حمید مبشر در صحبتهایش اظهار میکند که شعر همواره موضوعی محبوب برای تمامی اقشار جامعه بوده است و میگوید: نسل جوان دیگر آن اشتیاقی را که نسلهای پیشین نسبت به شعر داشتند، از خود نشان نمیدهد؛ اما همچنان فضای فرهنگی، هنری و ادبی وجود دارد. ما ناامید نیستیم.
این شاعر اهل افغانستان که به خاطر مجموعه شعرش با عنوان «کوچه بارانی اشراق» در جشنواره شعر فجر به عنوان شایسته تقدیر معرفی شده است، در گفتوگویی با ایسنا درباره این اثر گفت: این مجموعه شامل تعدادی غزل است که در چهار تا پنج سال اخیر نوشتهام، همچنین در آن مثنویها، دوبیتیها و چند شعر نو نیز وجود دارد. این اشعار در زمینههای مختلفی نوشته شدهاند؛ یک بُعد آن مسائل اجتماعی افغانستان است، بعد دیگری به واگویههای شخصی و رنجهایی که ما بهعنوان انسانهای اجتماعی داریم مربوط میشود، و تعدادی نیز در فضایی دینی و تأملات معرفتی شکل گرفتهاند.
او همچنین درباره وضعیت شعر در افغانستان گفت: با توجه به تحولات جدی اخیر در این کشور، شرایط شعر و ادبیات چندان مطلوب نیست؛ چرا که بسیاری از شاعران و فعالان حوزه ادبی به اروپا و آمریکا مهاجرت کردهاند و برخی نیز به ایران و پاکستان رفتهاند و دیگر اجتماعها و محافل ادبی در کابل، مزارشریف و هرات وجود ندارد.
مبشر با تأکید بر نبود حمایت از فعالیتهای ادبی در افغانستان، افزود: حکومت کنونی علاقهای به ادبیات نشان نمیدهد. با این حال، وضعیت شعر و شاعران افغانستانی در ایران مطلوب است؛ زیرا شاعران مهاجر فعالیتهای خود را به روال گذشته ادامه میدهند. در شهرهای مشهد، تهران و قم، جلسات هفتگی و محافل ادبی شکل میگیرد و وضعیت در ایران نسبتاً رضایتبخش است.
این شاعر در مورد وضعیت شاعران مهاجری که از فضای زبان فارسی فاصله گرفتهاند و تأثیر آن بر آثارشان گفت: همانطور که شاعران ایرانی پس از مهاجرت به کشورهای اروپایی تحت تأثیر فضای جدید قرار گرفتند و به شکل فعال شعر نمیسرودند، این مسأله برای شاعران افغانستانی نیز صادق است؛ در ایران شاعرانی داشتیم که بهروز و آشنا با کارهای نوین بودند؛ اما پس از مهاجرت به اروپا، ارتباطشان با این فضا کاهش یافته و طبیعی است که رونق زبان فارسی در آنجا وجود ندارد.
او درباره شاعرانی که در غرب به شعر گفتن ادامه میدهند، اظهار داشت: انتظارات ما از شاعران حاضر در ایران و افغانستان باید با شاعرانی که به اروپا رفتهاند متفاوت باشد؛ زیرا آنها همزمان با آشنایی با فرهنگهای دیگر تجربه دوگانگی فرهنگی را دارند که گاهی با فرهنگ ما در تضاد است. واقعاً متأسفانه وضعیت به این شکل است.
او درخصوص «بحران مخاطب شعر» که گاهی مطرح میشود نیز گفت: این موضوع پیچیده است؛ از یک سو شعر هنوز هم رونق سابق را دارد و از سوی دیگر تحت تأثیر شبکههای اجتماعی، جذابیتش نسبت به گذشته کاهشیافته است و نسل جدید دیگر آن اشتیاق نسلی پیشین را نسبت به شعر نشان نمیدهد؛ اما فضای فرهنگی و هنری همچنان برقرار است. ما ناامید نیستیم.
مبشر همچنین با تأکید بر نقش رسانههای اجتماعی گفت: این رسانهها موجب ایجاد نوعی آشفتگی و پراکندگی در افراد شده و مانند گذشته تمرکز روی شعر را ندارند. البته وضعیت ایران نسبت به افغانستان و تاجیکستان بهعنوان حوزههای زبان فارسی بهتر است؛ زیرا ایران مهد زبان فارسی است و زبان در این کشور از حیات بالایی برخوردار است. هرچند ممکن است دچار نوسانهایی شود، اما نخواهد افتاد. امیدوارم که ایران به زودی به فضای سابق خود برگردد؛ چراکه یکی از ویژگیهای شعر این است که تمامی ابعاد اجتماعی، سیاسی و افکار عمومی را دربرمیگیرد و شعر همواره محبوبیت خاصی میان مردم از تمامی اقشار دارد؛ از بقال تا کارگر و کارمند. هرچند در مقایسه با دیگر هنرها چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، اما همچنان از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است.
او همچنین درک کرد که آیا شعر امروز میتواند پاسخگوی نیازهای انسان معاصر باشد یا خیر: تحولات سریعی در کشور ما در حال وقوع است و هر روز به فضای جدیدی پا میگذاریم و نیازها نیز به سرعت در حال افزایش است. شعر میتواند برخی از این نیازها را پاسخگو باشد، اما جوابگوی تمامی آنها نیست. پیشنهاد میکنم شعر فارسی بیشتر بر مفاهیم انسانی متمرکز شود و در عین حال یکی از اصول اصلی شعر فارسی، بحثهای معرفتی و دینی و نیازهای شناختی بشر است.
این شاعر اشاره کرد که شعر فارسی بهدلیل تأثیر ترجمه شعر غرب با چالشهایی مواجه است و ادامه داد: مشغولیتهای ذهنی شاعران بهطور فردی متمرکز شده و آن ارتباط اجتماعی را از دست میدهند و متأسفانه نتوانستهاند اصالتهای خود را همچنان حفظ کنند. اگر به گذشته شعریمان نگاه کنیم، شاعرانی چون مولوی، حافظ و فردوسی با مفاهیم انسانی والایی دست و پنجه نرم کردهاند و روحی برای گفتن دارند که میتواند الگوی مناسبی باشد. شاعران میتوانند با بهرهگیری از این مضامین و مفاهیم، فضای جدیدی بیافرینند و جوانان را به سمت مفاهیم انسانی و معرفتی جذب کنند.
او از متولیان امور هنری و رسانهها خواست تا به شعر جهتبخشند و گفت: بهطور کلی به یک جهتدهی عمومی در فرهنگ نیاز داریم؛ چراکه فرهنگ قابلیت قالبگیری و الگوسازی دارد.
حمید مبشر در انتها درباره چالشهایی که یک شاعر مهاجر در ایران با آن روبهرو است، گفت: فردی که از دیار خود به خاکی نامعلوم میآید، در عمل با چالشهایی دست و پنجه نرم میکند. این یک واقعیت طبیعی است. ما در ایران با مشکلاتی مانند اقامت، بیمه، اشتغال و مسکن مواجه هستیم که قوانین خاصی برای مهاجران وجود دارد؛ اما در عین حال تلاشهایی نیز صورت گرفته است. ما توانستهایم در محافل ادبی و هنری حضور فعالی داشته باشیم و کتابها و آثارمان منتشر گردند. فضا را مثبت میبینم و در زمینه فعالیتهای ادبی و شعر فارسی، مشکلی احساس نمیشود.
