یک متخصص و عضوی از کمیته فنی فدراسیون تیراندازی بیان کرد که در این ورزش، ورزشکاران به ویژه در انتخاب مربی، نفوذ قابل توجهی دارند.
حسن ذوالفقاری در مصاحبهای با ایسنا، درباره انتخاب اساتید فنی داخلی یا خارجی برای تیمهای ملی تیراندازی توضیح داد: هنوز تصمیم فدراسیون در این زمینه نهایی نشده است. در کمیته فنی نیز در مورد این موضوع بحث کردهایم تا به نتیجهای صحیح دست یابیم. برخی بر این عقیدهاند که مربیان ایرانی با استعداد هستند، در حالی که عدهای دیگر فکر میکنند که این مربیان قادر به انجام کار نیستند.
در ایران به پتانسیلها توجهی نمیشود
این عضو کمیته فنی فدراسیون تیراندازی ادامه داد: ما مربیان خوبی داریم، به عنوان مثال شاگرد من، الهام هاشمی در کشور دانمارک مشغول فعالیت است اما در ایران تمایلی به بهرهبرداری از این ظرفیتها وجود ندارد. در کمیته فنی بحثهایی مطرح شده و قرار بود به زودی در مورد مربیان نهایی تصمیمگیری شود، اما جلسه به تعویق افتاد و باید دید در جلسهی بعد چه تصمیماتی اتخاذ خواهد شد.
در خانواده تیراندازی محدودیتهای فکری وجود دارد
ذوالفقاری بر انتخاب مربیان ایرانی تأکید کرد و افزود: با مربیان ایرانی مسئلهای نداریم، اما محدودیتهای فکری در خانواده تیراندازی حاضر است که نمیخواهند از میان خودمان فردی انتخاب شود تا سرپرستی ملیپوشان را بر عهده گیرد. افرادی که نقش مربی را ایفا کردهاند، تجربه کسب کردهاند اما ارزیابی درستی از عملکرد آنها انجام نشده است. پس از المپیک، هیچ ارزیابی صورت نگرفت و جلسهای هم برگزار نشد. علت این سکوت همچنان برای من نامشخص است، هرچند دلایلی برای آن وجود دارد که دیگر مهم نیست.
رزومه مربی در اینجا اهمیت ندارد؛ نظریات برخی افراد بیشتر مورد توجه قرار میگیرد
وی در پاسخ به این سؤال که آیا نظرش برای انتخاب مربی داخلی در زمینه تفنگ و تپانچه مشابه است، گفت: ما در هر دو زمینه، یعنی تپانچه و تفنگ، تواناییهای خوبی داریم. تنها نیازمند شرایط خاصی هستیم تا بتوانیم سطح برخی از تیراندازان را ارتقا دهیم. اگر کمی صبور باشید، وضعیت مربیان به زودی روشن میشود. رزومه مربیان داخلی و خارجی به دقت مورد بررسی قرار میگیرد. البته در اینجا اهمیت رزومه کمتر از این است که برخی نظرات بیشتر شنیده میشود!
تأثیر ورزشکاران در تعیین مربی احساس میشود
این کارشناس تیراندازی بیان کرد: در حال حاضر ورزشکاران نقش اساسی در انتخاب مربی دارند و این موضوع آشکار است. پس از المپیک، باید تیم ملی تعطیل و مجدد رکوردهای جدید ثبت شود. ۴ سال به المپیک ۲۰۲۸ باقی مانده است. دو سال از این زمان به پرورش ورزشکاران جدید اختصاص دارد و دو سال بعدی باید برای کسب سهمیه و آمادگی برای حضوری موفقیتآمیز در المپیک آماده شویم. متأسفانه مربیای که انتخاب میشود معمولاً همان نفرات قبلی را انتخاب خواهد کرد تا ضعفهایش نمایان نشود. او با همان تیم به مسابقات میرود و در دو سال ابتدایی، ۱۰ مدال به دست میآورد و همه میگویند چقدر مربی خوبی است. اما وقتی نوبت به کسب سهمیه المپیک میرسد و ناکام میشوند، توجیه میکنند که کار دشواری است، رقبای قوی وجود دارند، امکانات کافی نیست و تعداد سفرها کم بوده است.
