پژوهشی از مرکز مطالعات شهرداری تهران، روند مرگومیر زنان در ایران و تهران طی چهار دهه را بررسی کرده و از تغییر الگوی علل مرگ و افزایش نقش بیماریهای غیرواگیر خبر میدهد.
به نقل از مرکز مطالعات شهرداری تهران، مرگومیر زنان یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی وضعیت سلامت هر جامعه به شمار میرود؛ شاخصی که نهتنها کیفیت نظام سلامت، بلکه شرایط اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی را نیز بازتاب میدهد. پژوهش بررسی وضعیت مرگ زنان و علل آن در تهران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰ که از سوی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران منتشر شده، تصویری از تغییرات این شاخص طی چهار دهه گذشته ارائه میدهد. این مطالعه با مقایسه وضعیت تهران و کل کشور، روندهای مرگومیر زنان، تفاوتهای سنی و تغییر الگوی مرگ را بررسی کرده است.
یکی از نخستین یافتههای پژوهش به روند رشد جمعیت زنان اختصاص دارد. دادههای گزارش نشان میدهد طی دهههای گذشته جمعیت زنان هم در ایران و هم در تهران افزایش یافته است. بر اساس آخرین برآوردهای ارائهشده در گزارش، جمعیت زنان ایران در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۴۱ میلیون نفر و جمعیت زنان استان تهران به بیش از هفت میلیون نفر رسیده است. بررسی ترکیب سنی نیز نشان میدهد بخش قابل توجهی از زنان در گروههای سنی میانسال و سالمند قرار دارند؛ موضوعی که میتواند در آینده بر الگوی بیماریها و مرگومیر اثرگذار باشد.
اما مهمترین بخش گزارش به روند مرگ زنان در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۰ اختصاص دارد. آمارها نشان میدهد در ابتدای این دوره، یعنی سال ۱۳۵۹، تعداد مرگ زنان در کشور ۱۳۹ هزار و ۷۹۸ نفر و در تهران ۱۰ هزار و ۲۴۶ نفر بوده است. این تعداد در پایان دوره مورد بررسی به ۲۲۵ هزار و ۳۷۴ نفر در کشور و ۳۵ هزار و ۹۰ نفر در تهران رسیده است. با وجود افزایش تعداد مطلق مرگها که تا حد زیادی با رشد جمعیت ارتباط دارد، بررسی «میزان مرگ» در هر صد هزار نفر تصویر متفاوتی ارائه میکند.
مطالعه نشان میدهد میزان مرگ زنان در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ روندی کاهشی داشته است. این کاهش در دهه ۱۳۸۰ نیز تا حد زیادی ادامه یافت و نرخ مرگومیر در سطحی نسبتاً ثابت قرار گرفت. با این حال، از دهه ۱۳۹۰ مسیر تغییر کرد و میزان مرگ زنان دوباره روندی افزایشی به خود گرفت. این افزایش در سالهای پایانی دوره بررسی، بهویژه از سال ۱۳۹۸ به بعد، شدت بیشتری پیدا کرد؛ موضوعی که گزارش آن را به افزایش مرگومیر ناشی از همهگیری کووید-۱۹ نسبت میدهد.
اعداد جدول روند مرگ نیز این تغییر را بهخوبی نشان میدهد. میزان مرگ زنان در ایران از ۷۱۵ نفر در هر صد هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۶۰ به ۳۴۳ نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش یافت، اما پس از آن دوباره روند صعودی آغاز شد و این شاخص در سال ۱۴۰۰ به ۵۳۷ نفر رسید. در تهران نیز میزان مرگ از ۳۸۰ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به حدود ۲۶۰ تا ۲۹۰ نفر در میانه دهه ۱۳۸۰ کاهش یافت، اما در سال ۱۴۰۰ به ۴۹۳ نفر افزایش پیدا کرد.
یکی از نکات قابل توجه گزارش، تفاوت همیشگی میان تهران و کل کشور است. در تمام سالهای مورد بررسی، میزان مرگ زنان در تهران کمتر از میانگین کشور بوده است. این تفاوت در برخی دورهها چشمگیرتر بوده و در برخی سالها کاهش یافته، اما هیچگاه از بین نرفته است. پژوهش بدون ارائه تفسیر فراتر از دادهها، این تفاوت را بهعنوان یکی از الگوهای ثابت چهار دهه گذشته معرفی میکند.
