“`html
اما نشانههای ناخوشایندی که از گوشه و کنار کشور درباره برخوردهای نگرانکننده میان همراهان بیماران و کادر درمان و همچنین ضرب و شتم پرسنل به گوش میرسد، پرسشهای فراوانی، بهویژه درباره دلایل وقوع این حوادث، به وجود میآورد. در حالی که آمار رسمیای از میزان نزاعهای صورت گرفته میان مراجعان به مراکز درمانی و کارکنان پرستاری منتشر نمیشود، مسئولین نظام پرستاری تأکید میکنند که اکثر درگیریها در بخشهای اورژانس پیش بیمارستانی و بیمارستان رخ میدهد.
در این بخشها، گاهی اوقات برخی از همراهان بیمار بر اثر نگرانی و هیجانی که احساس میکنند، بدون فکر به پیامدهای عمل خود، با خشم و ناراحتی، باعث ایجاد اتفاقات ناگوار میشوند. اما واقعاً مشکل چیست؟ آیا ارتباطات با همراهان بیماران بهطور متناسب با شرایط صورت نمیگیرد؟ یا اینکه عصبانیت و درگیری با کادر درمان به علت عدم توانایی در کنترل خشم همراهان است؟ ممکن است روایتهای پرستاران آسیبدیده نکاتی را برای تحلیل این موضوع و یافتن راهحلی برای آن روشن کند.
از دست دادن بینایی به علت کادر آی. سی. یو
یک لحظه سرگرم پر کردن فرم در مقابل کانتر پرستاری بوده که ناگهان یک مشت به صورتش وارد میشود، سرش گیج میرود و به خاک میافتد. دنیای او به شدت دچار تیرگی میشود و به خاطر درد نمیتواند روی پاهایش بایستد. همکارانش به کمکش شتافته و برای جلوگیری از آسیب بیشتر وارد عمل میشوند. با مداخله حراست و ورود پلیس، فرد مسؤول دستگیر میشود.
یادآوری آن روز تلخ برای او به شدت دشوار و دردناک است که منجر به از دست رفتن دائمی بینایی یکی از چشمانش شد. او «عبدالوهاب دانش نیا» سوپروایزر بیمارستان شهید بهشتی یاسوج است که با وجود از دست دادن بینایی یکی از چشمانش، همچنان به ارائه خدمات به مردم ادامه میدهد.
او در این باره میگوید: «بیمارستان شهید بهشتی یاسوج پیشتر به عنوان مرکز تروما عمل میکرد و بیماران آسیبدیده از حوادث غالباً به این مرکز منتقل میشدند. در سال ۸۹ من پرستار بخش آئ. سی. یو بودم و در حال پردازش علائم بیماران و رسیدگی به آنها بودم که ناگهان بیماری که به شدت بیمار بود به بخش آی. سی. یو آورده شد و به مراقبتهای ویژه نیاز داشت.»
وی ادامه میدهد: «تمام تختهای بخش اشغال شده بودند و میبایست بیمار در حال احتضار را جایگزین شخصی میکردیم که در وضعیت پایدارتری قرار داشت. به دستور پزشک یکی از بیماران که پایدارتر بود به بخش عمومی منتقل شد تا بتوانیم تخت آی. سی. یو را به بیمار نخست اختصاص دهیم. هنگامی که همراه بیمار از تغییر تخت مطلع شد، با اعتراض و فریاد وارد بخش ویژه شد و سعی کرد تجهیزات پزشکی که به بیمار متصل شده بود را جدا کند تا بیمار خود را دوباره به آی. سی. یو برگرداند.
در آن زمان به عنوان مسئول بخش، برای جلوگیری از ورود آسیب به دیگران، جلوی او را گرفتم و توضیح دادم که وضعیت بیمار شما پایدار است و تحت دستور پزشک به بخش منتقل شده است. او را از بخش مراقبتهای ویژه خارج کرده و بر لزوم آرامش در محیط تاکید کردم. ناگهان احساس کردم که دوباره بازگشت و مشت محکمی به صورتم زد که باعث شد با چند عمل جراحی در بیمارستان فارابی تهران، آسیب وارده به چشمانم قابل درمان نشود و به طور دائمی یکی از چشمانم بر روی نور بسته بماند.»
