برای مطالعه و تحلیل علل این پدیده، نیاز است تا پژوهشهای متنوعی انجام شود، ولی بهطور کلی میتوان گفت که عوامل اصلی شامل افزایش هزینههایی نظیر اجاره و افزایش هزینههای تولید است. بخش مسکن و املاک در ایران را میتوان بهعنوان نمونهای از یک بازار رها در نظر گرفت که انحصارگران قدرتمند بر اساس منافع خود جامعه را به گروگان گرفتهاند.
این بازار نوعی آزادی است که برخی تلاش دارند بر تمامی جنبههای اقتصاد کشور تسلط یابند. «نظمی» که در عمل جز بینظمی به همراه ندارد و تنها برای عدهای خاص، شیوۀ صحیح توزیع منابع به حساب میآید. اگر بازار مسکن در کشور بهدرستی مدیریت شده و مداخلات لازم بهعمل میآمد، عرصه تسلط نهادهای انحصارطلب به این شکل نمیشد. حتی در حال حاضر نیز چنانچه این نهادها از این بخش کنارهگیری کنند، بازار در مدت کوتاهی ظرفیت اصلاحات بنیادی را خواهد یافت.
افزایش هزینههای مسکن به طرز سریعی به افزایش هزینههای زندگی مردم منجر میشود. در شرایطی که هیچ نظارتی وجود ندارد، منافع عمومی قربانی منافع ثروتمندان و قدرتمندان میشود و در حالی که اجازه افزایش حقوق مناسب به کارگران داده نمیشود، هزینه تأمین مسکن به یکی از چالشهای اساسی تبدیل خواهد شد.
در حالی که قیمتها در بازار بهطرزی حیرتانگیز بالا میرود، عدهای به انتقاد از «قیمتگذاری دستوری» میپردازند و ادعا میکنند که قیمتها باید به صورت آزاد تعیین شوند. در هفتهای که قیمت کره ۱۰۰ گرمی از ۳۲ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان رسید و هنوز هم نایاب است، این دسته از اظهارات بهدنبال توجیه افزایش قیمت حاملهای انرژی و ارز هستند.
در بازارهای کشور آشفتگی حاکم شده و این بینظمی و هرج و مرج به صورتی نگرانکننده ناهنجاریها را گسترش میدهد. ایران در شرایطی به تشدید بحرانهای منطقهای و نظامی وارد شده و دولتمردان بجای اعمال نظارتهای قاطع، هر روز به مصاحبه پرداخته و گرانی را ترویج میکنند. این موضوع با حکمرانی عقلانی در دوران تنشهای شدید منطقهای در تضاد است.
واقعیت این است که در حال حاضر، مفهوم واقعی «دولت» و آنچه که تحت این عنوان در کشور ما وجود دارد، صرفاً یک ظاهر است. ظاهری که حتی در تعیین قیمتها یا فروش نفت نیز نقش آن کاهش یافته و تنها به مدیریت یک سیستم بزرگ و پیچیده مشغول است. وزارت نفت به جای حفظ حق انحصاری فروش نفت خود، تبدیل به نهادی شده که تنها به دنبال افزایش قیمت بنزین و گازوئیل است. در این زمینه، نظام مالیاتی بار فشار خود را بر دوش مردم میگذارد و درآمدهای نفتی نیز مستقیماً به نفع دیگر نهادهای موازی و رقیب میرود.
کشور برای اینکه بهسلامتی از این وضعیت عبور کند، نیازمند دولتی توانمند و قاطع است؛ امری که بهنظر نمیرسد در حال حاضر موجود باشد.
۲۲۳۲۲۹
