نعمتالله فاضلی در پی درگذشت مهدی ثریا، او را استادی فرزانه توصیف کرد که با دلسوزی بیپایان برای مردم و فرهنگ ایران قلمفرسایی کرد، در مقام معلمی ایفای نقش نمود و علیرغم تمامی تلاشهایش، به طور ناشناخته از میان ما رخت بربست.
، این انسانشناس و نویسنده در سوگ مهدی ثریا، انسانشناس و مترجم نامدار، یادداشتی با عنوان «ثریا به ثریا رفت؛ به یاد استاد سیدمهدی ثریا» به رشته تحریر درآورده است: «در تاریخ ۲۱ آذر (۱۴۰۲)، استاد سیدمهدی ثریا، انسانشناس، معلم و مترجم نامور ایران از این دنیا رفت.
او در میان اهل نظر به دلیل ترجمههایش در زمینه روانکاوی و رواندرمانی شناختهشده بود. کتاب «انسان در جستجوی خویش» اثر رولو می، یکی از پرخوانندهترین و پرفروشترین ترجمههای او محسوب میشود.
ثریا در تحقیقات مربوط به انسانشناسی روانشناختی علاقه و تسلط ویژهای داشت و سالها در دانشگاه تهران به تدریس مشغول بود. او همچنین آثار ارزشمندی چون «شخصیت در فرهنگ» را نگاشته که به عنوان اثری ماندگار شناخته میشود.
آشنایی من با استاد به سال ۱۳۷۳ بازمیگردد، زمانی که من مدیریت مرکز پژوهشهای بنیادی (پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات امروز) را بر عهده داشتم. در آن دوران، استاد کتاب «جوامع سنتی و تغییرات فنی» نوشته جورج فاستر، انسانشناس کلاسیک آمریکایی و استاد دانشگاه برکلی را برای مرکز به ترجمه درآورد و سپس این اثر چاپ شد.
در سال ۱۳۷۷ زمانی که قصد داشتم تحصیلات دکتری را در خارج ادامه دهم، استاد با تمام وجود از من حمایت و مرا تشویق کرد و برای من پذیرش از دانشگاه برکلی گرفت. اما به دلیل محدودیتهای آن زمان، اجازه تحصیل در آمریکا به ما داده نمیشد و در نهایت راهی دانشگاه لندن شدم.
در آن سالها، استاد مشغول نگارش مقالاتی در خصوص کاربرد مردمشناسی در جامعه ایران بود. در اولین دیدارمان، مقاله «مشکل بهداشتی و آموزش بهداشت» که به تازگی در مجله نامه علوم اجتماعی منتشر شده بود را با خود به همراه داشت و به گرمی مرا تشویق میکرد که تمرکز خود را بر روی کاربردهای مردمشناسی در ایران بگذارم.
این تشویق موجب شد تا همان سالها با همکاری پژوهشکده مردمشناسی و استاد فقید اصغر عسگری خانقاه، همایش کاربردهای مردمشناسی در ایران را برگزار کنیم که نتایج آن نیز در شماره ویژهای از مجله «نامه علوم اجتماعی» به چاپ رسید.
استاد ثریا در سال ۱۳۷۷ مقالهای تحت عنوان «مردمشناسی کاربردی و کاربرد مردمشناسی» نوشت و منتشر کرد که هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین مقالات در این حوزه شناخته میشود.
با توجه به نگرش علمیاش که به طور عمیق به جایگاه و اهمیت شخصیت و عاملیت انسان در فرهنگ مینگریست، او همواره در تلاش بود تا راههایی برای بهبود تربیت و آموزش یافته بگردد. اعتقاد داشت که فرهنگ نقش کلیدی در شکلگیری شخصیت افراد ایفا میکند. او نظریه «فرهنگ فقر» اسکار لوییس را نیز به زبان فارسی در سال ۱۳۵۳ ترجمه و معرفی کرد، در حالی که در آن زمان، شاهکار کلاسیک «فرزندان سانچز» لوییس هنوز به فارسی برگردانده نشده بود.
استاد ثریا تمام عمر خود را در ایران سپری کرد و با عشق و دلسوزی برای مردم و فرهنگ این سرزمین نوشت، ترجمه کرد و در مقام معلمی تلاش نمود.
با وجود خدمات شایستهاش، او زندگی را در سایه گمنامی گذراند و به همین شکل نیز از دنیا رفت؛ اما کسانی که ایشان را از نزدیک میشناختند و با او در ارتباط بودند، گواهی میدهند که شخصیت بزرگوار و فرهیخته و دلسوز استاد ثریا، عظمت او را نمایان میسازد.
او از جمله نوادر جامعه علمی بود که آنچه مینوشت و میاندیشید در رفتار و وجودش نمایان میساخت. استاد ثریا جزو نسل بزرگ انسانشناسان ایران چون نادر افشار نادری، محمود روحالاامینی و علی بلوکباشی به شمار میرفت. این نسل، هویتی خاص داشتند و در عرصههای فرهیختگی، وطنپرستی و علم، کمنظیر و ممتاز بودند.
یاد و نامش برای همیشه در یادها جاودانه خواهد ماند و روحش شاد باد.
