صرفنظر از اینکه آیا با رأی اعتماد به کل کابینه پزشکیان موافقیم یا نه، نمیتوانیم نکات آموزنده این روزها را برای گروهی از سیاستمداران نادیده بگیریم.
درس اول: واقعگرایی:
واقعیتها تحت تأثیر برداشتها یا علایق ما دستخوش تغییر نمیشوند. اگر بیش از حد بر تصورات غیر واقعی تأکید کنیم، به تضادهایی میرسیم که حلناپذیر خواهند بود. به عنوان مثال، اگر پس از انتخابات مجلس در اسفندماه هر روز تیترهایی نظیر پیروزی پاجوشها بر چنار یا این بار متفاوت خواهد بود و… منتشر کنیم، اما در عمل تغییری حس نشود، با تناقضی مواجه خواهیم شد. در این حالت، اگر بگوییم که مجلس به رهبری قالیباف تمام امور را به پزشکیان تحویل داد و چهارشنبه سیاه بود، در واقع صرفاً به خودمان شوخی کردهایم و خود را آزار میدهیم.
درس دوم: نصگرایی در سیاست پایانی ندارد:
زمانی که به مخاطبان خود عادت بدهیم به جای تفکر و تحلیل به نصگرایی تکیه کنند، رقبای ما نیز از همین رویکرد بهره خواهند برد. فرض کنید در مدت یک ماه در تمام جاها به این موضوع پرداختهاید که در یک دیدار مقامات نظام درباره کاندیدای شکستخورده ما چنین اظهار نظری شده است، پس ما اقتدار و محور اصلی هستیم و… به طور طبیعی، وقتی این خاصهخرجیها را به موضوعات نظام مرتبط میکنید، رقبای شما نیز با همین شیوه عمل خواهند کرد.
درس سوم: دیوار واقعیت بسیار بلند است:
مدیریت یک رسانه عمومی مهم به شما واگذار شده است، اما در عمل پی بردهاید که آنچه شما میگفتید قابلیت اجرایی ندارد، به ناچار باید تصمیمتان را تغییر دهید. از افرادی که قبلاً دربارهشان نظر منفی داشتید، یعنی کسانی که هتاک و فتنهگر نامیده میشدند، بهره میگیرید. در واقع، کارهایی انجام میدهید که اعضای خودتان نیز متعجباند که آیا ما گولخوردهایم؟
اکنون با واقعیتی تازه روبرو شدهاید: دولتی در حال شکلگیری است و وزرایی معرفی شدهاند که به عقیده شما فتنهگر و ضد انقلاب هستند… حال دو گزینه در اختیار دارید: یا سکوت کنید و یا به افرادی که با این وزرا دیدار داشتهاند، انگ نفاق بزنید. در هر دو صورت، در واقع با خودتان در حال مبارزهاید، زیرا دیوار واقعیت بسیار بلند است.
