محمد ماکویی؛ در خلال یک دورهمی خانوادگی، جمع فامیل دور هم نشسته بودیم که یکی از نزدیکان ناگهان موضوع را به سمت احتمال افزایش قیمت بنزین سوق داد و بیان کرد: “حالا فرض کنیم که قیمت بنزین بیست تا سی درصد افزایش یابد، واقعا پزشکیان میتواند با درآمد حاصله تا چه اندازهای مشکلات و دغدغههای پنهان مردم کشور را حل کند؟ گرانی را میخواهی تجربه کنی؟ برو ترکیه! آنجا برای هر لیتر بنزین باید ۸۰ هزار تومان پرداخت کنی و اگر بخواهی سی لیتر بنزین بزنید، باید دو میلیون و چهارصد هزار تومان هزینه کنی!”
در حالی که چشمانم به خاطر شگفتی گشاد شده بود، فرد دیگری افزود: “این گونه میشود که مردم به جای خودرو، با دوچرخه به محل کار میروند یا از وسایل حمل و نقل عمومی بهره میبرند؛ چون چه کسی دوست دارد که از وسیله نقلیه شخصیاش استفاده نکند و با کمترین زمان و آسایش به مقصد برسد؟”
درست است که اعضای خانواده به انصاف صحبت میکردند؛ اما در راستای عملی کردن پروژه “بنزین ۸۰ هزار تومانی” به زیرساختها و تدابیر خاصی نیاز است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تأمین دوچرخههای ارزان قیمت برای دسترسی آسان متقاضیان.
گسترش مسیرهای مخصوص دوچرخه در سطح شهرها به نحوی که دوچرخهسواران بتوانند بدون مشکل از مبدأ به مقصد خود (یا حداقل به نزدیکی آن) برسند.
لغو محدودیتها و ممنوعیتهای دوچرخهسواری خانمها از لحاظ قانونی و فرهنگی.
بهبود وضعیت وسایل نقلیه عمومی از لحاظ کمیت و کیفیت (شامل تعداد، ایستگاهها، مکانها، راحتی، ایمنی، نظافت و بهداشت، و ظرفیت پذیرش مسافر) به حداقل استانداردهای لازم.
تنظیم تعرفه و قیمت بلیطهای حمل و نقل عمومی به نحوی که استفاده از آنها، طی سالها و با در نظر گرفتن زمانهای انتظار و تردد، از لحاظ اقتصادی نسبت به خودروهای شخصی به صرفه باشد.
آموزش فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه عمومی از طریق رسانهها و مطبوعات به مردم، به گونهای که افرادی که از این وسایل استفاده میکنند، در نگاه عمومی نسبت به استفادهکنندگان از وسایل نقلیه شخصی دارای “ارزش افزوده” محسوب شوند.
