برخی از افراد حتی به مراتب بیشتر تحت تأثیر تبلیغات گمراهکننده این رژیم قرار گرفته و اسرائیل را دوستانه برای ملت ایران قلمداد میکردند. لیکن، خیل عظیمی از این خوشبینیها در پرتو واقعیتهای آشکار ناشی از تجاوز دوازدهروزه، فرو ریخت. در این دوازده روز، مردم شاهد این بودند که هرگاه منافع اسرائیل ایجاب کند، این رژیم هیچ ترسی از کشتن بیگناهان، از جمله زنان و کودکان، چه ایرانی و چه غیرایرانی، ندارد. فهرست بیگناهان کشتهشده در این تجاوز آنقدر طولانی است که رژیم نمیتواند به راحتی این جنایات را انکار کند و در حال حاضر سکوت را به توجیهات ترجیح داده است.
با این وجود، میتوان از همین رژیم ظالم نکات و درسهای ارزشمندی آموخت. برای من که بخشی از زندگیام را به مطالعات اسرائیل اختصاص دادهام، این موضوع به یک واقعیت جدی تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی در سیر سیاستورزی خود به شدت از عقل، علم و فناوری بهره میگیرد و این رویکرد را میتوان در تدابیر هوشمندانه و مؤثر این رژیم مشاهده کرد. یکی از این فرایندهای عاقلانه «ممنوعیت اظهارنظر مسئولان» در مواقع حساس کشوری است. در چنین شرایطی، نخستوزیر میتواند اعضای دولت را از ابراز موضع در رابطه با موضوع حساس منع کند و در واقع، اظهارنظرها را به شخصیتهای مسئول واگذار میکند که در جریان ظرایف حساس موضوع و جزییات آن قرار دارند. با راستای این ابتکار، موضع کشور در یک مسیر و کانال مشخّص پیش میرود که مطابق مصالح کشور است و از ابراز نظرات غیرمرتبط که ممکن است با این مصالح در تضاد باشد، جلوگیری میشود.
متأسفانه در کشور ما، این مسائل حیاتی و تأثیرگذار رها شده و آسیبهای بسیاری به منافع و مصالح ملی وارد شده است. یکی از نمونههای بارز این موضوع، وضعیت نابسامان اظهارنظر درباره تجاوز اسرائیل یا مذاکرات هستهای با طرفهای غربی است. در این شرایط، تمامی مسئولان و مقامات لشگری و کشوری احساس میکنند که میتوانند در ارتباط با این موضوعات حساس و سرنوشتساز ابراز نظر کنند و آن را تحت عنوان موضع جمهوری اسلامی قرار دهند. بسیاری از این افراد از مصالح عالی کشور و جزئیات مواضع مسئولان و حساسیتهای بینالمللی بیخبرند و مواضع خود را اتخاذ میکنند که به سیاست کشور در این زمینه لطمه میزند. به نظر میرسد که مسئولانی که اطلاعات کمتری از اوضاع بینالمللی دارند (یا حداقل تسلط کافی به یک زبان خارجی برای پیگیری تحولات بینالمللی ندارند) تمایل بیشتری به اظهارنظر و تحلیل تحولات جهانی دارند. این مواضع، که هیچ تناسبی با واقعیتهای بینالمللی ندارند، به آسانی میتوانند به ابزارهای چرب برای تبلیغات و سیاستهای دشمن تبدیل شوند.
سازمانهای مسئول در اسرائیل، که متولی رصد این اظهارات هستند، انبوهی از اظهارات نابجا و بیمحابا را در در اختیار دارند که میتوانند هر زمان بخواهند روابط ایران با هر کشوری در جهان را به تنش بکشانند! این اظهارات عموماً در سخنرانیهای مردمی مسئولان – هنگامیکه سخنرانان میخواهند توانمندی و خوبی خود و معایب دیگران را به نمایش بگذارند و جمع را مملو از هیجان و احساس پیروزی و شادی کنند – نمود پیدا میکند. حجم این اظهارات مخرب تا حدی است که یکی از بخشهای مهم وزارت خارجه (و دیگر ارگانهای ذیربط) صرف رفع و رجوع و به عبارتی ماست مالی کردن این گفتهها میشود. این عمل البته به منظور محدود کردن خسارات انجام میگیرد و هرگز نمیتواند اثرات منفی آنها را به طور کامل مرتفع سازد.
