“`html
تولید یک سریال کمدی قطعاً چالشی بزرگ به شمار میرود. رییس مرکز سیمافیلم بهعنوان مسئول اصلی ساخت مجموعههای نمایشی به تازگی به این موضوع اشاره کرده و دلیل افت تعداد برنامههای کمدی در تلویزیون را به این نکته مرتبط میداند. اما موضوع این است که تماشاگران به سرگرمی و طنز نیاز دارند و مدیران تلویزیون باید برای پر کردن این فاصله، تدبیری بیندیشند.
در گذشته طنزهای ۹۰ قسمتی مانند «ساعت خوش» آغازگر یک دوره جدید بودند و این مسیر با سریالهایی همچون «شبهای برره» و «زیر آسمان شهر» ادامه یافت. تماشاگران تلویزیون، حتی اگر در طول روز مشغلههای متفاوتی داشتند، شبها پس از فراغت از کار، معمولاً میدیدند که چگونه داستانهای خشایار مستوفی (با بازی حمید لولایی) و پیرپکاجکی (مهران غفوریان) یا حوادث شیرین شیرفرهاد و کیوون و لیلون را دنبال کنند.
سپس رضا عطاران به جمع مردان کمدی تلویزیون پیوست و سریالهای خانهبهدوش، متهم گریخت و بزنگاه به واسطه بازی و کارگردانی او اعتبار خوبی را از نظر جذب بیننده برای تلویزیون به ارمغان آورد.
با ورود «پایتخت»، اوضاع به شدت تغییر کرد. این مجموعه که چهار فصل پرطرفدار را پشت سر گذاشت، به تدریج و با ورود اسپانسر در فصل پنجم و همهگیری کرونا در فصل ششم، دچار افت شد. فصل هفتم نیز با حاشیههایی از برخی بازیگران و حقوق تنابنده، فعلاً به تاریخ پیوسته است.
از میانه کار، «نون خ» نیز به سریالهای موفق کمدی پیوست؛ مجموعهای که به رغم نوساناتش در پخش و تولید، همچنان باقی مانده است؛ هر چند که با اعلام یک موضوع سفارشی برای فصل جدید، آینده موفقیت سریال سعید آقاخانی به وضوح در هالهای از ابهام قرار دارد.
به طرز مشابه، «زیرخاکی» به کارگردانی جلیل سامان نیز با حضور موفق ژاله صامتی و پژمان جمشیدی از دیگر مجموعههای مطرح تلویزیون بود که با لطافت و هوشمندی فضای آنتن را از یکنواختی نجات میداد و لبخند را بر چهره تماشاگران مینشاند.
اما نگاهی به تلویزیون دو الی سه سال گذشته، نشاندهنده خالی شدن از مجموعههای محبوب است و هیچ جایگزینی هم برای آنها معرفی نشده است.
از طرف دیگر، هر زمان که به نیاز تولید برنامههای طنز پرداخته شده و بر اهمیت آنها تأکید گردیده، همراه با این موضوع، مشکلاتی نیز مطرح میشود: دشواری در خنداندن مردم، کمبود فیلمنامههای کمدی با کیفیت، انحصار گروههای طنز در دست عدهای خاص، و نیز نیاز جامعه به ارتقای ظرفیت برای شوخی و… .
به تدریج، در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، تعداد سریالهای ملودرام تاریخی و آپارتمانی به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده و سازندگان این آثار با مشاهده داغ شدن بحثهای مرتبط به خشونت و جنایت، آن را به سوژه اصلی خود تبدیل کردند تا جایی که عمدتاً نان سوختهای را به دست مخاطب میدادند!
در عین حال، عدهای همچنان فریاد میزدند که تنها راه فرار از این فضای تلخ رسانهای شاید کمدی باشد؛ کمدی، کمدی و کمدی.
سازندگان سریالها متوجه شدند که با داغ شدن تنور خشونت و جنایت، بیوقفه به آن دامن زدند و تا جایی که توانستند در این زمینه آثارشان را ادامه دادند و در نهایت معمولاً نان سوخته را به دست مشتریان خود دادند! شبکه نمایش خانگی زودتر از تلویزیون این نیاز را درک کرد. سریالهایی مانند سیاهچاله، نیسان آبی، نیوکمپ و … نتیجه این تفکر بودند که البته هیچ یک به اندازه کافی از کیفیت مورد نیاز برای جذب مخاطب برخوردار نبودند تا تماشاگران برای دیدن آنها هزینهای پرداخت کنند.
با این حال، چهرههای موفقی همچون مهران مدیری، سروش صحت و رضا عطاران نیز که به طور کامل از تلویزیون ناامید شده بودند، به تدریج به جمع سازندگان سریالهای طنز در شبکه نمایش خانگی پیوستند و آثاری چون «هیولا»، «دراکولا»، «همه عمر مگه چندتا بهاره» و «دفتر یادداشت» در همین راستا تولید شدند.
در حالی که آمار بینندگان تلویزیون نیز این بار داستان را به صراحت به گوش میرسانند که تنها راه خروج از این بحران مخاطب، قطعاً کمدی است؛ کمدی، کمدی و کمدی.
شبکه نمایش خانگی پیش از تلویزیون به این صدا گوش داده بود. سریالهایی مانند سیاهچاله، نیسان آبی و نیوکمپ نشانهای از این تفکر بودند، گرچه هیچکدام به آن کیفیت مطلوب نرسیدند که مخاطب را راضی نگهدارند.
امروز به نظر میرسد که علاوه بر شبکه نمایش خانگی، تلویزیون نیز سرانجام این صدای درخواستی را شنیده است.
«نون خ» که در این سالها حضوری همیشگی داشته، اکنون در کنار آن فصل جدید «زیرخاکی» نیز خبرساز شده است. سامان نه تایید کرد و نه تکذیب؛ او فقط بیان کرد: اگر خبری جدید داشته باشیم، مطلعتان خواهیم کرد!
سریال «پایتخت» هم وضعیت مشابهی را تجربه کرده است. این موضوع با یک خبر غیررسمی در فضای مجازی آغاز شد و هنگامی که رسانهها به دنبال جزئیات بودند، عوامل اصلی در سکوت به سر میبردند و تلویزیون نیز بر این نکته تأکید کرده بود که مذاکرات ناامیدکننده نبوده است.
و اکنون بعد از این همه وعدههای مدیران تلویزیون برای بازگرداندن برندهای محبوب و تشکیل دوباره تیمهای طنز، مخاطب متوجه شده و مشتاق دیدار دوباره کاراکترهایی است که در گذشته همواره با وجود تمامی مشکلات زندگی، لبخند را بر چهرهاش میآوردهاند. حالا مخاطب، ناامید از زخمهای کاری شبکه نمایش خانگی، دوباره به دنبال راهی برای خندیدن است و این بار بهوضوح فریاد میزند: تلویزیون جدی… نمیخواهیم، نمیخواهیم.
“`
