یکی از قسمتهای تازه رئیسجمهور در یک برنامه تلویزیونی درباره قیمت بنزین با جنجالها و واکنشهای گوناگونی روبرو شد. وی در پاسخ به این پرسش که آیا قیمت بنزین تغییر خواهد کرد، بیان نمود: «ناترازی انرژی یک مشکل پیچیده است و روش برخورد ما باید بهگونهای باشد که با مدیریت اصولی ادامه یابد. هیچ کارشناس معتبری در دنیا، وضعیت کنونی قیمت بنزین را تایید نمیکند. وقتی ما برای بنزین هزینه میکنیم، در واقع دلار پرداخت کرده و آن را صادر میکنیم، و در این فرآیند کسری بوجود آمده و در نهایت باعث ایجاد تورم میگردد. این تورم فشار زیادی را بر اقشار آسیبپذیر جامعه وارد میآورد.»
به نقل از فرارو، پس از اظهارات رئیسجمهور، برخی نمایندگان مجلس نظرات مخالفی نسبت به پزشکیان بیان کردند. مالک شریعتی، نماینده کمیسیون انرژی، اظهار داشت: «افزایش قیمت و واردات به هیچ عنوان نمیتواند راهحل مناسبی برای برطرف کردن ناترازی بنزین و انرژی باشد.» همچنین، حمید رسایی نماینده تهران به این موضوع اشاره کرد: «این زمان، زمانی برای صحبتهای صادقانه در انتخابات بوده و ایشان در تبلیغات بارها گفته که من جلوی گرانی بنزین را میگیرم و اجازه نخواهم داد که قیمت بنزین افزایش یابد. از ایشان انتظار میرود که بر سر حرفش بایستد و اگر بخواهد تغییراتی انجام دهد، باید بهطور صریح بگوید که آن اظهارات کارشناسی نبوده و حالا قصد افزایش قیمت دارد و مسئولیت آن را به عهده مجلس نیندازد.»
با توجه به اینکه طرح افزایش قیمت بنزین طرفداران و مخالفانی دارد، سوالات متعددی در این زمینه به وجود آمده است، از جمله اینکه آیا به استناد اظهارات رئیسجمهور، کنترل ناترازی فقط از طریق قیمت بنزین امکانپذیر است؟ چه راهکارهای بدیل دیگری وجود دارد؟ مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز، در گفتوگویی با فرارو به این سوالات پاسخ داده است:
علت مصرف بالا، قاچاق بنزین است نه قیمت بالای آن
مرتضی افقه در گفتوگو با فرارو بیان داشت: «دولتهای ایران از یک سو و برخی از افرادی که علوم اقتصادی را مطالعه کردهاند، به نظر میرسد هیچچیز از اصول اقتصادی نمیدانند به جز اینکه قیمتها تنها عامل تحول هستند و هر چیزی را میتوان با افزایش قیمتها اصلاح کرد. واقعاً پیروان این نگرش، تحت تاثیر این تفکر قرار میگیرند که تنها راه آسان، افزایش قیمتهاست، مخصوصاً اگر با هزینه و تنشهای بعدی همراه نباشد. تمامی دولتهای گذشته نیز تلاش کردهاند تا قیمتها را افزایش دهند. به همین دلیل قیمت آب، برق، گاز و تلفن و… طی سالها بالا رفتهاند. دولتها نیز برای توجیه این افزایشها، بهانهای جز تورم بالا ارائه نمیدهند، اما این تورم، نتیجه بیتدبیری خود این دولتهاست و خسارات ناشی از آن نتیجه سیاستهای نادرست است که به بالا رفتن میزان تورم منجر شده است. مردم هزینه ناتوانی دولتها را با افزایش قیمتهای مختلف پرداخت میکنند. به عمد از واژه «دولتها» استفاده میکنم تا روشن شود که نقد من مختص به دولت کنونی نیست و چنین مسائلی در دولتهای مختلف تجربه شدهاند. ریشه افزایش قیمتها نیز به همین دلیل است که به بهانه تورم افزوده شده است. دولتها هزینههای ناکارآمدی خود را با افزایش قیمتها از جيب مردم جبران میکنند.»