با توجه به این واقعیت تلخ و همچنین شرایط حساس کشور و توانایی فوقالعاده اسرائیل در سوءاستفاده از این اظهارات برای تخریب ابتکارات دیپلماتیک ایران، ضروری است که اتخاذ موضع رسمی در رابطه با مسائل حساس به مقامات مسئول محدود و منحصر شود و سایر مسئولان، از جمله لشگری و کشوری، از ابراز موضع و سخنرانی در مورد این موضوعات – مذاکرات هستهای و مذاکرات با کشورهای غربی – منع شوند. لازم است این ممنوعیت حداقل به مدت پنجاه روز – تا مهلت مقرر برای پایان این فرآیند در ۹ شهریور – ادامه پیدا کند. خوشبختانه در این مرحله، کلیه سخنگویان رسمی دولت، از جمله سخنگوی دولت، وزیر امور خارجه و سخنگوی وزارت خارجه، از متخصصان و سخنگویان با تجربهای هستند که تسلط بالایی بر کار خود دارند و در مورد مسائل خارجی با عقل و مسئولیت موضعگیری میکنند. این افراد میتوانند مواضع کشور را به خوبی تبیین کرده و امکان سوءاستفاده از مواضع رسمی ایران را به حداقل برسانند.
این ممنوعیت، که میتواند از سوی شورای عالی امنیت ملی وضع شود، تنها متوجه مسئولان و مقامات دارای جایگاه رسمی است که مواضع آنها میتواند به عنوان موضع رسمی کشور تلقی گردد. اما سایر افراد باید در ارائه نظر و تحلیل آزاد باشند. این نظرات البته ممکن است مختلف و گاه متعارض باشند. این نیز مقتضای آزادی بیان است و نمیتوان جلوی آن را گرفت. اگر ضرری متوجه آن هم باشد در برابر خیر کثیر حاصله ناچیز خواهد بود. بر این اساس، برخی حساسیتها و نداها در این زمینه برای محدود کردن و بستن دهان تحلیلگران و نظریهپردازان نیز معقول نیست. بزرگنمایی یک نویسنده یا تحلیلگر به عنوان خیانتی به کشور در این ارتباط قابل ارزیابی است.
آنچه که خطرناک است و میتواند پرونده ایران را در سطح بینالمللی سنگین یا مخدوش کند، مواضع مسئولان رسمی است، در غیر این صورت نظام در برابر اظهارات شهروندان عادی هیچگونه مسئولیتی ندارد. در این زمینه نیز میتوان به فضای اسرائیل به عنوان یک الگوی قابل استفاده توجه کرد. در این رژیم (که در مواقع ضرورت، مسئولان از اظهارنظر منع میشوند)، منابع غیررسمی آزادی عمل بیشتری برای ابراز نظر و اتخاذ موضع دارند و در واقع حکومت اسرائیل برای ارسال پیامهای غیررسمی خود از این فضا به خوبی بهره میبرد. در ایران نیز این فضا میتواند به منظور ارسال پیامهای غیررسمی مورداستفاده قرار گیرد و از آن جا که مسئول این اظهارنظر خود افراد هستند و نه حکومت، موضعگیریهای تند یا کند این افراد آسیبی به منافع و سیاست ملی نمیزند. علاوه بر این، این فضای آزاد موجب میشود که تمامی نگاهها و دیدگاهها درباره مسائل حساس کشور مطرح شوند و در این میان، نظرات عالمانه و عاقلانه قوت و برتری خود را نسبت به دیگر دیدگاهها نشان دهند و از این رهگذر مسئولان از اتاق فکری به وسعت همه اندیشمندان و دلسوزان کشور برخوردار و بهرهمند شوند.
* استاد مطالعات اسرائیل – دانشگاه تهران
