قوه قضاییه اعلام نمود:
رسانههای مخالف در روزهای اخیر با راهاندازی یک خط خبری وسیع، در تلاشاند تا فردی به نام سارا دلدار را به فهرست طولانی قربانیسازیهای خود اضافه کنند. در این کوشش فراگیر که بهواسطه امکانات رسانهای انجام میشود، ادعا شده است که خانم دلدار در نیل به اتحاد در آشوبهای سال ۱۴۰۱ مورد اصابت ساچمه قرار گرفته و اخیرا به دلیل عفونتهای مرتبط با جراحت وارد شده، جان باخته است.
استفاده از سیاست قربانیسازی در میان مخالفان به شیوههای متنوعی انجام گرفته که یکی از این شیوهها شناسایی افرادی است که سابقه محکومیت قضایی، انفرادی در زندان یا حتی بازداشتهای کوتاهمدت داشتهاند.
این افراد بهطور مداوم بهعنوان ابزاری مناسب برای تحقق اهداف معاندین شناخته میشوند، بهویژه اگر فرد مذکور پس از اتمام محکومیت یا بازداشت به دلیلی پزشکی فوت کند یا دچار بیماری گردد.
این تاکتیک اخیرا درخصوص سارا دلدار که مدتی را در زندان لاکان رشت سپری کرده، تعمیم یافته است.
سارا دلدار در مرداد سال ۱۴۰۲، حدود یک سال پس از حوادث سال ۱۴۰۱، بهمنظور گذراندن دوران محکومیتش وارد زندان لاکان رشت گردید و سپس با استفاده از ارفاقات قانونی آزاد شد.
تحقیقات نشان میدهد که در زمان معرفی خانم دلدار به زندان، مطابق با پروتکلهای رایج سازمان زندانها، او تحت معاینه بدنی دقیقی قرار گرفته و پرونده پزشکی برای او تشکیل شده است.
طبق مستندات در اداره کل زندانهای استان گیلان، خانم دلدار در زمان ورود به زندان لاکان رشت هیچگونه آسیب بدنی، جراحت یا نشانهای از زخمها و ساچمهها بر بدن نداشته و این موضوع بهطور رسمی ثبت شده است.
علاوه بر این، در هنگام ورود مرحومه دلدار به زندان، او هیچگونه سابقه بیماری یا مصرف دارویی را اعلام نکرده است.
در طول مدت ۵ ماهی که او در زندان حضور داشت، حتی یک بار هم به بهداری مراجعه نکرده است.
مرحومه دلدار در کل این ۵ ماه در زندان لاکان نه تنها به بهداری مراجعه نکرد بلکه هیچ نیازی به خدمات پزشکی، چه بنا بر درخواست خودش و چه بر اساس نظر پزشک مقیم زندان در پرونده پزشکیاش ثبت نگردیده است.
پس از آنکه دلدار تحت ارفاقات قانونی آزاد شد، اداره کل زندانها یک بار دیگر برای آزادی او صورتجلسهای تهیه و ثبت کرد که در آن تصریح شده خانم دلدار بدون هیچ مشکل جسمانی و یا پزشکی زندان را ترک کرده است.
تحلیل جزئیات ثبت شده در زمان ورود و آزادی مرحومه دلدار از زندان لاکان رشت در سال ۱۴۰۲ نشان میدهد او با وضعیت جسمی کاملاً سالم به زندان وارد و از آن خارج شده است.
اما اخیراً ضدانقلاب و مخالفان در رسانههای خود ادعا کردهاند که خانم دلدار به دلیل عفونت زخمهای ناشی از اصابت ساچمه در آشوبهای سال ۱۴۰۱ جان خود را از دست داده است!
تحقیقات دقیق انجامشده از مراجع مختلف، نشان میدهد که مرحومه دلدار در ماههای اخیر به بیماری کبدی مبتلا بوده و در استانهای رشت و تهران تحت درمان قرار داشته است.
یکی از نزدیکان مرحومه دلدار بیان داشته که او اخیراً به بیماری کبدی دچار شده و پزشکان به او توصیه کرده بودند که برای درمان به شیراز منتقل شود، اما با پیشرفت بیماری، متأسفانه او فرصت سفر به شیراز برای ادامه درمان را نیافت.
بررسی پرونده مرحومه سارا دلدار نشان میدهد که دوباره برنامهریزی برای قربانیسازی معاندین در جهت ایجاد فضایی ملتهب در جامعه، با ناکامی مواجه شده است و این جریان مجدداً ناچار خواهد شد که برای سوژه بعدی خود تلاش کند تا خبری جدید را شکل دهد.
سارا دلدار و قربانیسازی از او نه تنها اولین مورد نبوده بلکه قطعا آخرین نیز نخواهد بود، اما اعتبار این پروژه بهطور کامل آسیب دیده است.