اول آموزش، سپس مجازات بازدارنده
دانش نیا که تجربه ۱۶ سالهای در عرصه پرستاری دارد، در پاسخ به سوالات درباره دلایل تنشها میان همراهان بیماران و کادر درمان اظهار میدارد: «ناآگاهی همراهان بیمار از وضعیت بیمارشان یکی از علل اصلی این درگیریها است. مردم تصور میکنند که در مراکز درمانی اولویت با آنهاست، در حالی که کادر درمان بر اساس وضعیت بیماران و شرایط مختلف، اقدامات درمانی را انجام میدهند. ما مدعی نیستیم که در سیستم بهداشت و درمان کمبودی وجود ندارد، اما همواره سعی کردهایم با وجود کسر نیروی انسانی بیش از حد، بهترین خدمات را ارائه کنیم.»
وی تاکید میکند که بیماران به محض ورود به بیمارستان در فرآیند تریاژ قرار میگیرند و میافزاید: «همراه بیمار با توجه به نگرانیاش باید از وضعیت بیمار آگاه شود. اگر پرستاران چند دقیقه وقت بگذارند و درباره وضعیت بیمار، روند پذیرش و مراحل درمان به همراه بیمار توضیح دهند، میتوانیم آرامش را به او منتقل کرده و از بروز درگیریهای احتمالی جلوگیری کنیم.
اما نباید فراموش کرد که برخی از همراهان حاضر به پذیرش هیچ توضیحی نیستند و با ایجاد شلوغی حتی روند درمان بیمارشان را مختل میکنند. در چنین شرایطی، تنشها افزون میشود، آتش خشم شعلهور میگردد و سرانجام موضوع به کتککاری پرسنل بیمارستان ختم میشود.»
به گفته این پرستار بیمارستان یاسوج، کلید جلوگیری از این تنشها و آسیبها، ابتدا آموزش و سپس مجازاتهای بازدارنده است.
او ادامه میدهد: «محیط کار ما به طور ذاتی دارای تنش است و برخی از همراهان بیماران به دنبال مشاجره و جنجال هستند. باید با اجرای مجازاتهای بازدارنده از بروز این گونه تنشها جلوگیری شود. چرا نباید شبکه سلامت رسانه ملی، مستنداتی درباره بخش اورژانس و سختیهای کار پرستاران تهیه کند و به فرهنگسازی و آموزش مردم بپردازد تا در شرایط بحرانی به خونسردی روی آورند و اجازه دهند کادر درمان وظیفه خود را انجام دهند؟»
آگاهسازی همراه بیمار به منظور جلوگیری از تنشهای مستمر
یک ماه پس از حادثه تلخ بیمارستان شهید بهشتی یاسوج در سال ۸۹ که منجر به آسیب به چشم یک پرستار شد، نزاع دیگری رخ میدهد و صالح رخشان، مسئول بخش اورژانس همان بیمارستان نیز مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و او نیز از ناحیه چشم آسیب میبیند. او برای حمایت از پرستاران زن و جلوگیری از وقوع خشونت، در این منازعه مداخله میکند و صدمه میبیند.
رخشان، به یاد آن روز میگوید: «مرخصی گرفته بودم اما به عنوان مسئول بخش اورژانس برای پیگیری جریانات بیمارستان آمده بودم که ناگهان صدای دعوا و درگیری در اورژانس بلند شد. چند نفر در حال بحث با پرستاران خانم بودند و کار به تنش کشیده شد. به منظور حفاظت از پرستاران، من نیز مداخله کردم و در همین میان با جسمی سخت به صورتم ضربهای وارد شد که آسیب به چشمم را رقم زد؛ اما خوشبختانه بعد از چند جراحی مداوا شدم.»
