کاهش سطح آب دریای خزر پدیدهای است که نه تنها برای ایران، بلکه برای دیگر کشورهای اطراف این دریا نیز اهمیت ویژهای دارد و در حال حاضر این کشورها به دنبال راهکارهایی برای مواجهه با این مشکل هستند. در این شرایط، نقش ایران چه خواهد بود؟
بر اساس اطلاعات ایسنا ، دریای خزر به عنوان یک پهنه آبی وسیع، در سمت جنوب به ایران، در سمت شمال به روسیه، در غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و در شرق به جمهوریهای ترکمنستان و قزاقستان محدود میشود. در گذشته، این دریا بخشی از دریای تتیس بوده که اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس را به یکدیگر متصل میکرد. این دریا بزرگترین حوضه آبی محصور در خشکی با مساحتی برابر با ۶۰۰ هزار و ۳۸۴ کیلومتر مربع است و طول سواحل آن نیز به حدود ۷۰۰۰ کیلومتر میرسد.
دریای خزر، بعد از خلیج فارس و سیبری، از نظر ذخایر نفت و گاز موجود در سواحل و زیرزمین خود، در مقام سوم قرار دارد و این موضوع ارزش آن را به شدت افزایش میدهد.
تحقیقات انجامگرفته نشان میدهد که از دههی ۵۰ شمسی تا پایان سال ۱۴۰۲، سطح آب دریای خزر دچار نوساناتی بوده است. با مقایسهی این نوسانات با عوامل طبیعی، مشاهده میشود که تغییرات اقلیمی نقش کلیدی در کاهش سطح آب این دریا داشته است.
کمترین سطح ثبتشده آب دریای خزر در حدود سال ۵۶ شمسی مشخص شد که تقریبا ۳۰- متر بود. از سال ۵۷ به بعد، سطح آب به تدریج افزایش یافت و بیشترین اندازه آن در دههی ۷۰ ثبت شد. با این حال، پس از آن روند کاهشی دوباره آغاز گردید و تنها طی دو سال اخیر افزایش مختصری در سطح آب رخ داده است. در حال حاضر، کاهش سطح آب به حدود ۲۷- متر رسیده است.
طبق آخرین اطلاعات موجود، سطح آب دریای خزر در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۱۴۰۰، به میزان ۲۶ سانتیمتر کاهش پیدا کرده است. جالب است بدانید که در سال ۱۴۰۰ نیز این سطح ۲۴ سانتیمتر کمتر از سال قبلتر بود.
دلایل کاهش سطح آب دریای خزر چیست؟
کاهش سطح آب دریای خزر به عوامل مختلفی بستگی دارد. به عنوان مثال، یکی از دلایل آن، افت میزان آب ورودی به این دریا است، چرا که سازههایی بر روی رودخانههایی همچون سفیدرود و سایر رودخانههای منتهی به دریای خزر ساخته شده که موجب کاهش جریان طبیعی آب به سمت دریا شده است.
همچنین، افزایش جمعیت در سواحل دریای خزر به دلیل رشد جمعیت و مهاجرت به این مناطق، سبب افزایش مصرف منابع آبی بهویژه آبهای زیرزمینی شده است که این مسئله ارتباط مستقیمی با آب دریا دارد.
عوامل فوق به همراه تغییرات اقلیمی، کاهش میزان بارش و افزایش دما، به فرایند نزول سطح آب دریای خزر دامن زده است. بررسیها نشان میدهد که افزایش دما و کاهش بارش از جمله مهمترین عوامل مؤثر در این زمینه هستند.
عواقب کاهش سطح آب دریای خزر
ادامهی این روند تأثیرات منفی بر بنادر کشورهای حاشیهی این دریا خواهد داشت. در این راستا، به گفتهی علی کوهساری – معاون امور دریایی اداره کل بنادر و دریانوردی استان گیلان- کشورهای ساحلی دریای خزر باید اقداماتی ویژه به منظور ایجاد عمق کافی برای تردد امن شناورها از طریق انجام پروژههای لایروبی اتخاذ کنند.
وضعیت نزولی آب دریای خزر ممکن است منجر به بیاستفاده شدن برخی از بندرهای شمالی کشور گردد که نیاز به تخلیه به عمق بیشتری از دریا دارند. علاوه بر این، منبع رطوبتی در منطقه کاهش یافته و این موضوع سبب تشدید تغییرات اقلیمی میشود. برای مثال، زمانی که دریاچه ارومیه در وضعیت عادی فعالیت میکرد، به عنوان یک منبع رطوبتی باعث افزایش بارش در منطقه میشد.