وی ادامه داد: «دولت پزشکیان به نظر میرسد وسوسه شده که برای تأمین کسری بودجه خود، دو اقدام را انجام دهد: یکی افزایش قیمت بنزین و دیگر افزایش قیمت ارز. افزایش قیمت ارز در حال حاضر انجام شده و به تدریج آن را مشاهده خواهیم کرد و تأثیراتش به مرور در جامعه نمایان میشود. در مورد قیمت بنزین نیز مکرراً توصیه شده که بهتر است دولت از این تصمیم صرفنظر کند. ما میدانیم که قیمت بنزین نسبت به تورم انباشته از سالهای گذشته، در سطح پایینی قرار دارد. در عین حال، اگر ادعا میشود که مصرف بنزین در حال افزایش است، این موضوع ناشی از پایین بودن قیمت بنزین نیست، بلکه دلیل اصلی آن قاچاق بنزین است. روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر بنزین بهصورت قاچاق از کشور خارج میشود و دولت میتواند به سادگی جلوی این پدیده را بگیرد. چرا باید تا این حد سهلانگاری صورت گیرد و هزینههای آن به دوش مردم بیفتد؟ به چه دلیلی خودروهایی به مردم تحویل داده میشود که مصرف آنها بهطرز قابلتوجهی بیشتر از سطح مصرف جهانی است؟ چرا باید مردم هزینه بیکفایتی خودروسازان را بپردازند؟ آیا ساختار اداری و طراحی شهری به گونهای است که مردم برای انجام امور عادی زندگیشان ناچار به مراجعه به مراکز مشخصی باشند؟ توزیع خدمات نیز پاسخگوی نیازها نیست و شهروندان در سفرهای درونشهری دائماً در حال حرکت هستند. این شرایط چه علت منطقی دارد؟ صرف تجمع جمعیت در شهرهای بزرگ بر اثر تمرکز منابع و امکانات تقصیر مردم نیست. آیا آقایان اطلاع ندارند که تراکم جمعیت موجب ترافیکهای طولانی میشود و این ترافیکها خود زمینهای برای آلودگی هوا و افزایش مصرف بنزین است؟»
احساس عموم مردم از وضعیت تورم، عواقب ناخوشایندی خواهد داشت
این استاد اقتصاد در ادامه شرح داد: «تجربههای گذشته در افزایش قیمت بنزین بهروشنی نشان میدهد که این تغییرات تأثیری بر افزایش یا کاهش میزان مصرف نداشته است. بهتر است دولت به موازات هرگونه تصمیمگیری درباره قیمت بنزین، برنامهای جامع و مشخص ارائه دهد که در آن راهکارهایی برای الزام خودروسازان به تولید خودروهای استاندارد هم ذکر شود، به علاوه باید توضیح دهد که چگونه زیرساختهای حمل و نقل عمومی کشور بهخوبی توسعه خواهد یافت تا نیاز به استفاده از بنزین کم شود. لازم است که دولت به صراحت اعلام کند در کنار برنامهی افزایش قیمت، چه تدابیر دیگری برای کاهش مصرف در نظر گرفته شده است تا حداقل مردم بدانند که فقط بار افزایش قیمت بر دوش آنها نخواهد بود. برخی ممکن است بگویند همه افراد خودرو ندارند، اما حقیقت این است که با گرانی بنزین، در نهایت همه چیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و اقتصاد کشور بهطور کلی به گونهای خواهد بود که نمیتوان از تغییرات چشمپوشی کرد. به همین دلیل وقتی مردم احساس کنند که همه هزینهها به دوش آنها خواهد افتاد، نتیجهای مطلوب بدست نخواهد آمد.
وی افزود: «این طبیعی است که به مرور زمان رشد اقتصادی کاهش قابل توجهی یابد. برخی افراد در عرصه اقتصاد بهراحتی قانع میشوند که میتوان بدون رفع تحریمها، مشکلات اقتصادی را حل کرد. در حالیکه برنامههایی که برای تصویب قوانین بودجه و برنامه هفتم نوشته میشود، به شکلی عجیبی تهیه شده است. در شرایطی که درگیر تنشهای منطقهای و تحریمها هستیم و پس از آمدن ترامپ نیز امکان رشد اقتصادی بالایی وجود ندارد، هنوز هم برنامه هفتمی نوشته میشود که رشد اقتصادی ۸ درصدی را پیشبینی میکند. اینگونه افراد در حال زندگی در «رویا» هستند و از واقعیت دور هستند؛ در نتیجه اگر مشکلات ناشی از تحریمها حل نشود، حتی همین رقم رشد اقتصادی فعلی نیز ممکن نخواهد بود و روند رکودی را تجربه خواهیم کرد. اگر قرار باشد که تنها یک و نیم میلیون بشکه نفتی که میفروشیم هم به فروش نرود، بعید به نظر میرسد وضعیت اقتصادی کشور شاهد موفقیتهایی در سال آینده باشد.»
