یک روز پس از ناکامی پرسپولیس برابر الدحیل و حذف این تیم از مسابقات لیگ قهرمانان آسیا، بهروز سلطانی، دروازهبان اسبق پرسپولیس در دهه ۶۰، در گفتوگویی به نقد عملکرد تیم در بازی شب گذشته و همچنین برخی بازیکنان پرداخت. او انتقاداتی نیز به افرادی که پس از انتقادات پیشکسوتان به آنها فحاشی میکنند داشت و تأکید کرد که هدف اصلی بیشتر پیشکسوتان پرسپولیس، سربلندی نام این تیم است.
اگر بیرانوند نبود، فاجعه بزرگتری رقم میخورد
قبل از اینکه به بازی بپردازم، باید یک نکته را مطرح کنم؛ من بهروز سلطانی با این سن و سال نه میتوانم مدیرعامل پرسپولیس شوم و نه سرمربی این تیم. اگر انتقادی هم مطرح میکنیم، فقط و فقط بهخاطر بهتر کردن اوضاع تیم است و هیچ مشکلی با افراد نداریم. مثلاً من قبلاً از آقای بیرانوند انتقاد کرده بودم، اما اکنون بایستی بگویم در صورت حضور ایشان در دروازه پرسپولیس، احتمالاً دیشب شرایط به شدت بدتری رقم میخورد و با پنج گل خورده زمین را ترک میکردیم. وقتی پیشکسوتی اظهار نظری میکند، برخی موضع میگیرند و به انتقادات ما واکنش نشان میدهند، در حالی که باید در نظر داشت که در دهههای گذشته هم زحمات زیادی برای این تیم کشیده شده و ما با سختیهای بسیاری این تیم را به موقعیت کنونی رساندهایم.
آیا حکمتی وجود داشت که ترابی باید تمام کرنرها را بزند؟
در بازی شب گذشته مشاهده کردیم که یک بازیکن بیست تا سی تا کرنر زد و همه آنها بهصورت تکراری و یکنواخت بود! آقای مربی، لطفاً سیستم را عوض کن و اجازه بده یک نفر دیگر این وظیفه را بر عهده بگیرد. هر کسی که کمی با فوتبال آشنا باشد، متوجه میشود که آقای ترابی کرنرها را به تیرک اول میفرستد و آنها هم به راحتی توپ را به بیرون میزنند. مگر اینگونه بوده که تمام کرنرها باید به دست آقای ترابی انجام شود؟ این عملکرد واقعاً اعصاب ما را به هم ریخت. یک تیم به آزادی آمده بود که اصلاً نتیجه برایش مهم نبود، اما ما چنین عملکردی ارائه دادیم. آیا واقعاً الدحیل تیمی بود که بتواند به راحتی به ما دو گل بزند و برود؟
این اشتباهات چه ارتباطی با مدیریت دارد؟
این عملها هم آبرو را بردند و هم اعصاب جوانها را خراب کردند. چه نوع فوتبالی بود؟ نه از عمق نفوذ میکردند و نه از کنارهها. هر فردی که توپ را در اختیار میگرفت، میخواست تنها خودش گل بزند. آقای ایکس دو بازیکن در سمت راستش داشت، اما خودش از زاویه بستهای که احتمال گل زدن کمی داشت، ضربه زد. باید در فوتبال به یکدیگر کمک کرد و یازده نفر باید هماهنگ بازی کنند. چرا به خاطر یک گل، اینگونه رفتار میکنید؟ تأکید میکنم تنها کسی که واقعاً برای ما کار کرد، دروازهبانمان بود. تعویضها و چینشها همگی اشتباه بودند. این مسائل ارتباطی به هیئت مدیره و مدیر عامل ندارد.
