً یک عده خاص نیست که در مواقع لازم شعار دهند و مشت گره کنند. مردم به معنای واقعی شامل کل جامعه ۸۵ میلیون نفری ایران میشوند که بخش عظیمی از آنها کارآفرینان و سرمایهگذارانی هستند که سیاستهای اقتصادی و سیاسی دولتها موجب فرار آنها از کشور گردیده است.
اگر وضعیت اقتصادی و سیاسی تغییر نکند و دولت کنونی همچنان به مسیر خود ادامه دهد، آینده اقتصادی را چگونه پیشبینی میکنید؟
پیشبینی چندانی لازم نیست، همین وضعیت و بدتر از آن ادامه خواهد یافت. نارضایتی عمومی که هر از چندی منجر به اعتراضات خواهد شد و کشور به سمت عقبافتادگی پیش خواهد رفت. خدا میداند.
با توجه به اینکه سال جاری انتخابات مجلس در پیش است، باتوجه به عملکرد کنونی مجلس چه پیشبینی از انتخابات آتی دارید؟
عمر این مجلس به پایان میرسد، اما پرسش این است که نمایندگان در این دوره چه کردهاند و چه دستاوردی برای مردم داشتهاند. این مجلس به جز انجام کارهای روزمره و تصویب بودجه سالانه، چه اقدام مثبتی دیگری انجام داده است؟ حتی برنامه پنج سالهای که حالا میگویند در حال کار بر روی آن هستند، چه نتیجه مهمی را میتوانند ادعا کنند؟
برنامههای توسعهای که در مجالس مختلف تصویب شده، به طور کامل اجرایی نشده است. در خوشبینانهترین حالت، به گفتهی مقامات، بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از برنامه ششم توسعه اجرا گشته است. خوب، حالا این برنامه نیز به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟
نباید فراموش کرد که انتخابات ترکیبی از اقدامات حکومت و عملکرد مردم است. انتخابات یک تعامل است که هر دو طرف در آن نقش دارند.
این مجلس نتیجه عدم شرکت و عدم حضور مردم بوده است. آینده همان است؛ اگر ما مجلسی داشته باشیم که افراد متخصص در آن حضور یابند و افراد با تجربه در امور حقوقی، اداری و مالی فعال شوند، وضعیت بهبود خواهد یافت. شاید یکی از حداقل اقداماتی که باید در شرایط فعلی به انجام برسد، تلاش برای حضور نیروهای توسعهگرا و حذف افراد شعاری و پرادعایی باشد.
“`
