کنسرت ارکستر میرزاییان پس از سه سال تلاش مستمر و پیگیر و همچنین تمرینات پیوسته، با وجود وقفههای متعددی و مشکلات مختلفی که از جمله آنها میتوان به شیوع بیماری کرونا، تعطیلات مکرر، تغییرات داخلی گروه و جابهجایی محل تمرین اشاره کرد، در نهایت با حضور ۱۳۰ نوازنده و خواننده کر به رهبری میرزاییان بر روی صحنه رفت.
این اجرا شامل قطعاتی کلاسیک به زبان ارمنی بود که شب فوقالعادهای را برای حاضران رقم زد، بهگونهای که من بهعنوان یک عضو کوچک از گروه کر و همچنین نوازندگان و اعضای گروه، از رهبری بینظیر و هنرمندانه میرزاییان بهرهمند شدیم؛ همچنین تمامی مهمانان و تماشاچیان حاضر در سالن وحدت از این اجرای زیبا و غنی و رهبری برجسته گروه لذت بردند، بهگونهای که با تشویقهای مکرر خود، چهار قطعه دیگر را نیز به اجرا درآوردند. جالب توجه است که این کنسرت در حالی برگزار شد که تمامی بلیطها در یک روز به فروش رفت و در روز اجرا، شخصیتهای برجستهای چون آهنگسازان (آراز تروسیان، چهل میرانی، خانم موسوی و…)، نوازندگان، خوانندگان (حسام آریان و…) ، بازیگران (نبیاله پیرهادی، محمد آبادی و…) ، کارگردانان (اسماعیل براری و…) و دیگر مهمانان ممتاز با حضور گرم و نمایان خود بر این رویداد صحه گذاشتند و پس از اجرا از آن ابراز لطف و محبت کردند. یکی از این مهمانان آندارنیک سیمونیان، زبانشناس و مترجم قطعات اجرا بود که توصیف زیبا و کاملی از شب به یادماندنی کنسرت تهیه نمود که متن کامل آن در زیر آمده است:
Երեկ, չորեքշաբթի փետրվարի13֊ ի երեկոյան ժամը 9։30֊ ից երկու ժամ տևողությամբ երաժշտագետ Սերժիկ Միրզայանի դիրիժորությամբ հրաշալի կատարումների ականատեսն ու ունկնիրը եղանք, Թեհրանի կենտրոնական Վահդաթ օպերային դահլիճում։
Մեր տպավորությունների մի համառոտ ակնարկ ենք շարադրել պարսկերեն լեզվով։
دیشب، از ساعت ۹:۳۰ به مدت دوساعت در تالار اپرای “وحدت” تهران شاهد هنر نمایی استادانه سرژیک میرزاییان، رهبر چیره دست ارکستر و شش آهنگساز خوش قریحه و بیش از دویست نفر از همکاران ایشان بودیم.
کنسرت بزرگ ایشان به مناسبت نسل کشی ۱۹۱۵ ارمنیان در ترکیه عثمانی، تقدیم شده بود “به تمام اقوامی که نسل کشی را تجربه کردهاند”.
کنسرتی که تقریباً بهموقع آغاز شد، بهخاطر تشویق و اصرار تماشاگران مشتاق و قدردان، حداقل ۳۰ دقیقه بعد از پایان برنامه اصلی نیز به اجراهای تاثیرگذار ادامه داد.
متأسفانه، برنامههای هنری باکیفیت در جامعه ما به ندرت برگزار میشود و شرکت در هر یک از این رویدادهای نادر همراه با شوق و شعفی وصفناپذیر است.
آغاز باشکوه این کنسرت، برای من که دانش زیادی درباره مبانی موسیقی کلاسیک ندارم، ابتدا به یاد منظومه “رکوییم” اثر واهاگن داوتیان انداخت، اما بهسرعت مسیرم را به سمت منظومه “افسانه دانته” یقیشه چارنتس اصلاح کردم و در طول کنسرت احساس کردم که در جریان عمیق و شگرف نتهای قدرتمندی قرار دارم که هم مرثیههای حماسی و هم سوگنامههای زنده و پر از زندگی را تداعی میکنند.
در این شب زیبا، همکاران میرزاییان و نوازندگان سازهای بادی، زهی، ضربی و تنفسی (خوانندگان کر) هرکدام به نوبه خود در آرایشی استادانه با مخاطب ارتباطی روحانگیز برقرار میکردند.
صداهایی که به وسیله هنرمندان نوازنده از هر ساز کوچک متولد میشود، همچون صوت دلنواز جوی باریکی است که از چشمه میجوشد و در سراشیبی دامنه، نجواکنان، جاری میشود.
این زمزمهها، تمایل انسان به زندگی و تصاویر بدیع عشق و محبت انسانی را بهخوبی به تصویر میکشند و چقدر جذاب و روحانگیزند؛ حتی وقتی که این جویهای باریک به رودی خروشان تبدیل میشوند و سنگینی لحظههای جاری فجایع بزرگ، ترس و غم را القا میکنند، بهوضوح در مییابی که این سازها و نوازندگان پیگیری چه نیرویی دارند و چگونه میتوانند فجایع تاریخی را درک کرده و آنها را به حوادث عظیم موسیقایی بر روی صحنه تبدیل کنند؛ سپس و هنگامی که همین قدرت و صلابت با نغمههای سرشار از زندگی، شوق و بالندگی ترکیب میشوند، عظمت حیات را به نمایش گذاشته و بیشتر به توان و قدرت انسانی پی میبری و در برابر بزرگی روح انسانی، احساس غرور میکنی.
موسیقی، بدون شک یکی از تأثیرگذارترین پدیدههای زندگی بشر و از لطیفترین عطایای روح بزرگ و بیکران است که به تمامی کائنات تعلق دارد.
انسان زیبا، نیکو، سازنده و آفریننده چقدر به آن روح بزرگ شباهت دارد و انسانهای ویرانگر در برابر آن روح شریف چقدر باید شرمنده و حقیر به نظر برسند.
ممنون و سپاسگزارم، سرژیک عزیز، که این شب به یادماندنی را به تمامی قومهای ظلمدیده تقدیم کردهاید.
ممنون و سپاسگزارم، ای همه عزیزانی که سازتان زبان گویای دلهای بیتاب و روح زیباتان است. حاصل سالها رنج و مرارت یادگیری، در این گونه نقشآفرینیها بهوضوح نمایان است. همیشه دستانتان سبز باد.
و شما عزیزانی که سینههای پرخروشتان، قطعات پرطنین آوازی را شکل میداد، نفستان همواره گرم باد.
سرژیک میرزاییان عزیز، پیشانی بلندت را میبوسم.
خسته نباشی، برادر خوبم.
خداوند پشت و پناه همه آنانی که در کنارت هستند و یاریت میکنند.
ارادتمند، آ. سیمونی
خبرنگار: نسترن اسکندرپور
