این روزها پرچالش بودن موضوع برق و ناترازی آن خودش را به وضوح نشان داده است، به ویژه در شرایطی که گرما به حدی غیرمعمول رسیده. گرچه قطع برق نسبت به گذشته کاهش یافته، اما کماکان یادآور خاطرات تلخی برای ماست و این پرسش را در ذهن بوجود میآورد که آیا وضعیت کنونی پیشبینیپذیر نبوده است؟ و اینکه آیا ممکن است در سالهای آتی همچنان شاهد قطع برق باشیم؟
، در راستای بررسی و پیدا کردن راهحلهایی برای چالشهای ناترازی برق، با محمدحسین احمدی، پژوهشگر حوزه انرژی مصاحبه کردیم. در این مصاحبه به مباحث مربوط به ناترازی برق و مسائلی که دولت جدید، به خصوص در زمینه انرژی و برق، باید به آن توجه کند، پرداخته شده است. احمدی در این گفتوگو اشاره میکند که موضوع برق از جنبههای تولید، توزیع و مصرف قابل تحلیل است و سیاستگذاریهای نادرست در این حوزه منجر به بحران فعلی ناترازی برق شده است؛ بحرانی که اگر به آن رسیدگی نشود، ممکن است در سالهای آینده به حالت وخیمتری دچار شود.
اغلب افراد بر این باورند که حل مشکلات ناترازی برق تنها با ساخت نیروگاههای جدید میسر است، اما وابستگی شدید صنعت برق به گاز، به همراه کمبود گاز، این مسئله را پیچیدهتر کرده است. به عبارت دیگر، حتی اگر نیروگاه جدیدی هم ساخته شود، در صورت عدم تأمین خوراک این نیروگاه (که همان گاز است)، عملاً امکان افزایش تولید وجود نخواهد داشت.
از سوی دیگر، مصرف بیرویه و غیرمولد برق موجب شده تا تولید نتواند پاسخگوی نیازها باشد. در این خصوص، مقصر تنها مردم نیستند، بلکه سیاستگذاران نیز در عدم هدایت مردم به سمت مصرف بهینه نقش دارند.
این شرایط ممکن است نخستینبار به نمایش بنبست و ناامیدی بیانجامد، اما واقعیت این است که با همت و همافزایی بین مسئولین و به ویژه همکاری وزارتخانههای نیرو، نفت و صنعت میتوان کشور را از این بحران نجات داد.
مشروح این گفتوگو را در ادامه مطالعه کنید:
ناترازی کنونی معادل ۱۶ نیروگاه اتمی بوشهر است
از سال ۱۳۹۲ به مرور زمان، فاصله بین تقاضای برق در اوج و توان تأمینشده در این زمان بیشتر شده است. این فاصله به تدریج فزونی یافته تا اینکه در سال گذشته به ۱۲ هزار مگاوات و در حال حاضر به بیش از ۱۶ هزار مگاوات ناترازی برق رسیدهایم. این مقدار ناترازی معادل تولید ۱۶ نیروگاه اتمی بوشهر است.
با این حال، حتی ساخت این نیروگاهها هم تضمینی برای تأمین کامل این توان نیست، چرا که توان تولیدی هر نیروگاه به دلایل مختلف از جمله مصرف داخلی و تلفات شبکه انتقال، با توان واقعی که به دست مصرفکننده میرسد تفاوت دارد.
بنابراین، ما با یک بحران جدی در زمینه ناترازی برق مواجه هستیم که در سالهای اخیر به شدت تشدید شده است. سیاستگذاریها در این دوره به گونهای بوده که فشار ناشی از ناترازی کمتر بر روی بخش خانگی تأثیر گذاشته و بیشتر بر روی صنایع متمرکز شده است. این بهوسیله اقداماتی مانند تغییر زمان کار صنایع یا تعطیلی موقت آنها انجام شده است.
از سال ۱۳۹۲ به تدریج فاصله میان تقاضای برق در زمان اوج و توان تأمینشده در زمان اوج بیشتر شد. این فاصله به مرور افزایش یافت تا جایی که در سال گذشته به ۱۲ هزار مگاوات و امسال تا این لحظه به بیش از ۱۶ هزار مگاوات ناترازی برق رسیدهایم. این میزان ناترازی معادل تولید ۱۶ نیروگاه اتمی بوشهر است.
این فشار بر صنایع مسائل متعددی را ایجاد کرده و به ضرر اقتصادی آنها منجر شده است. در سالهای اخیر این ناترازی تا حدودی مدیریت شده، اما در ابتدا، خاموشیهای وسیعی به بخشهای مختلف تحمیل شد که به هر دو بخش خانگی و صنعتی آسیب رساند.
بر اساس قانون، دولت حق ساخت نیروگاه را ندارد
- تفاوت بین قبل و بعد از سال ۱۳۹۲ چه بود که با چنین ناترازی مواجه شدیم؟
در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، خصوصیسازی در صنعت برق، به ویژه در بخش تولید، آغاز شد. نیروگاههایی که تحت مدیریت وزارت نیرو بودند، به بخش خصوصی انتقال یافتند. اما به علت عدم برنامهریزی دقیق و ممنوعیت سرمایهگذاری دولتی در تولید برق، رشد نیروگاهها همراستا با تقاضای برق کشور نبود. این وضعیت باعث افزایش ناترازی میان تولید و مصرف برق شد.
- چرا با وجود پیشبینی مصرف بالاتر، نیروگاهی ساخته نشد؟
با انتقال نیروگاهها به بخش خصوصی، انتظار میرفت که این بخش به دنبال توسعه باشد. اما به دلیل نبود شرایط اقتصادی مناسب و واگذاری نیروگاهها به عنوان بدهی، این انتظار محقق نشد. این وضعیت منجر به شکلگیری بازاری با خریدار انحصاری، یعنی وزارت نیرو، شد. در حال حاضر حدود ۶۰ درصد از نیروگاهها خصوصی هستند، اما وزارت نیرو به عنوان تنها خریدار برق عمل میکند و این موضوع مانع شکلگیری یک بازار واقعی انرژی شده است.حدود ۶۰ درصد از نیروگاهها خصوصی هستند، اما وزارت نیرو به عنوان خریدار انحصاری برق عمل میکند که این مسئله باعث عدم شکلگیری یک بازار واقعی برای انرژی شده است.
وزارت نیرو موظف است برق تولیدی نیروگاهها را با نرخ تعیینشده در قراردادهای تحویل انرژی خریداری کند، اما تجارب نشان داده است که این تعهدات به طور کامل اجرایی نشده است. نتیجه این وضعیت، افزایش بدهیهای وزارت نیرو به نیروگاهها بوده که آن را به یکی از بزرگترین بدهکاران وزارتخانهها تبدیل کرده است.
هزینه تولید برق از قیمت فروش آن بالاتر است
- چرا بازار برق شکل نگرفت؟
بازار برق نیازمند شرایطی است که تولیدکنندگان بتوانند با نرخهای متنوع و اقتصادی برق خود را بفروشند اما نرخهای مصوب و تحمیلی باعث شدهاند که اقتصاد صنعت به درستی جریان نداشته باشد.
در بسیاری از موارد، هزینه تولید برق بیشتر از قیمت فروش آن است و این امر مانع شکلگیری یک اقتصاد پایدار در صنعت برق شده است. برای جبران این تفاوت، قانونی تحت عنوان “قانون حمایت از صنعت برق” تصویب گرد
