در روزهایی که برای دمی استراحت از بند یک تا بند ۱۶ میرفتیم، تبریک و روبوسیمان آغاز میشد و تمام ۱۸۵۰ آزاده حاضر در اردوگاه به یکدیگر شادباش میگفتند. در چنین لحظاتی، عراقیها دچار اضطراب و نگرانی میشدند و میپرسیدند: «چه خبر است؟ آیا از ایران میهمان آمده است؟»
سردار ابوالقاسم رضایی دوران کودکی و نوجوانیاش را در محله چشمه علی سپری کرد. او در سال ۵۸ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در همان روزهای ابتدایی جنگ، یعنی در پانزدهم مهرماه سال ۵۹، به جبهههای جنوب اعزام شد. او در چندین عملیات بزرگ از جمله: طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی و خیبر شرکت داشت.
پس از عملیات خیبر در سال ۱۳۶۳، رضایی در منطقه عملیاتی «دربندی خان» عراق به همراه چند تن از همرزمانش در تله دشمن گرفتار آمدند. آنها تلاش کردند که محاصره را بشکنند و از چنگ عراقیها فرار کنند و در نتیجه با آنها درگیر شدند. ولی تعداد نیروهای عراقی به طرز قابل توجهی بیشتر بود. در جریان این درگیریها، رضایی از ناحیه کتف، پاها و شکم مجروح شد و نبرد مدتی به طول انجامید. خشاب آنها به پایان رسید و به ناچار در اسارت دشمن قرار گرفتند و عراقیها آنها را به اردوگاه موصل منتقل کردند.
رضایی میگوید: «هر روزی که در اسارت به سر میبردیم از دنیای خاصی پر بود، اما ماه مبارک رمضان، خاطراتی به یادماندنی و شیرینتر در پی داشت. هنگامی که روزهای ابتدایی اسارت را به یاد میآورم و آن را با روزهای پایانی مقایسه میکنم، متوجه میشوم که به دستاوردهای زیادی رسیدهام و این تجربیات، ارزش تمامی آن عذابی را که کشیدم داشت. یکی از مهمترین این دستاوردها، احساس وحدت میان ما بود.»
یکی از یادهای من درباره ماه رمضان به زمان برگزاری نماز عید فطر برمیگردد. در واقع، برگزاری نماز عید قربان و دیگر مراسم دینی که باید به صورت جمعی برگزار میشد، در اردوگاه ممنوع بود و ما نمیتوانستیم نماز را به شکل جماعت انجام دهیم؛ اما در داخل بندها، به صورت هشت نفری نماز را اقامه میکردیم.
در مناسبتهای بزرگ، در زمان هوای آزاد، از بند یک تا بند ۱۶ با یکدیگر روبوسی میکردیم و تمام ۱۸۵۰ آزاده اردوگاه به همدیگر تبریک میگفتند. در چنین شرایطی، عراقیها ترس و اضطراب پیدا میکردند و میپرسیدند: «این چه خبر است؟ آیا از ایران میهمانی آمده؟ آیا شما تا به حال یکدیگر را ندیدهاید؟ آیا سفر دیگری داشتهاید؟ شما که همه اینجا هستید و در کنار هم زمان سپری کردهاید، این چه نوع برنامهای است؟» این رفتارها باعث میشد که اگر اختلافات جزئی میان بچهها وجود داشت، حل شود و وحدت و همبستگی بیشتری در میان اسرا به وجود آید.
