اگرچه مساله کار کودک همیشه یکی از نگرانیهای اصلی فعالان اجتماعی بوده، اما هنوز مسئله «کودک کار» به قوت خود باقی است و در سالهای اخیر، بهخصوص پس از شیوع ویروس کووید و توقف برخی طرحهای جهانی، تعداد کودکان کار در کشورهای مختلف به شکلهای متفاوتی افزایش یافته است.
بر اساس گفتههای پیام روشنفکر در بخشی از این جلسه، بخش عمدهای از کار کودک به فعالیتهای کشاورزی و جنبههای مخفی آن مربوط میشود که هر کدام آسیبهای خاص خودشان را دارند؛ در حالی که کار در خیابان تنها نمایی کوچک از وضعیت کودکان کار را به ما نشان میدهد. در مورد وضعیت دردناک این کودکان، که به آرامی به قربانیان اجتماعی تبدیل میشوند، چه راه حلی وجود دارد؟ پریسا پویان نیز در بخش دیگری از این نشست به وظیفه شهروندان حساس اشاره کرد و متذکر شد که در مواجهه با این کودکان، باید چه رفتارهایی از خود نشان دهند؛ از انتقاد از رفتارهای ترحمبرانگیز تا پرهیز از خشونتهای کلامی که هر یک میتواند به آسیبهایی برای کودک منجر شود.
بیشترین سهم کار کودک در کشاورزی
تلاش برای حذف کار کودک تنها محدود به سطح محلی یا ملی نیست، بلکه نیاز به تحقق وعدههای عملی بینالمللی دارد. موضوعی که پیام روشنفکر بهعنوان یکی از پژوهشگران و نویسندگان کتاب «پایاندادن به کار کودک در خیابان» در این جلسه به آن اشاره کرد؛ او گفت: «شعار امسال روز جهانی مبارزه با کار کودک این است که «ما به تعهداتمان عمل کنیم». حال اینکه منظور از این «ما» چه کسانی هستند، باید به آن پرداخته شود. مبارزه با کار کودک یک تعهد جهانی و ملی به حساب میآید.
در حقیقت، این مساله فقط یک شعار نیست، بلکه نوعی تعهد بینالمللی و ملی است. وقتی که درباره کار کودک صحبت میکنیم، با نوعی هرم روبرو هستیم که بخش عمده آن در پایین این هرم، به کار کودک در حوزه کشاورزی مربوط میشود و ۷۰ درصد جمعیت کودکان کار در این حوزه فعال هستند و دیگر اشکال موجود نیز در این زمره قرار میگیرند. بنابراین کار کودک در سطح جهانی فقط به مناطق شهری و خیابانی محدود نمیشود. از سویی، بخش اعظمی از کار کودک در کشورهای در حال توسعه، بهویژه در قاره آفریقا، دیده میشود. اوضاع در این قاره با نسبت ۸۰ به ۲۰ و ۷۰ به ۳۰ روستانشینی است، در حالی که کشور ما اکنون ۷۰ درصد شهرنشین است.
بخش کوچکی از کار کودک، خیابان است
تحقیقات روشنفکر نشان میدهد که سهم کودکان کار پسر نسبت به دختران ۵۸ درصد است؛ در حالی که دختران بیشتر در مشاغل خانگی و نواحی پنهان مشغول به کار هستند و آسیبهای بیشتری متوجه آنها میشود. او تصریح کرد: «دختران معمولاً در مشاغل خانگی و مکانهای کمتر آشکار فعالیت میکنند؛ بنابراین براساس هرمی که به آن اشاره کردم، کشاورزی بالاترین سهم را در کار کودک به خود اختصاص میدهد و نوک آن تنها کار در خیابان است، به طوری که کودکان کار خیابانی فقط نمای کوچکی از کل مساله را نمایان میکنند. به علاوه، هنوز زمان زیادی از تعهد جهانی به کاهش کار کودک نگذشته و حدوداً از سال ۲۰۰۰ آغاز شده است.
