دوشنبه 11 آبان 1405

داستان جالبی از هما روستا و حرفه‌اش


امروز، چهارم مهرماه، یادآور سالروز تولد و همچنین درگذشت هما روستا است. او از جمله افرادی است که در روز زادروزش، تولدی دوباره در دنیایی دیگر را تجربه کرد.

وی دختر رضا روستا، سیاستمداری بود که فعالیت‌های حزبی‌اش زندگی پر مشقتی را برای دخترش رقم زد. خانواده‌ی او سفری طولانی از ایران به رومانی و سپس به روسیه داشتند. در گذشته، در مورد این بخش از زندگی خانم بازیگر سخن گفته‌ایم، اما دوران کودکی او تنها مقطع پر از چالش نبود. او در بزرگسالی نیز با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم کرد؛ از محدودیت‌های شغلی تا ناچار به راه‌اندازی یک رستوران برای گذران زندگی و دوری از افسردگی.

در روزهایی که برخی هنرمندان به دلایل مختلف قادر به فعالیت نیستند، مرور این بخش از زندگی هما روستا می‌تواند تا حدودی روشنایی بخش باشد و به یادمان بیاورد که زندگی هیچ‌گاه در یک جا توقف نمی‌کند و پس از هر دشواری، راه حلی وجود دارد.

هما روستا در گفت‌وگویی مفصل با محمد رسول صادقی در شماره ششم مجله پاراگراف، از چالش‌های اولیه زندگی مشترکش با حمید سمندریان و همچنین از دوران دشواری که مجبور به تعطیلی کار خود شدند و رستورانی را برای گذران زندگی دایر کردند، صحبت کرده است.

در سالروز تولد و درگذشت او، بخشی از این مصاحبه را مرور می‌کنیم:   

«در آغاز زندگی مشترک، نمایشنامه «بازی استریندبرگ» اثر فریدریش دورنمات را ترجمه کردم و به عنوان دستیار کارگردان در کنار سمندریان فعالیت می‌کردم. فخری خوروش، محمد علی کشاورز و اسماعیل شنگله از بازیگران نمایش بودند. به دلیل مسائلی، فخری خوروش از گروه جدا شد و قرار شد آذر فخر به ما بپیوندد که به خاطر ضبط برنامه در تلویزیون، با تأخیر به گروه ملحق شد. در این مدت، من نقش «آلیس» را روخوانی می‌کردم تا دیگر بازیگران به تمرین ادامه دهند. من به‌خوبی فارسی را نمی‌خواندم و سمندریان که در کار بسیار جدی بود، سرم فریاد می‌کشید. من هم متوجه می‌شدم و می‌گفتم که من قرار نیست این نقش را بازی کنم؛ فقط کمک می‌کنم. سمندریان هم می‌گفت: «یک بازیگر باید حتی اگر بخواهد نقش کوچکی را هم ایفا کند، به‌درستی بخواند و انرژی بگذارد.» و من در آن لحظه بغض می‌کردم. ما به تمرینات ادامه دادیم و تمام تلاشم را برای درست خواندن نقش گذاشتم.

یک روز در حین تمرین، شنگله و کشاورز از سمندریان درخواست کردند که من نقش آلیس را بازی کنم و او پس از تردید پذیرفت. از آن روز به بعد شرایط برای من دشوارتر شد؛ آن‌قدر که گاهی در پشت صحنه اشک می‌ریختم و می‌گفتم: «این کیست؟! من با چه کسی ازدواج کرده‌ام؟! این دیگر سمندریان نیست!»

در هنگام کارگردانی، اخلاق و شخصیت سمندریان کاملاً تغییر می‌کرد. شنگله و کشاورز به من دلداری می‌دادند و می‌گفتند: «اینقدر به او فریاد نزن. هرکسی که از عهده‌اش برمی‌آید، باید تحمل کند. این اولین کار هما با توست. هنوز نمی‌داند چطور باید با تو کار کند.»

سرانجام پس از تمرینات مکرر موفق شدم نقش «آلیس» را در نمایشنامه «بازی استریندبرگ» ایفا کنم که اجرای خوبی هم داشت. هرگز این تجربه نخستین را فراموش نمی‌کنم. این برای من تجربه‌ای ارزشمند و مفید برای کارهای بعدیم بود. واقعیت این است که در دنیای تئاتر بود که من نیمه دیگر حمید سمندریان را شناختم.»

یکی از چالش‌های اساسی این زوج در سال‌های پایانی دهه ۵۰، زمانی بود که کار تئاتر به شدت دشوار بود و آن‌ها تصمیم به راه‌اندازی رستورانی گرفتند.