بررسی مرگومیر در گروههای سنی مختلف نیز نشان میدهد روند کاهش مرگ در همه گروههای سنی یکسان نبوده است. در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۸، میزان مرگ در اغلب گروههای سنی کاهش یافته، اما در گروه سنی ۷۰ سال و بالاتر این روند تقریباً ثابت باقی مانده است. همچنین در تمامی گروههای سنی، میزان مرگ زنان در تهران کمتر از کشور گزارش شده است. بیشترین اختلاف میان تهران و ایران در کودکان زیر پنج سال مشاهده میشود؛ بهویژه در دهه ۱۳۶۰ که میزان مرگ دختران زیر پنج سال در تهران فاصله قابل توجهی با میانگین کشور داشته است.
علل مرگ زنان در ایران؛ بیماریهای قلبی همچنان در صدر
بر اساس دادههای جدول مربوط به گروههای سنی، میزان مرگ دختران زیر پنج سال در ایران از ۲۲۴۹ مورد در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۸۵ مورد در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. این روند در تهران نیز از ۹۷۰ مورد به ۴۵ مورد رسیده است. کاهش مشابهی در گروههای سنی پنج تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۴۹ سال نیز مشاهده میشود؛ موضوعی که نشاندهنده افت محسوس مرگومیر در سنین پایینتر طی چهار دهه گذشته است. در مقابل، در گروههای سنی ۵۰ تا ۶۹ سال و بهویژه ۷۰ سال و بالاتر، میزان مرگ همچنان بسیار بالاتر از سایر گروههای سنی باقی مانده است و سالمندان بیشترین سهم مرگومیر زنان را به خود اختصاص دادهاند.
پژوهش همچنین نشان میدهد افزایش مرگومیر ناشی از همهگیری کرونا در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ تقریباً همه گروههای سنی را تحت تأثیر قرار داده است، اما این افزایش در گروه سنی زیر ۱۵ سال مشاهده نمیشود. این موضوع یکی از تفاوتهای مهم الگوی مرگ در دوران همهگیری نسبت به سایر گروههای سنی محسوب میشود.
تغییر الگوی مرگ زنان؛ غلبه بیماریهای غیرواگیر و سهم پررنگ بیماریهای قلبی
بررسی علل مرگ زنان نشان میدهد که طی چهار دهه گذشته، الگوی مرگومیر در ایران و تهران دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. گزارش، علتهای مرگ را در سه گروه اصلی شامل بیماریهای عفونی، انگلی، مادری، اطفال و تغذیه، بیماریهای غیرواگیر و سوانح و حوادث طبقهبندی کرده است. مقایسه این سه گروه در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰ نشان میدهد سهم هر یک از آنها در مرگ زنان به مرور زمان تغییر کرده و بیماریهای غیرواگیر به مهمترین عامل مرگ تبدیل شدهاند.
در سال ۱۳۶۰، اگرچه بیماریهای غیرواگیر بیشترین سهم مرگ زنان را به خود اختصاص داده بودند، اما بیماریهای عفونی، انگلی، مادری، اطفال و مشکلات تغذیهای نیز سهم قابل توجهی داشتند. دادههای گزارش نشان میدهد میزان مرگ ناشی از این گروه از بیماریها در ایران ۲۹۷.۸ و در تهران ۱۲۷.۲ نفر در هر صد هزار نفر بوده است. این رقم طی چهار دهه بهطور چشمگیری کاهش یافت و در سال ۱۴۰۰ به ۱۴۲.۱ نفر در ایران و ۱۳۲.۱ نفر در تهران رسید. گزارش تأکید میکند که افزایش ثبتشده در سال ۱۴۰۰ نسبت به روند سالهای قبل، ناشی از شیوع بیماری کووید-۱۹ بوده است.
در مقابل، روند مرگ ناشی از بیماریهای غیرواگیر مسیر متفاوتی را طی کرده است. آمارها نشان میدهد این دسته از بیماریها در تمام دوره بررسی مهمترین علت مرگ زنان بودهاند. میزان مرگ ناشی از بیماریهای غیرواگیر در ایران از ۳۲۹.۳ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۳۳۸ نفر در سال ۱۴۰۰ رسیده است. در تهران نیز این شاخص از ۲۳۲.۹ به ۳۱۱.۹ نفر افزایش یافته است. به بیان دیگر، در حالی که بسیاری از علل مرگ کاهش یافتهاند، سهم بیماریهای غیرواگیر نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه روندی افزایشی داشته و جایگاه خود را به عنوان اصلیترین عامل مرگ زنان حفظ کرده است. با وجود این افزایش، میزان مرگ ناشی از بیماریهای غیرواگیر در تهران در تمام سالهای بررسی کمتر از میانگین کشور بوده است.