این همه هزینه و زحمت بیفایده نبود؟
دلمان خوش بود که یک نفر توپ را اوت میکند و نفر دیگری هم بیست تا سی تا کرنر را به تیر اول ارسال میکند. آیا واقعاً دیروز فوتبال قابل قبولی مشاهده کردید؟ باید کمی تیم را به عقب برمیگرداندند و با آرامش بازی میکردند، اما از دقیقه اول سعی کردند شش گل به حریف بزنند. پنج ضربه برای ما به سمت دروازه حریف آمد و هر پنج تا نیز داشت به گل تبدیل میشد؛ خوشبختانه خدا را شکر که بیرانوند چون همیشه توپها را مهار کرد. اگر بخواهیم بیرانوند را از دست بدهیم، پرسپولیس به قهقرا میرود. این همه زحمت و هزینه واقعاً حیف نیست؟
یحیی باید به فکر کمکهایش باشد
من اصلاً به دنبال این نیستم که یحیی را کنار بگذارند، اما به اعتقاد من کمکهای ایشان هیچ کمکی به او نمیکنند. حمید مطهری کنار زمین با آقای یحیی گفتوگو میکرد، اما اکنون هیچکس نیست که با سرمربی کلامی تبادل کند. خود یحیی به تنهایی بازی را دنبال میکند و فقط در دقایق پایانی میگوید که باید سانتر کنید. مربی هم انسان است و در برخی موارد لازم است که کمکهایش او را حمایت کنند. اکنون همه نشستهاند و هیچکس نیست که بیاید و کمک کند. خدا را شکر که کریم باقری کمی تیم را مدیریت کرد. من معتقد نیستم که باید با یحیی خداحافظی کرد، اما او باید به فکر استخدام کمکهای خوب باشد. یک نفر به تنهایی نمیتواند تیم را هدایت کند.
درویش حق ندارد به تنهایی بازیکن بگیرد
انتقادات به مدیر عامل باشگاه کاملاً بجاست و او حق ندارد به تنهایی بازیکن جذب کند. پرسپولیس باید از تاجیکستان بازیکن بیافریند؟ آیا منطقی است که بازیکنی به سطح نبیل باهویی آن هم بدون رضایت سرمربی به تیم اضافه شود؟ تمامی تصمیمات و انتخابها باید تحت نظر مربی باشد و همچنین مربی باید به آقای درویش فشار بیاورد تا از این وضعیت دور نشویم. زمین فوتبال باید در اختیار مربی باشد، اما او نیز باید با مدیر باشگاه همراهی و همکاری کند؛ متأسفانه در پرسپولیس چنین همکاری صورت نمیگیرد. تأکید میکنم بههیچوجه نمیگویم آقای درویش بینقص است؛ قطعاً او هم در این مسائل مقصر است، اما مسئولیت اصلی را سرمربی بر عهده دارد و اگر الان من شخصی را به تیم بفرستم، مربی میتواند بگوید که او را نمیخواهم. بهطور کلی باید بگویم که مقصر بازی دیروز آقای گلمحمدی بودند؛ ایشان میتوانستند به شکل بهتری ترکیب را چیدمان کنند و تعویضهای اثرگذار داشته باشند.
پرسپولیس به این حد بدبخت شده که این بازیکنان را میآورد؟
میگوییم بازیکن بیاورید، میروند از تاجیکستان بازیکنی جذب میکنند. آیا ما به این حد بدبختی رسیدهایم که اینگونه بازیکنان به تیم ملحق شوند؟ بازیکنانی به ما وارد میشوند که از کجا آمدهاند، معلوم نیست. یک بازیکن به پرسپولیس میآید و پس از یک فصل بازی، در فصل بعدی بازوبند کاپیتانی را به دست میگیرد. این وضعیت فاجعهبار است. اکنون ما هیچ مهاجمی نداریم که قابلیت تمامکنندگی داشته باشد. اگر سپاهان تیمش را کنار بگذارد، نیمکتش به تنهایی میتواند یک تیم دیگر باشد، اما شرایط ما این است. ما قصد توهین به کسی را نداریم، اما متأسفانه عملکرد تیم بسیار ضعیف است و روند بدی را پیش میرویم. این تیم متعلق به آقای برانکو بود و او بنیانگذار آن است، آقای گلمحمدی نیز از همان تیم بهرهبرداری کرده اما حالا که به مرور زمان همه بازیکنان آقای برانکو رختکن را ترک میکنند، چه کسی باقی خواهد ماند؟
یحیی دوست دارد تمام تصمیمات را خودش بگیرد
کریم باقری از شخصیتهای بسیار محترم و باارزش است، اما وظایف او چه بود؟ یک نفر به او میگفت مبصر و دیگری میگفت کمک مربی. شان آقای باقری خیلی فراتر از این توصیفهاست و به عقیده من او باید به عنوان سرمربی پرسپولیس فعالیت کند، اما به دلایلی از دست رفت. پرسپولیس با جدایی او آسیب مضاعفی متحمل شد.