این پرستار با ۳۰ سال تجربه کاری درباره دلایل درگیری های میان پرستاران و همراهان بیمار میگوید: «بسیار پیش آمده که بیماران خود را بدحال نشان میدهند؛ به عنوان مثال بیمار خود را بیهوش میکند، در حالی که هوشیار است. من به عنوان پرستار متوجه این موضوع میشوم، اما همراه بیمار این را نمیداند و از شدت نگرانی، پیگیر درمان فوری بیمار است. بنابراین ما وظیفه داریم که به همراه بیمار اطمینان ببخشیم و او را از نگرانی دور نماییم.»
رخشان میافزاید: «همیشه به پرستاران بخش خود میگویم اگر در اتاق احیا، بیماری فوت کند، هیچ کس نباید بخندد یا صورت خوشحال داشته باشد. باید به بیمار و همراهش احترام گذاشته و هنگام خروج از اتاق، با چهره متأثری مشاهده شوند و به خانواده بیمار تسلیت بگویند و آنها را به آرامش و صبر دعوت کنند. با کلمات و رفتار مناسب میتوانیم بر درد همراه بیمار تسکین بیاوریم.»
آموزش؛ حلقه مفقوده میان مردم و کادر درمان
او اشاره مینماید که تنشها میان همراهان بیماران و کادر درمان غالباً دو طرفه است و هر دو طرف باید آموزش ببینند. هم پرستاران بایستی بیاموزند چگونه با کلامی مؤثر و آرامشبخش همراه بیمار را قانع نمایند و هم مردم در مواجهه با شرایط بحرانی باید تحت آموزش قرار گیرند تا خود را کنترل کرده و با آرامش در جستجوی امور درمانی باشند.
رخشان با ذکر مثالی توضیح میدهد: «بیماری بهعنوان حامل آپاندیس به بیمارستان ما منتقل شد و به شدت درد میکشید. همراه او مکرراً از پرستار میخواست تا برای بیمار مسکن تجویز کند و پرستار جواب میداد که نیاز به مسکن نیست. چندین بار درخواست شدن مسکن از طرف همراه بیمار را دیدم. به پرستار گفتم چرا توضیح نمیدهید که چرا این بیمار نیاز به مسکن ندارد؟
اگر علت آن را بفهمد، دیگر درخواست تکراری نمیکند. پرستار نزد همراه بیمار رفته و به او توضیح میدهد که اگر مسکن به او تزریق کنیم، ممکن است علائم بیماری پنهان شوند و تشخیص بیماری برای پزشک دشوار گردد، بنابراین باید اندکی صبر کند. به راحتی و به صورت مؤثر، فرد قانع شد و دیگر به پرستار درخواست مسکن نکرد.»
آموزش کادر درمان در زمینه ارتباط با بیماران باید از دانشگاه آغاز شود
رخشان بیان میکند: «آموزش به پرستاران و کادر درمان در این باره باید از دوران تحصیل آغاز گردد. لازم است افراد بدانند که اگر عصبی و غیرقابل کنترل هستند، نباید وارد این شغل شوند. کسانی که وارد حرفه پرچالش و حساس پرستاری میگردند، بایستی بیاموزند که چطور میتوانند با زبان و کلام موثر، اقدامات درمانی را تسهیل کنند و بار استرس و اضطراب را در محیط کار خود کاهش دهند. بهطور غیرقابل انکار، حرفه پرستاری به لحاظ جسمی و روانی طاقتفرسا است. این وضعیت بر عملکرد کلی کادر تأثیر گذار است، حال به این شرایط، کمبود کادر، حجم کار زیاد، شیفتهای شب و عدم پرداخت به موقع دستمزدها را هم اضافه کنید. با این وجود، اگر حمایت کافی برای کادر درمان فراهم گردد و آموزشهای لازم ارائه شود، تنشهای میان همراه بیمار و کادر درمان به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.»
معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان نظام پرستاری یادآوری کرد که کمبود نیروی درمان، عامل اصلی ایجاد تنش است. حمیدرضا عزیزی، معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان نظام پرستاری کشور در گفتگویی با «ایران» درباره اصلیترین علتهای تنشهای میان اعضای مردم و کادر درمان تصریح میکند: «تنشی که میان مردم و کادر درمان و پرستاری به وجود میآید به دو دسته تقسیم میشود.