سوال اصلی آنها این بوده که میزان این نوع کار دقیقاً چقدر است که باید کاهش یابد؟ سازمان جهانی کار و صندوق بینالمللی یونیسف بخشی را برای بررسی آمار مربوط به کار کودک اختصاص دادند و برآورد آنها نشان داد که ۲۵۰ میلیون کودک در سراسر دنیا به کار مشغولاند. آنها برنامهریزی کردند که تا سال ۲۰۲۵ تعداد نیمی از این کودکان را کاهش دهند و از بدترین اشکال کار کودک نیز آغاز کنند. این برنامه تا سال ۲۰۱۹ در حال پیشرفت بود، اما آمارها نشان میدهند که ابتدا تعداد کودکان کار کاهش مییابد، سپس ثابت میماند و بعد از شیوع کووید، این آمار دوباره افزایش یافت. در سال ۲۰۲۱ سازمان ملل شعار حذف کار کودک را به عنوان شعار سال اعلام کرد.
سیاستهای نئولیبرالیسم توقف کار کودک را کند کرده
سیاستهای عمومی جهان اثر قابل توجهی بر سرنوشت کودکان دارند؛ بهطوری که علاوه بر شیوع کرونا، عوامل متعددی در سالهای اخیر بر کاهش کار کودک اثر گذاشتهاند. این پژوهشگر اذعان دارد که: «اگرچه شیوع کرونا آسیبهای خود را داشت، اما پیش از آن نیز بازگشت به سیاستهای نئولیبرالیسم آغاز شده بود که این روند را کند کرد و پس از شیوع کووید نیز تغییرات اقلیمی به افزایش این مساله دامن زد؛ بنابراین برای دستیابی به هدف سال ۲۰۲۵ باید سرعت اقدامات را ۱۸ برابر کنیم. در واقع قبل از این نیز گفته میشد که شعار حذف کار کودک قابل تحقق نیست، اما هماکنون ۸۰ درصد از کار کودک در دنیا کاهش یافته است، چرا که اقداماتی عملی انجام شده و برنامهریزیهایی صورت گرفته و در راستای آن فعالیتهای لازم انجام شده است. در همان زمان از اصطلاح ریشهکنی کار کودک استفاده شد، اما پس از ۱۰ سال مجدداً آن را به «حذف» تغییر دادند و پس از آن به «حذف امکانپذیر» تغییر نام دادند. بخش قابل توجهی از این ۲۵۰ میلیون کودک، مشغول به کار هستند.
بر اساس برخی تعاریف، برخی از کارهای نوجوانان در سنین بالاتر از ۱۵ سال ممکن است مجاز باشد، زیرا اگر به حدی باشد که به سلامت، آموزش و کودکی آنها آسیب نرساند، مانعی ندارد. اگرچه امیدواریم که حتی همین میزان هم از بین برود، اما حذف امکانپذیر واقعاً ممکن است. طبق تعاریف کشورها، از جمله ایران که کار بالای ۱۵ سال را تحت شرایط خاص مجاز دانسته، بیشتر کودکان کار در دستههای مجاز قرار دارند. بهطور کلی هر نوع فعالیتی که مانع تحصیل و حق کودکی کودکان شود، به عنوان کار کودک به حساب میآید. در آسیا و آفریقا موارد کار کودک بسیار دیده میشود.
حدود ۴۴ درصد کودکان کار در ایران در بخش کشاورزی فعالیت میکنند. اما وضعیت ایران چگونه است؟ طبق نتایج این تحقیق، در ۵۰ تا ۶۰ سال اخیر، ایران از کشوری روستایی به جامعهای شهرنشین تبدیل شده و اکنون حدود ۷۵ درصد جمعیت آن شهرنشین هستند. با این حال، حدود ۴۴ درصد از کار کودکان ما در بخش کشاورزی باقی مانده است. روشنفکر بیان میکند: «به نظر میرسد آنچه در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته، پدیده کار کودک در حوزه کشاورزی است.
برای بررسی وضعیت ایران باید تعدادی از عوامل را در نظر گرفت که در آینده بر کودکان تأثیرگذار خواهند بود. یکی از عوامل، افزایش جمعیت در کلانشهرهاست که به همراه خود، استقبال از حاشیهنشینی را به ارمغان میآورد و این موضوع به طور طبیعی منجر به افزایش کار کودک خواهد شد. همچنین دادههای سامانه رفاه ایرانیان نشان میدهد که جمعیت کودکان کشور در حال کاهش است، اما همین تعداد در مناطق روستایی افزایش پیدا میکند.
کودک کار اشکال مختلف دارد
علاوه بر آنکه کار کودک دارای انواع مختلفی است، عوامل متعددی نیز به بروز این پدیده منجر میشوند. روشنفکر در پایان سخنان خود میافزاید: «موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد، افزایش تعداد بازماندگان از تحصیل است که به دلیل خصوصیسازی و افزایش هزینههای آموزش به وقوع میپیوندد. تمامی این موارد ریسک افزایش کار کودک در آینده ایران را بالا خواهد برد.