باختیم و پروین اجازه نمیداد نفس بکشیم
تیم شکست خورده بود، اما روی نیمکت به نظر میرسید که هیچ اتفاقی نیفتاده است. باور کنید زمانی که ما میباختیم، آقای علی پروین آرام و قرار را از ما میگرفت و در تمرین نمیتوانستیم نفس بکشیم. اکنون به نظر نمیرسد که برایشان مهم باشد و تنها در پی پاداشها هستند. آنها به مردمی که از سه ساعت قبل به استادیوم میآیند فکر نمیکنند. تیم نیاز دارد که هم تشویق و هم تنبیه داشته باشد، اما یکبار که جریمه کردند، صدای همه درآمد. این تیم واقعاً به یک خانهتکانی اساسی نیاز دارد.
پیشکسوتان دشمن پرسپولیس نیستند
زمانی که ما پیشکسوتان صحبت میکنیم، عدهای فحاشی میکنند. اما ما که دشمنی نداریم. اگر دیروز تیم پیروز میشد، همه ما خوشحال بودیم. قطعاً برخی از پیشکسوتان نیز در نظرشان اشتباه وجود دارد، اما مطمئن باشید پیشکسوتان هیچ انتظاری ندارند و با کسی دشمنی ندارند. به خداوند شاهد هستم که ما نیز برای این تیم زحمت کشیدهایم و زمانهای زیادی را صرف کردهایم؛ اگر انتقادی میکنیم، به عشق پرسپولیس است. من یقین دارم از صد پیشکسوت پرسپولیس، ۹۰ نفر از تیم حمایت میکنند و با منطق صحبت میکنند. این ۳۰ میلیون هوادار به حضور آقا یحیی جمع نشدهاند و این جمعیت از دهه ۵۰ با زحمات افرادی چون همایون بهزادی و صفر ایرانپاک و آشتیانی شکل گرفته است. این تیم به راحتی ویران میشود و پس از آن کسی میآید میگوید من ماشین صد میلیاردی دارم. این چه توهینی است به تماشاگری که صبح تا شب تلاش میکند تا ۲۰۰ هزار تومان جمع کند و بلیت بگیرد؟ این هوادار استادیوم را با اشک پر میکند.
هواداران باید خود را کنترل کنند
پرتاب بطری از سوی تماشاگران کاری ناپسند بود، اما با این حال جوانها با زحمت به استادیوم میآیند و از احساسات و عصبانیتی که دارند خارج میشوند. شعارها طبیعی است، اما خواهشمندم از هواداران این است که خود را کنترل کنند. در فوتبال همواره ممکن است برد و باخت وجود داشته باشد. درست است که باخت دیشب بسیار تلخ و ناامیدکننده بود، اما این رفتارها در شان ما نیست.
یک نفر علیه علی پروین شعار نمیزد
از زمانی که در سال ۶۰ به پرسپولیس ملحق شدم، یک بار هم کسی علیه علی پروین یا بازیکنان شعار نداد. البته ما در دقیقه دهم کار را تمام میکردیم و دو گل به ثمر میرساندیم، به ویژه در شرایطی که تمرین ما در سختترین شرایط بود. اکنون مجموعهای که بسیار راحتتر تمرین میکند، شاهد چنین صحنههایی است که در گذشته نه در تیم ملی و نه در پرسپولیس ندیده بودم.