گزارش همچنین به وضعیت مرگ ناشی از سوانح و حوادث پرداخته است. بر اساس دادهها، میزان مرگ زنان بر اثر حوادث و جراحات در کشور از ۸۷.۷ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۲۰.۴ نفر در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. این روند در تهران نیز از ۱۹.۷ به ۹.۷ نفر رسیده است. نتایج مطالعه نشان میدهد میزان مرگ ناشی از حوادث در تهران در تمام دوره بررسی کمتر از کشور بوده و روند آن نسبتاً ثابت باقی مانده، در حالی که در سطح کشور کاهش قابل توجهی مشاهده میشود.
بررسی جزئیتر علل مرگ در سال ۱۴۰۰ نیز تصویری روشن از مهمترین عوامل مرگ زنان ارائه میدهد. در گروه بیماریهای عفونی، «سل و عفونتهای تنفسی» با میزان ۱۳۶ نفر در هر صد هزار نفر در ایران و ۱۲۷.۹ نفر در تهران، مهمترین علت مرگ محسوب میشود. سایر عوامل این گروه از جمله بیماریهای مادری، سوءتغذیه، ایدز و عفونتهای رودهای سهم بسیار کمتری در مرگ زنان داشتهاند.
در میان بیماریهای غیرواگیر، بیماریهای قلبی و عروقی با فاصله زیاد مهمترین عامل مرگ زنان هستند. میزان مرگ ناشی از این بیماریها در سال ۱۴۰۰ در ایران ۱۸۹.۱ نفر در هر صد هزار نفر و در تهران ۱۲۸.۳ نفر گزارش شده است. پس از آن، سرطانها با ۵۷.۸ نفر در ایران و ۷۰.۳ نفر در تهران قرار دارند. همچنین بیماریهای مرتبط با دیابت و کلیه، بیماریهای سیستم عصبی، بیماریهای مزمن تنفسی و بیماریهای گوارشی دیگر عوامل مهم مرگ زنان در این گروه به شمار میروند. نکته قابل توجه آن است که برخلاف الگوی کلی، میزان مرگ ناشی از سرطان و همچنین دیابت و بیماریهای کلیوی در تهران از میانگین کشور بالاتر گزارش شده است.
علل مرگ زنان در ایران؛ بیماریهای قلبی همچنان در صدر
در بخش سوانح و حوادث نیز بیشترین میزان مرگ به حوادث حملونقل و حوادث غیرعمد اختصاص دارد، هرچند ارقام آنها در مقایسه با بیماریهای غیرواگیر بسیار پایینتر است. میزان مرگ ناشی از حوادث حملونقل در سال ۱۴۰۰ در ایران ۱۰.۲ و در تهران دو نفر در هر صد هزار نفر بوده است. همچنین میزان مرگ ناشی از حوادث غیرعمد به ترتیب ۶.۷ و ۶.۳ نفر گزارش شده و آسیب به خود و خشونت علیه دیگران نیز پایینترین سهم را در میان عوامل این گروه داشته است.
جمعبندی گزارش نشان میدهد سلامت زنان، علاوه بر آنکه شاخصی برای سنجش توسعه انسانی است، نقشی تعیینکننده در سلامت خانواده و جامعه دارد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه طی چهار دهه گذشته مرگومیر زنان در بسیاری از گروههای سنی و بر اثر بیماریهای عفونی و حوادث کاهش یافته، اما روند افزایشی بیماریهای غیرواگیر، بهویژه بیماریهای قلبی و عروقی، همچنان مهمترین چالش سلامت زنان محسوب میشود. همچنین افزایش میزان مرگ در سالهای پایانی دوره مطالعه، همزمان با همهگیری کووید-۱۹، نشان داد که رخدادهای فراگیر سلامت میتوانند روندهای چند دههای را نیز تحت تأثیر قرار دهند.
بر همین اساس، گزارش بر ضرورت تداوم سیاستهای مبتنی بر داده برای کاهش مرگومیر زنان، توجه به پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر، کاهش نابرابریهای منطقهای در دسترسی به خدمات سلامت و ارتقای کیفیت برنامههای بهداشتی تأکید میکند؛ رویکردی که به باور پژوهشگران میتواند به بهبود کیفیت زندگی زنان و کاهش مرگومیر در سالهای آینده کمک کند.