تغییرات اقلیمی به دلیل مهاجرت و کوچهای اجباری قطعاً در افزایش کار کودک مؤثر خواهد بود. بهعنوان مثال، طبق پژوهش ما، ۳۰ درصد از کودکانی که اکنون در خیابانهای ایران هستند، در سه سال اخیر از افغانستان به این کشور مهاجرت کردهاند؛ لذا موج جدید مهاجرت به موج قبلی افزوده شده است. همچنین در قوانین ما در اصل ۲۲ به موضوع مهمی اشاره شده که اگر سرپرست خانواده درآمد کافی داشته باشد، نیازی به کار دیگر اعضای خانواده نیست. سپس مساله کار کودکان در برنامههای توسعهای قرار میگیرد و در طرحهای مختلف شهرداری و ارگانهای دیگر که بیشتر بر کودکان کار خیابان متمرکز شدهاند، پرداخته میشود. در حالی که کار کودک اشکال متنوعی دارد.
داشتن تخصص، لزوم رفتار با کودک آسیبدیده
بهطور معمول در سطح شهر، یا با کودکان کار بهطرزی ترحمبرانگیز رفتار میشود یا آنها مورد خشونت قرار میگیرند و بهدلیل تروماهای متعددی که این کودکان با آن مواجه هستند، واکنشهای متعددی از خود نشان میدهند. در این راستا، پریسا پویان، مدیر مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا، بهعنوان یکی دیگر از سخنرانان به این مسأله اشاره کرد: «اگر چه ما همه برای حذف کار کودک تلاش میکنیم، اما واقعیت این است که کار کودکان همچنان ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.
آسیبهایی که این کودکان تحمل میکنند اگر قرار باشد روزی کار کودک به پایان برسد، تا آن زمان مطمئناً دوران کودکی این بچهها به اتمام میرسد و نسلهای بعدی در این چرخه قرار میگیرند. تروماهایی که کودکان کار با آن سروکار دارند معمولاً سالها با آنها باقی میماند. این افراد با احساسات شکست، ناامیدی و عدم لیاقت دستوپنجه نرم میکنند که به ویژه در دوران کودکی بوجود آمده است، در حالی که کودکانی که ما با آنها کار میکنیم این احساسات را بهطور روزانه تجربه میکنند.
اقسام تروما شامل سواستفاده جنسی، فیزیکی و عاطفی، بیتوجهی فیزیکی و عاطفی، از دست دادن والدین به دلیل طلاق یا مرگ، مشاهده خشونت خانگی و حتی دیدن آسیبی که مادر یا دیگر اعضای خانواده متحمل میشوند، همگی به تروما منجر میشوند؛ بهعلاوه، اعتیاد و افسردگی یکی از اعضای خانواده نیز جزو تروماهای دوران کودکی محسوب میشود. روانشناسان معتقدند اگر فردی شش تروما از ده مورد را تجربه کند، نیاز به مداخله جدی تیم روانشناسی دارد.
در حالی که کودکان بسیاری هستند که تمامی ده مورد را تجربه کردهاند. با این حال، حضور یک بزرگسال مطمئن در کنار کودک میتواند به میزان قابل توجهی این آسیبها را کاهش دهد. باید نگاهی نو به مقوله داوطلبین در مؤسسات مردمنهاد داشته باشیم. افرادی که بهطور مستقیم با کودکان کار میکنند، باید به طور خاص تخصص و مهارتهای لازم را در این زمینه داشته باشند و ماهیت آسیبها را به خوبی بشناسند. منظور این نیست که تمامی معلمها باید درمانگر باشند، بلکه لازم است بدانند آسیبها در کدام زمینه تأثیر میگذارد و دقیقا باید در آن نقاط اقدام کنند.
خشونت فقط خشونت به بار میآورد
آسیب هر یک از این کودکان اگر کنترل نشود، میتواند تبعات وخیمی برای نسلهای بعدی به همراه داشته باشد. پویان بر این مسائل تأکید کرده و میگوید: «یک نمونه از مدارس آگاه به آسیب وجود دارد که به ما آموزش میدهد چطور اگر کودکان ما در شرایط زحمتی هستند، باید با آنها رفتار کنیم. اینها دستورالعملهای خاصی دارند که حتی شامل نیروی خدماتی، رانندهها و نگهبانان مراکز میشود که بچهها در آنجا بهسر میبرند؛ بنابراین ضروری است که مؤسسات مردمنهاد به سمت رویکردهای تخصصیتر پیش بروند.