از سوی دیگر، تداوم کاهش سطح دریای خزر در مناطقی مانند خلیج گرگان، ممکن است این ناحیه را به کانون گرد و غبار تبدیل کند.
اقدامات صورتگرفته برای نجات دریای خزر
این وضعیت باعث نگرانی دیگر کشورهای حاشیهی این دریا شده است. به عنوان نمونه، الهام علیاف – رئیسجمهور آذربایجان – در دیدار با ولادیمیر پوتین – رئیسجمهور روسیه – نسبت به افت سطح آب دریای خزر ابراز نگرانی کرده و با او برای ارزیابی و بررسی این وضعیت به توافق رسیده است تا به طور مشترک به معضلی که به گفتهی او در حال تبدیل شدن به یک بحران زیستمحیطی است، بپردازند.
در حال حاضر، در حالی که کشورهای حاشیهی دریای خزر نسبت به اوضاع این اکوسیستم آبی حساسیت نشان میدهند و در حال مذاکرات هستند، باید گفت که بیش از ۲۰ سال پیش، در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲)، پنج کشور حاشیهی دریای خزر «کنوانسیون منطقهای حفاظت از محیط زیست دریای خزر» را که مشهور به «کنوانسیون تهران» است، امضا کردند. این کنوانسیون در تاریخ ۱۲ اوت ۲۰۰۶ لازمالاجرا شد. هدف از این کنوانسیون طبق ماده ۲ آن «حفاظت از محیط زیست دریای خزر از کلیه منابع آلودهکننده و نیز حفظ، نگهداری، احیاء و استفاده معقول و پایدار از منابع بیولوژیکی دریای خزر» است و اصول مهم حقوق محیط زیست نیز در آن گنجانده شده است که از جمله آنها میتوان به «اصل احتیاطی»، اصل پرداخت توسط آلودهکننده و اصل دسترسی به اطلاعات مربوط به آلودگی در روابط بین طرفین اشاره کرد.
کنوانسیون تهران تنها معاهده زیستمحیطی مورد توافق میان پنج کشور حاشیهی دریای خزر است و تنها بستری برای همکاری جهت حفاظت و نجات این اکوسیستم منحصر بفرد به شمار میرود که ایران به عنوان امین این کنوانسیون شناخته میشود. در این شرایط، ایران میتواند دیپلماسی فعالتری در زمینهی دریای خزر را دنبال کند.
معصومه بنیهاشمی- مدیر مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر- بر اهمیت اجماع همه کشورهای حاشیهی دریای خزر تاکید میکند و میگوید که یک موضوع کلیدی، نیاز به دستیابی تمامی این کشورها به یک سند و استاندارد یکسان درباره کیفیت آب دریای خزر است تا بتوان نظارتهای مستمری بر آن داشت و مخاطرات این اکوسیستم را کنترل کرد.
به گفتهی او، کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزر و توافقنامه همکاریهای هیدرولوژیکی و هواشناسی کشورهای حاشیهی خزر با چنین اهدافی تصویب شده و به عنوان ظرفیتهای بالقوهی منطقهای قادرند به مدیریت جامع و یکپارچه این منبع آبی مشترک کمک کنند.
عطاالله کاویان – رئیس محیطزیست استان مازندران- نیز بر این نکته تاکید دارد که دیپلماسی بینالمللی و برگزاری کنفرانسها و نشستهای مشترک با موضوع نجات دریای خزر باید به اقدامات واقعی منجر شود و میگوید که این نشستها به منظور همفکری بیشتر و برنامهریزی دقیقتر در این زمینه برگزار شده است.
اگرچه کاهش سطح آب دریای خزر مسئلهای مهم است، اما این اکوسیستم با چالشهای دیگری مانند آلودگیهای ناشی از پنج کشور حاشیهای دریای خزر، آلودگیهای موجود در سرزمین ایران به دلیل ورود فاضلابهای شهری و روستایی و زبالهها و نیز آلودگیهای نفتی و رادیواکتیوی مواجه است. در این راستا، دیپلماسی فعالتر ایران در این زمینه و بهرهبرداری از ظرفیتهای کنوانسیون تهران میتواند علاوه بر اثرات اقتصادی مثبت، به حفظ حیات گیاهی و جانوری بزرگترین دشت آبی محصور در خشکی کمک کند.
بیشتر بخوانید:
دلایل کاهش سطح آب دریای خزر
دریای خزر تحت تأثیر گرمایش ناشی از تغییرات آب و هوایی
دپوی زبالهها در فاصله ۴۰۰ متری از دریای خزر
پیشبینی کاهش سطح آب دریای خزر تا سال ۲۱۰۰
روند کاهشی تراز آب و افزایش حجم لایروبی برای تردد دریایی
