در جلسه ای که به بررسی رمان «پیرمرد و دریا» اختصاص یافته بود، یکی از ناقدان خاطرنشان کرد: این اثر به نوعی آموزه های حیات را به تصویر می کشد و نویسنده اش، ارنست همینگوی، از طریق عمل به این آموزه ها به ما نشان می دهد که باید تمامی اقداماتی را که نیاز است، به انجام برسانیم.
پنجمین نشست از سلسله مباحث «آفتاب جهان تاب کتاب» در بعد ازظهر روز یکشنبه (۱۹ اسفند) در فروشگاه امیرکبیر واقع در شعبه فخر رازی به نقد و بررسی اثر «پیرمرد و دریا» اثر ارنست همینگوی اختصاص پیدا کرد. در این جلسه مصطفی فعله گری، محسن باقری اصل و سمیه جمالی به بحث پرداخته و نظرات خود را درمیان گذاشتند.
جلسه با ارائه ای از سمیه جمالی درباره کتاب «پیرمرد و دریا» آغاز شد. وی بیان کرد: این رمان به عنوان یکی از برجسته ترین آثار ادبی قرن بیستم محسوب می شود که در سال ۱۹۵۲ منتشر گردید و داستانی نمادین از مبارزه مستمر و تنهایی در برابر طبیعت را به تصویر می کشد. همینگوی در این اثر با به کارگیری بیان ساده و بی پیرایه، نشان می دهد که حتی در به ظاهر سطحی ترین رفتارهای انسانی، عمق های معنایی و روح وجود دارد.
نقد زبان و سبک نگارش همینگوی
سپس مصطفی فعله گری به تجزیه و تحلیل زبان و شیوه نگارشی همینگوی پرداخت.
وی به سادگی و اختصار نوشتار همینگوی اشاره کرده و گفت: این ویژگی یکی از عوامل اصلی موفقیت جهانی آثار او محسوب می شود.
وی با اعتقاد به اینکه همینگوی با به کارگیری سبک مینی مالیستی، نه تنها به درکی عمیق از شخصیت ها می رسد؛ بلکه مضامین فلسفی و اجتماعی را نیز در لابه لای جملات کوتاه و محکم خود وارد می کند، تأکید کرد.
فعله گری همچنین در ادامه گفت: «پیرمرد و دریا» به ویژه در واژه ها و جملات، با دقت شایسته ای نوشته شده است؛ سادگی روایت به خواننده این اجازه را می دهد که بیشتر به منازعات درونی شخصیت ها و تحولات روحی آن ها بپردازد.
ابعاد روان شناختی و فلسفی اثر
سپس محسن باقری اصل در آغاز گفت وگوهایش خاطرنشان کرد: ترجمه فارسی اثر نازی عظیما، هنری و ویژه است و بر پایه ادبیات کلاسیک بنا نهاده شده است. «پیرمرد و دریا» در این ترجمه بی نقص، فاقد واژه های اضافی بوده و داستان آن به سادگی روایت می شود و در عین حال روش های قلاب انداختن را به خوبی به اجرا درآورده است، به گونه ای که می توان آن را الگویی برای قلاب آمریکایی در کپشن های اینستاگرام دانست. همینگوی در «پیرمرد و دریا» تجربه زیسته خود را دوباره بازگو کرده و با این اثر زبان و ادبیات معاصر آمریکا را شکل می دهد. این رمان به نوعی تکنیک های بقا را آموزش می دهد و خودش به بهترین نحو در حال زندگی کردن است و به خواننده می آموزد که باید تمامی کارهایی را که ضروری است به انجام رساند.
نکته کلیدی در این است که هر فرد باید به طرز خاصی منحصر به فرد باشد و طبیعتاً باید جسور و فرار از قواعد باشد، همان گونه که همینگوی و رمانش نمایانگر آن هستند، اثری که ما را با تصویری سینماگونه از ادبیات آشنا می سازد.
او همچنین افزود: نکته دیگری که حائز اهمیت است، مفهوم سازی اثر است. در این رمان، شخصیتی را می بینیم که به نظر می آید شکست خورده، اما می تواند نمادی از زندگی باشد. شکل دهی به مفاهیم در فلسفه با ادبیات تضادی ۱۸۰ درجه ای دارد. جزئیات این اثر به گونه ای در هم تنیده شده اند که نویسنده همه این ها را با هم تطبیق می دهد و مفهومی جذاب ایجاد می کند که در تضاد با فلسفه انتزاعی، تخیلی و لذت بخش است. شخصاً اگر سالی یک بار «پیرمرد و دریا» با این ترجمه را نخوانم، احساس کسالت می کنم. نکته دیگر این است که افراد باید اندیشمند و عمیق باشند و اگرچه مانند دریا پر تلاطم به نظر برسند، در درون باید عمیق و پایدار باشند.
خوانش اجتماعی و تاریخی اثر
در ادامه سمیه جمالی به تحلیل اجتماعی و تاریخی «پیرمرد و دریا» پرداخت و بر این نکته تأکید کرد: این اثر را می توان از زوایای مختلف بررسی کرد.
او به ویژه به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی زمان نویسنده اشاره کرده و توضیح داد: همینگوی از طریق داستانی ساده، به مسائلی بزرگ تری مانند فقر، تنهایی و مقاومت در برابر ساختارهای اجتماعی اشاره کرده است. این اثر فراتر از چالش های فردی و درونی انسان، به نبردهای اجتماعی و جهانی نیز می پردازد.
در پایان نشست، محسن باقری اصل عنوان کرد: ما «پیرمرد و دریا» را به عنوان کامل ترین و جامع ترین اثر هنری همینگوی می دانیم و این رمان از آن دسته آثاری است که همگان به خصوص می گویند که زندگی من را توصیف می کند، احساسات، موقعیت ها، خاطرات و حتی ناکامی ها را به شیوه ای جادویی بازنمایی می سازد.
این اثر، فراتر از هرگونه سیاست ورزی، استعاره ای از زندگی است و نمونه ای از ادبیات مقاومت و نمایش ایمان گرایی را به تصویر می کشد. «پیرمرد و دریا» به ما درس می آموزد که در چالش های زندگی و هر وضعیتی دشوار، می توان تمام سعی خود را به کار گرفت و به ما یادآوری می کند که باید مانند پیرمرد داستان سرشار از شادی و ناپذیر به شکست باشیم. این رمان به ما نشان می دهد که اساساً صبر تنها یک عمل منفعل نیست، بلکه احساسی فعال در برابر مقاومت است و فارغ از جزئیات حاشیه ای، پیرمرد در جستجوی طعمه اش تسلیم نمی شود و کارش را انجام می دهد و هرچند نتیجه دلخواهش تحقق نمی یابد، اما در نهایت پیروزی را تجربه می کند، پیروزی که ما از دیدگاه پسربچه ای که از ابتدا در داستان حضور دارد و در انتها نیز دوباره به صحنه بازمی گردد، به وضوح مشاهده می کنیم.
این جلسه با پرسش و پاسخ میان حاضرین و کارشناسان به پایان رسید و بر اهمیت کاوش در ابعاد مختلف کتاب های جهانی به منظور ارتقا درک و فهم فرهنگی میان نسل های مختلف تأکید شد.
