یک پناهجوی جوان ایرانی در استرالیا موفق به انتقال خود از یک برقکار ساده به مدیریت کسب و کار شخصیاش شد که هدف او کمک به استخدام دیگر پناهجویان است. در ادامه، جزئیات ماجرای هر یک از این افراد را مرور میکنیم.
یک: عصر دوشنبه هفته گذشته، ساعت شش و ۱۵ دقیقه، پلیس به دلیل وقوع یک حادثه در منطقه برنابی از بریتیش کلمبیا فراخوانده شد و ماموران ونکوور با صحنهای خونین روبهرو شدند. یک مرد ایرانی ۴۰ ساله به شدت زخمی بر روی زمین افتاده بود و جراحات مرگباری که در اثر ضربات متعدد چاقو به او وارد شده بود، مشهود بود. بلافاصله تیمهای امدادی به محل حادثه رسیدند و اقدام به نجات او کردند اما تلاشها بینتیجه ماند و این مرد ایرانی در صحنه جان خود را از دست داد.
دو نفر به نامهای رضا جعفری ۳۲ ساله و حیدری (نام کوچک او مشخص نیست) ۲۸ ساله به اتهام قتل درجه دو این شهروند ایرانی دستگیر شدهاند. در حالی که نام مقتول توسط پلیس منتشر نشده، برخی منابع به نام فایق عبداللهی سنگان با سن ۴۲ سال اشاره کردهاند. به گفته این منابع، فایق از اشنویه بوده و در کانادا به عنوان پناهجو زندگی میکرده است. همچنین پلیس کانادا به ملیت دو متهم اشارهای نکرده اما منابع غیررسمی ادعا دارند که این دو فرد از افغانستان آمدهاند. یکی از نزدیکان خانواده مقتول نیز مدعیست که متهمین پس از تماس تلفنی با فایق عبداللهی، او را به بیرون از منزل کشانده و با سلاح سرد به او حمله کردهاند.
پلیس ونکوور جزئیات انگیزه این قتل را فاش نکرده است اما بیان کرده که مظنونین و قربانی، قبلاً یکدیگر را میشناختهاند و درگیریشان جنبه شخصی داشته است. کارآگاهان در جستجوی شاهدان به منظور کسب اطلاعات بیشتر در مورد این حادثه هستند.
* در همان روز دوشنبه، دو ایرانی دیگر به نامهای آرش میثاقی و سمیرا یوسفی در یک تیراندازی در تورنتو جان خود را از دست دادند و قاتل بلافاصله پس از ورود پلیس از انجام کار خود خودداری نکرد. پس از رسانهای شدن نام این دو مقتول، ابعاد واقعه روشنتر شد و مشخص گردید که آرش میثاقی ۵۴ ساله در سالهای گذشته متهم به چندین فقره کلاهبرداری میلیون دلاری بوده و همچنان برخی پروندههای او، از جمله یک کلاهبرداری ۱۷ میلیون دلاری، در حال بررسی است.
قاتل این دو ایرانی نیز یکی از شاکیان میثاقی و یوسفی بود و ادعا میکرد تمامی سرمایهاش به خاطر کلاهبرداری آنها از دست رفته است. همسر این شهروند کانادایی پس از حادثه نامهای از او پیدا کرد که در آن نوشته بود: «مرگ من به خاطر میثاقی و یوسفی است.»
دو: در سال ۲۰۱۳، امیر انصاری با قایق خود را به استرالیا رساند تا زندگی جدیدی را آغاز کند، اما این عمل به سادگی که تصور میکرد، صورت نگرفت. او به رسانه استرالیایی اسبیاس گفت: «گمان میکردم همهچیز برایم آسان باشد، اما بلافاصله متوجه شدم که در هر کاری که قصد انجامش را دارم، از من سوءاستفاده میشود.»
انصاری از ۱۳ سالگی در ایران به عنوان برقکار مشغول به کار بود و با داشتن این مهارت به استرالیا سفر کرد، اما پنج سال طول کشید تا بتواند شغلی پیدا کند. او در ۲۶ سالگی، پس از گذراندن دو سال در کمپ پناهجویان به ملبورن منتقل شد. یک سال بعد، در ۲۰۱۷ درخواست پناهندگی او تأیید شد و برای او ویزایی صادر گردید تا بتواند در این کشور مشغول به کار و تحصیل شود. برای او که به لحاظ قانونی اجازه کار داشت، با این حال اگر کارفرما از وضعیت پناهندگیاش مطلع میشد، شرایط برایش سختتر میشد.
او با موانع زبانی و تبعیض نژادی نیز روبرو بود. پس از پنج سال بیکاری، نخستین کارفرما تنها ساعتی ۱۵ دلار به او پرداخت میکرد که بسیار کمتر از حداقل دستمزد در استرالیاست. او در این خصوص به سیبیاس میگوید: «آنها میدانستند که من پناهجو هستم و برای کارآموزی نیاز به این مشاغل داشتم و به نوعی از من سوءاستفاده میکردند. به عنوان مثال، از من میخواستند کارهایی انجام دهم که وظیفهام نبود و بابت آنها نیز پرداختی نمیشد.»
این مسائل امیر انصاری را مجاب کرد تا به دنبال مسیر خود برود و از درگیری با کارفرمایان تبعیضآمیز دوری کند. او چهار سال دوره کارآموزی در مهندسی برق را گذراند و اکنون یک شرکت خدمات الکتریکی رسمی راهاندازی کرده است. او در تلاش است تا پناهندگان و مهاجرانی را که تجارب مشابهی دارند، جذب کند. او در نهایت به اسبیاس میگوید: «میخواهم نشان دهم که ما انسانهای بدی نیستیم. من با یک قایق به اینجا آمدم و حالا به این جامعه خدمت میکنم.»
