آقا عبدالله خدا بیامرز در حالتی از ناراحتی شدید قرار داشت. او قصد داشت ساکش را برداشته و اردو را ترک کند؛ به همین دلیل، سایر ملیپوشان نیز از او پیروی کردند و ساکهای خود را برداشتند تا اردوی تیم ملی را ترک کنند.
به نقل از سرویس ورزشی تابناک، عبدالله موحد در روز پنجشنبه (۱۰ اردیبهشت) در ایالات متحده درگذشت. او اسطورهای است که هرگز تکرار نشد و میتوانست نخستین و تا به امروز آخرین ورزشکاری باشد که برای کشتیگیران گوششکسته، دو مدال طلا از المپیک کسب کرده باشد؛ مردی که تمام مدالهایش تنها به رنگ طلا بود.
اگر بدشانسیاش نمیخواست و دچار آسیبدیدگی در ناحیه شانه نمیشد و حوادث تلخ اردو در المپیک ۱۹۷۲ پیش نمیآمد، تاریخ کشتی ایران میتوانست شاهد مرد طلایی بیشتری باشد، زیرا او علاوه بر رکوردشکنی در کسب ۶ طلای متوالی جهانی و المپیک، دو مدال طلای دیگر را نیز در اختیار داشت.
محمد دلیریان، قهرمان بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ و مربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی که یکی از چهار عضو تیم ملی فرنگی در المپیک مونیخ به همراه رحیم علیآبادی، مرحوم فیروز علیزاده و مهدی هوریا بود، به بیان خاطرات خود از آن المپیک برای تابناک پرداخته است:
بعد از آسیبدیدگی در برابر حریف پانامایی، او به شدت گریه میکرد
دلیریان به سال ۱۹۷۲ بازمیگردد: «در المپیک مونیخ، من جوانترین عضو تیم ملی بودم و خاطرات آن روزها را بهخوبی در ذهن دارم. عبدالله موحد در حال تمرین با فیلابی و انوری بود و قصد داشت طلای دیگری به مجموعه افتخاراتش اضافه کند و بعد از آن کشتی را ترک کند، اما در مبارزه با حریف پانامایی دچار آسیبدیدگی در شانه شد و به شدت گریه میکرد. او سپس به ایران بازگشت و محروم شد…»
وی ادامه داد: «زمانی که من به تیم ملی ملحق شدم، سال آخر عبدالله موحد در تیم ملی ایران بود. تمریناتش را میدیدم، او با تمام وزنها از ۶۸ کیلو تا سنگینوزن تمرین میکرد و به شدت آماده بود. شاید فشارهای زیاد روی بدنش در نهایت منجر به آسیبدیدگی در المپیک مونیخ شد.»
تیمسار حجت در اردو به موحد گفت که لجام گسیخته است!
این المپیک، با اتفاقات عجیبی همراه شد، هم در اردو و هم در خود المپیک مونیخ که خاطراتی نامطلوب از آن برای تمامی ورزشکاران باقی ماند. دلیریان داستان را اینگونه ادامه میدهد: «ما در اردوی منظریه بودیم و تیمسار حجت (رئیس وقت سازمان ورزش) یک شب به اردو آمد و با همه بد رفتاری کرد. نخست به مهدی هوریا (فرنگیکار وزن ۵۲ کیلوگرم در المپیک مونیخ) گفت: «عیب نداره، زیر یک دقیقه تو را زمین میزنم». عبدالله موحد بلافاصله به او پاسخ داد که اگر حتی جوانیهایش هم با هوریا کشتی میگرفت، در ۳۰ ثانیه او را زمین میزد. دقایقی بعد، به علی حاجیلو (عضو وزن ۸۲ کیلوگرم تیم ملی آزاد) رسید و حاجیلو گفت که چند روز پیش دزدی به منزلش رفته و یک فرش هفت هزار تومانیاش را دزدیدهاند. در آن زمان، هفت هزار تومان مبلغ زیادی بود؛ تیمسار حجت نیز گفت: «من که تیمسار این مملکتم، فرش هفت هزار تومانی در خانهام نیست»، و عبدالله موحد پاسخ داد: «چرا رد گم میکنی، یک تابلوی خانه شما ۵۰ هزار تومان میارزد». تیمسار حجت با لحن تندی گفت: «لجام گسیختهای، افسار پاره کرده!» و موحد به او گفت: «اینجا آمدهای به جای روحیه دادن به تیم، این گونه صحبت میکنی!».
دلیریان ادامه داد: «نزدیک بود که به نزاع بپردازند و ما مجبور شدیم آنها را جدا کنیم. دکتر محمدحسن رهنوردی، رئیس وقت کمیته ملی المپیک که همشهری عبدالله موحد بود، نیز در آن حضور داشت و تیمسار حجت را به همراه خود برد. آقا عبدالله خدا بیامرز، بسیار ناراحت شد. او خواست ساکش را بردارد و از اردو برود که دیگر ملیپوشان به تأسیس از او، ساکشان را برداشتند و اردو را ترک کردند. وقتی بیرون آمدیم، متوجه شدیم که ساواک منطقه منظریه را محاصره کرده است. سپس ما را به دفتر شاه بردند و با دکتر معینیان، مسئول دفترش ملاقات کردیم. یادم نیست که در آنجا چه گفتوگویی داشتهایم.»