نیروهای داوطلب بسیار ارزشمند هستند، به شرط آنکه آموزشهای لازم را دریافت کرده باشند. کودکان کار به قوانین نیاز دارند. به طور خاص، در حالی که کودکان آسیبدیده برای به دست آوردن ثبات نیاز به قوانین محکم و بدون خشونت دارند، باید توجه داشت که متخصصان واقعی این حوزه در ایران به شدت محدود هستند و باید تلاش کنیم تا این آموزشها به سرعت گسترش یابد. اگر به رویکرد مدارس آگاه از آسیب بنگریم، زمان زیادی برای آموزش در نظر گرفته میشود و آگاه شدن از آسیب بسیار دشوارتر از رسیدن به آگاهی اولیه است.
کودکی که در جامعه نمیتواند دیده و شنیده شود، بهطور قطع در روز چند بار میمیرد. وقتی کودک در خیابان به سمت ما میآید و ما شیشه ماشین را بالا میکشیم، در واقع، او را در میکشیم؛ بنابراین تعجبی ندارد که این کودک به ما توهین کند، لگد بزند، فحش دهد یا حتی در کلاس درس به همکلاسیاش آسیب برساند. در آینده نیز ممکن است به بزهکاری اجتماعی روی آورد، مانند دزدی یا جنایت، بدون آنکه هیچ احساس عذاب وجدانی را تجربه کند.
بنابراین باید این کودکان را ببینیم و این اصلا به معنای آن نیست که حتما با آنها صحبت کنیم. نادیدهگرفتن آنها آسیبهای جبرانناپذیری نه تنها برای این کودکان بلکه برای جامعه به بار خواهد آورد؛ بنابراین باید از برچسب زدن به این کودکان پرهیز کرد. وقتی با این کودکان صحبت میکنیم، باید از پرسشهای شخصی پرهیز کنیم، چرا که ممکن است مجبورشان کنیم به دروغگویی روی آورند یا به آنها بیاموزیم که به همه افراد بیگانه در خارج از خانه اعتماد کنند.
در حالی که بهراستی چند نفر از آدمهای بیگانه در جامعه میتوانند برای آنها امن و قابل اعتماد باشند؟ نکته دیگر، پرداخت بیرویه پول به این کودکان است، زیرا ممکن است آنها را به سمت انجام تکدیگری سوق دهد. دلسوزی و ترحم به این کودکان میتواند آسیبزا باشد. بنابراین اگر خدماتی ارائه میدهیم، باید در ازای آن پول بدهیم و اگر نه، نباید هیچ پولی پرداخت کنیم.
بر اساس تحقیقی که هومن نامور و مهرنوش نرسی بر روی ۳۵۰ کودک کار انجام دادهاند، این کودکان به شدت از اینکه به جای تهیه جنسی که مدنظر دارند، خوراکی به آنها داده شود، خشمگین میشوند. در کنار این مسائل، ممکن است این کودکان را به طرف کارهایی بکشیم که آنها را وادار به گریه کنند تا برایشان چیزی بخریم و آن را بفروشند و در نتیجه این نوع رفتار، بازتولید ضد اخلاقیات در آنان خواهد بود؛ لذا تمامی این موارد نیازمند تأملات جدی هستند. در نهایت، اگر فردی با این کودکان مواجه شد و تمایل داشت که به آنها کمک کند، بهترین راهکار ارجاع آنها به مراکز مردمی فعال در این حوزه است.
پایاندادن به کار کودکان
در این جلسه که در سالن اجتماعات انجمن حمایت از حقوق کودکان برگزار شد، جلوه جواهری، کاوه مظفری و دلارام علی، تعدادی از نویسندگان کتاب «پایاندادن به کار کودک در خیابان»، توضیحاتی در مورد پیشرفتهای پژوهشی مربوط به این کتاب بیان کردند. این کتاب که با همکاری مؤسسه مهر و ماه و مؤسسه رحمان منتشر گردیده، مروری بر انواع کار کودکان در کشورهای مختلف نظیر مصر، هند، برزیل، عراق، اردن، کنیا، ترکیه و دیگر کشورها داشته و راهکارهایی برای کاهش و حذف این پدیده ارائه میدهد.
