حمیدرضا حاجی بابایی، نایب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی و نماینده همدان، در گفتگویی به بررسی موضوعات پایهای همچون وحدت ملی در برابر تفرقه، وظایف نظارتی پارلمان و بهخصوص راهبردهای کلیدی جمهوری اسلامی در منطقه و مسئله اساسی «حاکمیت بر تنگه هرمز» پرداخته است.
بخشهایی از گفتوگوی او با تسنیم را مرور کنید؛
* بهواسطه ماهیت فعالیتها و ساختار موجود در مجلس شورای اسلامی، این نهاد از جایگاه منحصربهفردی برخوردار است. با کمی تامل، میتوان دید که بسیاری از شوراهای کشور، اینگونه نظیر شورایعالی قضایی یا دیگر شوراها، در اجرا و برنامهریزی نتایج مطلوبی حاصل نکردهاند، اما مجلس شورای اسلامی به واسطه ماهیت شورایی خود، به طور عمیقتری اثربخش واقع شده و انرژی لازم برای حضور در جلسات و اتخاذ تصمیمات در آن احساس میشود.
* انواع جلسات مجلس از طریق رادیو و تلویزیون بهصورت زنده پخش میشود. تا زمانی که مجلس فعالیت دارد و جلسات به شکل علنی برگزار میشوند، مردم حس نزدیکی به آن دارند و حتی ممکن است آن را مورد نقد قرار دهند. واقعیت این است که وجود انتقادات نشاندهنده اعتبار مجلس در نظر مردم است و اگر نقدی وجود نداشته باشد، نشانه عدم اعتبار آن نهاد در نگاه عمومی است.
* در این روزها، مجلس باید بهطور مؤثرتری در زمره نظارتی و قانونگذاری فعالیت کند. قابل ذکر است که از ۱۸ و ۱۹ فروردین به بعد، کمیسیونها بهخصوص جلسات علنی خود را برگزار کردهاند، بهجز مواردی که در صحن مجلس مشکلاتی بروز کرده است. بهنظر میرسد که اکنون به نقطهای رسیدهایم که باید فصلی را ببندیم و بهسمت برگزاری جلسات مجلس با رعایت همه پروتکلهای امنیتی و حفاظتی بهصورت علنی پیش برویم؛ انشاءالله این مسیر دنبال شود.
* تنگه هرمز به نوعی خونبهای تمامی شهدایی است که از آغاز جنگ تا کنون، جان عزیز خود را فدای این انقلاب و ملت ایران کردهاند. بنابراین، باید به این موضوع توجه ویژهای داشت؛ زیرا امروزه تنگه هرمز مقام و اهمیت خاصی یافته که میتوان آن را محور اساسی ملت ایران دانست. اداره این تنگه باید تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران باشد؛ چراکه ما در پی حاکمیت بر کل تنگه هرمز هستیم و حتی در صورت بروز هرگونه رویدادی با همسایگان، از جمله عمان، باید این اراده قوی و باصلابت آسیب نبیند.
* ایران به دلیلهای متعددی به دنبال دسترسی کامل به اشراف منطقهای، امنیتی، تجاری و اقتصادی در تنگه هرمز است و اساساً ریشه اختلافات ما با ایالات متحده نیز همین مسئله است. آمریکا پیشنهادات متنوعی را ارائه کرده، در حالی که ما همزمان با عمان بهعنوان همسایه جنوبی و ایران بهعنوان همسایه شمالی تنگه هرمز در تماس هستیم.
* آنچه باید محقق شود این است که در هر راهکاری این حقیقت پذیرفته شود که جمهوری اسلامی ایران بر این منطقه حاکمیت دارد. بهگونهای که هر کشتی که بخواهد وارد حریم عمان و خلیج فارس شود، باید حتماً تأیید جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد یا دستکم ایران باید از این تردد مطلع باشد.
* در مورد طرحهای مطروحه در مجلس درباره تنگه هرمز باید گفت، در نخستین جلسه علنی که بنده مسئولیت آن را بر عهده داشتم، نخستین اقدام من اعلام وصول این طرحها بود. در آن جلسه اعلام کردیم که در حال حاضر حدود ۱۲ طرح آماده وجود دارد و احتمال میرود این تعداد در آینده افزایش یابد.
* این ۱۲ طرح دارای نقاط مشترکی هستند و بر این اساس تصمیم بر این شد که جلساتی برگزار شود تا همه این طرحها در کنار یکدیگر قرار گیرند. هدف این اقدام این است که بتوانیم یک مصوبه جامع و کارآمد در مجلس ایجاد کنیم؛ بهگونهای که این مصوبه نه با افراط همراه باشد و نه با تفریط، چرا که لازم است در برابر این دو حالت ایستادگی کنیم. به همین دلیل، ما در پی قانون تنگه هرمز با تمام قوت هستیم و شرایط را بهگونهای باید مهیا کنیم که انشاءالله هم تصویب گردد و هم در مرحله اجرا به موفقیت برسد.