رقابت موحد و گیبل آمریکایی به مانند رقابت تیلور و یزدانی بود، اما هرگز با هم کشتی نگرفتند
مربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی در ادامه خاطرات خود از آخرین اردوی تیم ملی پیش از اعزام به المپیک ۱۹۷۲ عنوان کرد: «آنها خواستند که به اردو برگردیم. معینیان هم گفت شما چشم و چراغ ملت هستید. همه ما به اردو برگشتیم، حجت نیز به ما گفت که شما فرزندان ما هستید و امید ما به شماست تا از دل بچهها را در بیاورد. تیم راهی مونیخ شد و در آن زمان عبدالله موحد یک حریف آمریکایی داشت. رقابت بین آنها شبیه رقابت حسن یزدانی و تیلور بود، با این تفاوت که هنوز بین خودشان کشتی نگرفته بودند. گیبل سال قبل قهرمان شده بود. جایی که عبدالله موحد در رقابتهای جهانی ۱۹۷۱ در صوفیه به حریف ژاپنی باخته بود. موحد به دنبال شکست گیبل آمریکایی و کسب دومین طلایش بود. در آن زمان حدود ۳۴، ۳۵ ساله بود و همه میدانستند که موحد و گیبل برای کسب طلا در وزن ۶۸ کیلو باید با یکدیگر روبرو شوند. در کشتی اول مقابل پاناما، شانه عبدالله موحد آسیب دید و دیگر نتوانست حرکت کند. وقتی او را به دکتر بردند و کتفش را بانداژ کرده و به گردن او آویزان کردند، من داشتم در دهکده المپیک قدم میزدم و او را در گوشهای دیدم که به شدت گریه میکرد. واقعاً دلم به حالش سوخت و به یاد میآورم که چه حسی داشتم. همه این زحمات و تلاشها، ۶ طلای جهانی و المپیک، و در نهایت این شرایط؟ آیا پایان یک قهرمان بزرگ باید اینگونه باشد؟!
ابراهیم جوادی با دست چرککرده نفر اول المپیک را شکست و خودش سوم شد
دلیریان درباره کشتیگیران اعزامی به آن المپیک ادامه داد: «محمد قربانی در مبارزه با کیومی کاتوی ژاپنی، ۲ دقیقه در پل بود و دچار آسیب شد. کیوشی آبه ژاپنی هم میتوانست سیدعباسی را شکست دهد، اما این کار را نکرد زیرا او به عبدالبیکوف باخته بود، اما سیدعباسی حریف او را شکست داد. او این کار را انجام داد تا سیدعباسی در جدول بماند و عبدالبیکوف را نیز شکست دهد، اما زمانی که سیدعباسی باخت اردو را ترک کرد و نمیدانم کجا رفت! ابراهیم جوادی در شرایطی که دستش بسیار چروک و چرکین بود، نفر اول را شکست داد و خودش در نهایت سوم شد. او و رحیم علیآبادی که مدال نقره کشتی فرنگی المپیک را کسب کرد، تنها مدالآوران ما در مونیخ بودند. اینها واقعاً جزء اصول داستان المپیک مونیخ بودند که من خودم از نزدیک شاهد بودم.»
تلافی آن شب به حساب موحد، سیدعباسی و قربانی رسید
و ماجرای محرومیت مادامالعمر سه ملیپوش ایران از زبان محمد دلیریان، عضو تیم ملی کشتی فرنگی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ: «پس از بازگشت از المپیک، سازمان ورزش عبدالله موحد، شمسالدین سیدعباسی و محمد قربانی را مادامالعمر محروم کرد. آنها میگفتند که این سه نفر دست به یکی کردند تا تیم ایران در المپیک نتیجه نگیرد! آنچه ما مشاهده کردیم این بود که تلافی آن شب و واکنش موحد به صحبتهای تیمسار حجت و ترک اردو از سوی ملیپوشان بر سر این سه نفر آمد. تا جایی که یادم میآید، سعی کردند سیدعباسی را به تیم برگردانند و دو سال بعد او به تیم برگشت و کشتی گرفت، اما موحد و قربانی دیگر برنگشتند و این گونه بود که کشتی عبدالله موحد بعد از المپیک ۱۹۷۲ پایان یافت و او به آمریکا برای ادامه تحصیل رفت.»
ساختمان ما ترک برداشت، در و پنجرهها از جا درآمدند؛ این هم از ترامپ و نتانیاهو نصیب ما شد
دلیریان که منزلش در ایام حملات اخیر آمریکایی – اسرائیلی به شدت آسیب دیده بود، در مورد اینکه آیا خانهاش پس از اصابت موشک در این جنگ قابل سکونت شده است یا خیر، اظهار داشت: «در روز حمله، سه موشک پشت سر هم به کوچه ما اصابت کرد و ساختمان ما و دو یا سه همسایه دیگر بیشترین آسیب را دید. ساختمان ترک برداشت و در و پنجرهها از جا درآمدند. حالا ۳۵ روز است که مشغول بازسازی هستیم، و امروز کار نهایی که پهن کردن موکت بود انجام شد و فرشهایمان را نیز شستیم. این نیز چیزی بود که از ترامپ و نتانیاهو به ما رسید. تنها شانس ما این بود که فقط خانهمان آسیب دید و من، همسر و پسرم در خانه بودیم و الحمدلله که آسیبی ندیدیم.»
