به نظر میرسد ماجراهای زندگی رضا رویگری پایانی ندارد؛ از زمانی که به بیماری مبتلا شد و به ویلچر منتقل گردید، داستانهای او آغاز شد.
یک روز برای او بزرگداشتی برگزار شد؛ روز دیگر خبری رسید مبنی بر اینکه رویگری بیسرپناه است، روزی دیگر زوایهای از زندگیاش فاش میشود که همسرش برای او دردسرهایی ایجاد کرده و روزی در کنار اینها خبر از کهریزک به گوش میرسد.
ویدئویی که به شدت باعث تاثر افراد شد، او را در حالتی غمگین نشان میداد و با بغض میگفت: در اینجا (کهریزک) رهایم کردهاند و رفتهاند.
او به صراحت بیان کرد که همسرش او را به کهریزک آورده و در آنجا تنها گذاشته است. همچنین گوشیاش نیز از او گرفته شده و هیچ راهی برای برقراری ارتباط با دنیای خارج ندارد.
اما در عین حال مشخص نکردهاند که چهکسی از او در کهریزک آن ویدئو را تهیه نموده و چرا این جنجال رسانهای رخ داده است، چرا که چند روز بعد همسر جوانش فیلم دیگری از او منتشر کرد.
پس از این وقایع و با پیگیریهای هنرمندان، سلبریتیها و همچنین مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منزل جدیدی برای او تأمین شد و اعلام گردید که پرستاری هم برای نگهداریاش گماشتهاند.
ما همگی این وقایع را از نزدیک شاهد بودیم؛ از روزی که در کهریزک جنجال به پا شد و برای مصاحبه تصویری بین آنها بحث و جدل بود؛ در حالی که گفته میشد وکیل رویگری خواستار عدم انجام مصاحبهای است، اما مشخص نشد این وکیل چه کسی است که روز بعد، صحبتهای زردی در فضای مجازی از او منتشر شد.
جالب اینجاست که رضا رویگری به طور معمول روابط خوبی با خبرنگاران و طرفدارانش داشته و بارها درباره مسائلش صحبت کرده است. یکی از این گفتوگوها سبب شد تا بسیاری برای نخستین بار از مشکلات و تنهایی این هنرمند آگاه شوند و از آن روز به بعد، توجهها به سوی این بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون جلب شد.
خوشبختانه در آن زمان با فراهم شدن منزل برای او تصور میشد همه چیز با خوشی خاتمه یافته است.
اما داستانهای زندگی رضا رویگری همچنان ادامه دارد؛ از حواشی تراولپاشیاش تا ویدئوهای گاهبهگاه که مردم عادی از او میگیرند و یا او را در مقابل دوربین رسانهها و یا صفحات زرد در فضای مجازی میبینند، بهخصوص ویدئویی که اخیراً منتشر شد و بار دیگر احساسات مخاطبان را نسبت به نقشهای به یاد ماندنی رضا رویگری تحت تأثیر قرار داد.
در روزهایی که سریال «مختارنامه» دوباره بر روی آنتن تلویزیون رفت، ویدئوی رویگری و اخبار نگرانکننده درباره بیماری سرطان «صدرالدین حجازی» دوباره همه را نگران کرد. بازیگر نقش خولی (صدرالدین حجازی) که وضعیتش واقعاً ناراحتکننده است و از همسر او نیز پیگیر احوالش شدیم، وضعیت او نگرانکننده به نظر میرسد و خبری از توجه مسئولان برای کمک به او در تامین دارو و مسائل ناشی از این بیماری سخت نیست.
اما در مورد رویگری یک نکته را باید قبل از هر صحبت دیگری در نظر داشت؛ این هنرمند با سابقه درخشان سینما و تلویزیون اکنون به تنهایی به سر میبرد؛ یعنی نه تنها کسی به او کمک نمیکند و پرستار ندارد و یا به وضعیت اسفبار گذشتهاش که بیخانمان شده بود، برنمیگردد بلکه تنهایی به این معناست که پیش از بیماریاش (سکته مغزی)، بازیگری پرکار و با انگیزه بوده و همیشه در مجامع هنری دیده میشد و دوستان زیادی داشت. خانوادهاش در کنار او بودند و مدت کوتاهی از ازدواجش با همسر جوانش میگذشت؛ حال او در شرایط جدید به چیزی جز سختی و رنج نمیرسد.
این ویدئوی اخیر که در آن از تنهایی و جدایی همسرش سخن میگوید و عروسکی که مونس تنهاییاش شده، همچنین پرستاری که برایش وجود ندارد و رسیدگیای که متوجه او نمیشود، واقعاً دل هر بینندهای را به درد میآورد. رویگری بر روی ویلچر نشسته و این سخنان را با بغض و درد میگوید.
اما حالا در یک ویدئوی جدید این نکته را مطرح میکند: «این کلیپهایی که منتشر میشود و هر چند وقت یک بار وضعیت جسمانی و زندگی من را شرح میدهند، برخی از آنها باعث بروز مشکلات میشود. فیلمی از من در فضای مجازی پخش شده که تمام اتفاقات آن واقعی نیست، اولاً من گدا نیستم که کسی بخواهد به من کمکی کند، من چیزهایی داشتم که بهخاطر حوادث، حالا دیگر ندارم. اما سه سال است که در خانهام و مادر و پسری دلسوز شرایط خوبی را برای من ایجاد کردهاند، مرا از کهریزک به اینجا آوردند و دو سه سال است که به من خدمت میکنند و امیدوارم دستشان درد نکند؛ هر کسی که به من یاری رسانده است، از جمله فریبا کوثری که در این مدت بسیار به من کمک کرده یا حسن مصطفوی.»
این صحبتها نشاندهنده روحیه آسیبدیدهاش است؛ همانطور که در دومین روز جشنواره فیلم فجر سال گذشته مقابل دوربین تسنیم قرار گرفت و از تنهایی و غصههایش گفت و به این نکته اشاره کرد: «اگر من آدم بزرگی بودم حتماً برای من هم بزرگداشت میگرفتند.»
تمام این اوضاع و احوال را یک بار دیگر مرور کردیم تا این نکته را یادآور شویم؛ عدهای در فضای مجازی امروز تنها به دنبال نشان دادن خود هستند و برای آنها تحقیر دیگران اهمیتی ندارد، حتی اگر افراد مورد نظر کسانی باشند که مردم با آنها خاطره داشته باشند، تحقیر این پیشکسوت و هر پیشکسوت دیگری روح انسان را میآزارد.
چرا فردی همچون رضا رویگری با آن تاریخچه درخشان در عرصه بازیگری و خوانندگی باید به این روزگار دچار شود؟ چرا باید تبدیل به وسیلهای برای تمسخر دیگران گردد؟ آیا او واقعاً از نظر مالی در وضعیت بحرانی قرار دارد؟ آیا زندگیاش به قدری پرهزینه است که هر چند وقت یک بار با رویدادهای ناخوشایند مواجه شویم؟
به هر حال، افرادی که در اطراف رویگری قرار دارند باید متوجه این موضوع باشند که انتشار ویدئوهایی مانند همین ویدئوی اخیر فقط موجب ناراحتی مخاطبان و علاقهمندان به هنر میشود و مرتبه و شان فردی با ارزشی مانند رویگری را کاهش میدهد، البته خود رویگری نیز باید بیشتر به وضعیتش توجه کند.