* در روزهای اخیر درگیر تصویب لایحه فوریتی «جنایات جنگی» بودهایم که از مجموع ۲۵ ماده آن، ۲۴ ماده به تصویب رسیده و فقط یک ماده باقی مانده که باید در جلسه مجلس مورد بحث قرار گیرد و انشاءالله به تصویب برسد. درباره نگرش مجلس به موضوعات نظارتی و قانونگذاری باید گفت که این جایگاه خود حساسیتهای ویژهای دارد. مجلس همواره در تلاش است تا مسائل اساسی و کلیدی خود را پیگیری کند، اما گاهی مشکلات امنیتی یا موضوعات مختلف پیش میآید که محدودیتهایی را برای مجلس به وجود میآورد. این محدودیتها نباید دائمی باشند و ما میبایست بتوانیم در کوتاهمدت آنها را حل کرده و روال عادی مجلس را از سر بگیریم.
* در سال ۱۳۹۱، نظام رتبهبندی معلمان را طراحی کردیم؛ در آن زمان من وزیر بودم و قبل از سال ۱۳۹۲، دستور اجرا را به استانها ابلاغ کردم. اما با تغییر دولت و آمدن وزیر جدید، این روند متوقف شد و بهنظر میرسید اشتیاقی به این طرح وجود ندارد. پس از آن، ما در مجلس شورای اسلامی این موضوع را دوباره به قانون تبدیل کردیم. در این زمینه دو اقدام مهم انجام شد: نخست، تبدیل این طرح به قانون و دوم، تأمین اعتبار لازم؛ به طوری که ۵۰ هزار میلیارد تومان بودجه برای آن در نظر گرفتیم. در سال ۱۴۰۱، در حالی که بودجه آموزش و پرورش ۱۴۰ هزار میلیارد تومان بود، ما ۵۰ هزار میلیارد تومان به آن افزودیم که تقریباً معادل ۴۰ درصد افزایش بودجه (بدون احتساب اضافات سالانه) بود.
* امروز در بخش آموزش، بیش از ۴۰۰ هزار معلم داریم که حقوق آنها در حدود ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان است. اگر مبلغی به این حقوق افزوده شود، به دلیل تورم، به سرعت مستهلک خواهد شد و متأسفانه روند پرداختها به طور ایدهآل ادامه نیافته است. اگر خواهان کشوری پیشرفته هستیم، هیچ راهی جز آموزش وجود ندارد؛ زیرا آموزش، راهی منحصر بهفرد و خاص است. بنابراین باید به آموزش و پرورش توجه ویژهای داشته باشیم.
* در زمان مسئولیت من در دولت، هنگامی که بحث ادغام وزارتخانهها مطرح بود، یک خبرنگار از من پرسید که وزارت آموزش و پرورش باید با کدام وزارتخانه ادغام شود؟ در پاسخ گفتم «با وزارت نفت». دلیل این پاسخ این بود که هر مبلغی که از فروش نفت به دست میآید، باید صرف دانشآموزان شود. ما حدود ۱۸ میلیون دانشآموز داریم که فرزندان تمامی مردم هستند و از این رو همه در این موضوع سهیماند؛ به همین دلیل، این بودجه باید در اختیار آنها قرار گیرد تا بتوانند آموزشی مناسب را فراهم آورند. اگر این امر تحقق مییافت، قطعاً موفقیتهای بیشتری را کسب میکردیم، اما متأسفانه در برخی دولتها با مخالفت مواجه شد و به مرحله اجرا نرسید.
* در خصوص استخدامها باید گفت که اکنون تعداد زیادی از معلمان (حدود ۲۰ هزار نفر) در وضعیت «حقالتدریس» هستند. هدف ما تعریف وضعیتی برای این عزیزان است تا وضعیت شغلی آنها به «کار معین» تغییر کند؛ بهاین معنا که از حالت قراردادی (شرکتی) خارج شده و به مراحل بعدی استخدام منتقل گردند.
* در تمام دورههای بودجه، ما ردیفی بهنام «۵ درصد» داشتیم که بهطور ویژه برای مقاومت و ارتقاء سطح نیروهای نظامی منظور گردیده است. در دورههای مختلف مجلس، برخی بر حذف این ردیف تأکید کردهاند، اما ما با گفتوگو با وزرای مربوطه، توانستیم این مسئله را تسهیل کنیم و آنها نیز پذیرفتند که این بودجه را بهطور مؤثر اجرا کنند و هر نوع اشکالی را برطرف سازند.
* در زمان تدوین بودجه، یکی از چالشهای بزرگ من بهعلاوه بودجه صدا و سیما و قوه قضائیه، همین ردیف «۵ درصد» بود. اگرچه این ردیف همیشه به تصویب میرسید، اما همیشه درباره کل مبلغ به همراه تعاریف آن بحث میشد. ما تلاش کردیم تا آن را به بهترین شکل ممکن تصویب کنیم تا نیروهای مسلح در برابر ارتش آمریکا و سایر ابرقدرتها تقویت شوند. متأسفانه در مراحل مختلف، با وجود علاقه شدید مجلس، در خصوص سقف بودجه با مشکلاتی حتی در شورای نگهبان مواجه شدیم، اما در نهایت بهخوبی هدایت و مدیریت شد.
* ما باید حمایتهای بیشتری از نیروهای مسلح بهعمل میآوردیم، اما ظرفیت دولت محدود بود و ما در مجلس هر چه توانستیم به آن افزودهایم، اما بیشتر از این مقدور نبود. در زمان بررسی بودجه، موقعیت و پروسه نیروهای مسلح را در ردیف «۵ درصد» بهطور چشمگیری تقویت کردیم؛ هرچند بودجههای کنونی همچنان پاسخگوی تمامی نیازها نیست.
۲۹۲۱۸