دسته اول به مردم و فرهنگ حاکم بر اجتماع ارتباط دارد. فلسفه وجودی پرستاران و کادر درمان خدمت به مردم است و آنها با منشور حقوق بیمار آشنا هستند. مردم در هنگام مراجعه به اورژانس، توقع دارند که کادر درمان فوراً به مشکل آنان رسیدگی کند. در حالی که در اورژانس، هم در پیش بیمارستانی و هم در داخل بیمارستان، کادر درمان بر اساس اولویتهای تعیین شده اقدامات درمانی را انجام میدهند.
دسته دوم، مربوط به مشکلات غیرقابل انکار در حوزه سلامت است. یکی از مهمترین مشکلات، کمبود نیروی پرستار است، که به شدت بر کیفیت خدمات پرستاری تأثیر گذاشته است. ما حتی نصف میزان استاندارد جهانی نیروی پرستاری را برای ارائه خدمت مناسب به مردم در مراکز درمانی نداریم. این مسئله فشار کاری مضاعفی به پرسنل موجود تحمیل میکند و کیفیت کار را به شدت کاهش میدهد.»
نیاز به ۱۰۰ هزار پرستار جدید
عزیزی در اشاره به کمبود نیروی پرستار، توضیح میدهد: «در حال حاضر ۱۵۰ هزار پرستار شاغل داریم و به حدود ۱۰۰ هزار نیروی پرستار جدید نیاز داریم. با افتتاح مراکز درمانی جدید، جذب نیروی کادر درمان نیز ضروری خواهد بود. پیش از این، شهرستانهای کم برخوردار با مشکل تأمین نیروی پرستاری مواجه بودند؛ اکنون این معضل به بیمارستانهای تهران نیز سرایت کرده است، به طوری که در برخی بیمارستانها نسبت پرستار به تخت و بیمار به زیر یک رسیده است.
در صورتی که طبق استاندارد، نسبت پرستار به تخت بایستی دو و نیم باشد. حال با این معضلات کمبود نیروی پرستار، مشکلات کار در شیفتهای شب، عدم پرداخت دستمزدها و بودجههای پایین را یادآور میشوند. پرستار نیز انسان است و قطعاً ممکن است در زندگی شخصی خود با چالشهای روحی مواجه شود. این مشکلات ناخواسته بر کیفیت خدمات تأثیر گذاشته و آسیب به مردم منتقل میشود.»
ضرورت رعایت قوانین مرتبط با حقوق بیماران و کادر درمان
معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان نظام پرستاری کشور با یادآوری مشکلات حاد موجود در زمینه ضرب و شتم پرستاران در بخش اورژانس بیمارستانها میگوید: «با کمبود نیروی انسانی، با توجه به حجم بالای مراجعات به مراکز درمانی، پرستاران نمیتوانند همزمان به تمام درخواستها پاسخگو باشند. همین امر موجب افزایش عصبانیت مردم و در نتیجه بروز تنش میان بیماران و پرستاران میشود.
به هر حال، همراه بیمار با دغدغهها و مشکلات پرستاران و شیوه کار آنها آشنا نیست و تنها نگران جان عزیزش است. با این حال، لازم به ذکر است که قوانین موجود حوزه حقوق بیماران و پرسنل درمان به درستی اجرایی نمیشوند. اگر افرادی که با کادر درمان درگیر شده و به ضرب و شتم پرداختهاند، از عواقب چنین اقداماتی آگاه باشند، احتمالاً این موضوع تأثیر مثبتی خواهد داشت. ولی متأسفانه هیچ فرهنگسازی در این زمینه انجام نشده است. به طور مثال در شهر یاسوج در دو هفته گذشته دو واقعه حمله به کادر پرستاری رخ داده است که تاثیر منفی بر روحیه کل کادر درمان دارد.»
“`