روایت روستا از آغاز به کار این رستوران که در همان گفت‌وگو مطرح شده، به این صورت است:

«سمندریان به شدت دوست داشت نمایش «گالیله» را اجرا کند. ما تمرینات خود را در تالار وحدت آغاز کرده بودیم و بسیار هیجان‌زده بودیم که ناگهان شنیدیم رئیس آنجا که نامش یادم رفته، گفته‌است که تا زمانی که من زنده‌ام، اجازه نخواهم داد که این نمایش در این مکان اجرا شود. ما توجه نکردیم و به کار خود ادامه دادیم تا روزی نگهبان محل جلوی سمندریان را گرفت و از او خواست که آلبوم عکسی از خانم‌هایی که با شما کار خواهند کرد با توجه به پوشش آن‌ها تهیه کنید تا رئیس ببیند. این مسئله روحیه سمندریان را به شدت تضعیف کرد و تا خانه پیاده رفتیم. او گفت: من دیگر هرگز پایم را آنجا نخواهم گذاشت؛ به من و گروه تحقیر می‌کنند. از آن زمان تصمیم گرفتیم حرفه‌امان را تغییر دهیم. باید از جایی زندگی خود را تأمین می‌کردیم. آن زمان بسیاری از جوانان و هنرمندان تئاتر در کنار ما بودند و همکاری داشتند. بنابراین یک رستوران راه‌اندازی کردیم. البته فقط ناهار سرو می‌کردیم اما غذاهایمان واقعاً خوشمزه بود. آنجا پاتوق تمام دوستان تئاتری ما شده بود. ما یک سرآشپز و یک دستیار آشپز حرفه‌ای داشتیم و سایرین از همکاران گروه سمندریان بودند، مانند احمد آقالو، حمید لبخنده و محمد حمزه که اکنون نقاش است، امید روشن ضمیر که در آمریکا فعالیت داشت نیز با ما همکاری می‌کرد. حسین عاطفی و جمال اجلالی نیز که اصولاً فصلی بودند؛ برخی اوقات در رستوران حاضر می‌شدند و برخی اوقات نبودند. آنچه مهمتر از همه چیز بود، این بود که در آن شب‌های سخت پس از انقلاب فرهنگی، رستوران به ما کمک می‌کرد تا زندگی‌مان را سپری کنیم. در آن زمان گاهی نمایشنامه‌خوانی نیز می‌کردیم تا خود را آماده نگه داریم. حتی برای رادیو خواستیم یک نمایش را تهیه کنیم که متأسفانه نشد. درست در همین زمان بود که پیشنهاداتی برای بازی در تلویزیون و سینما به من داده می‌شد که من رد کردم، زیرا واقعاً آمادگی نداشتم که در یک شکل متفاوت کار کنم. در چنین شرایطی، ما صاحب فرزند شدیم و کاوه به دنیا آمد. کاوه امید و روشنایی زندگی تمام بچه‌های رستوران بود.

اما این تغییر وضعیت به مدت زیادی دوام نداشت و ناچار شدیم رستوران را ببندیم:

«چون ما حقوق کارکنان را از پدر حمید دریافت می‌کردیم، او اعتراض کرد که این چه رستورانی است که حقوق کارکنانتان را من باید پرداخت کنم؛ بنابراین رستوران را تعطیل کردیم. مدتی بعد، دکتر علی منتظری رئیس مرکز هنرهای نمایشی شد و خوشبختانه بسیار مثبت عمل کرد. حسین جعفری، که یکی از دانشجویان حمید در دانشگاه تهران بود و عاشقانه به او می‌بالید، تلاش کرد که سمندریان دوباره فعالیتش را آغاز کند و دکتر منتظری و سمندریان را با یکدیگر روبه‌رو کند. دکتر منتظری شخصاً به منزل ما آمد و با حمید صحبت کرد تا او بار دیگر به کار برگردد و اینگونه بود که سمندریان با «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به صحنه برگشت. البته باز هم اجازه ندادند «گالیله» را اجرا کند. «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» در آن زمان مخاطبان زیادی داشت و از دید منتقدان هم موفق بود. رضا کیانیان نیز پس از سال‌ها دوری، برای نخستین بار بر صحنه حاضر شد و خود را در آن نمایش معرفی کرد. احمد آقالو بازی فوق‌العاده‌ای را ارائه داد و همچنین میکائیل شهرستانی و دیگران.»

این زوجهنری با وجود چالش‌ها همچنان در تلاش بودند و در یک مقطع دیگر، آموزشگاهی آزاد تحت عنوان آموزشگاه سمندریان را تأسیس کردند که روستا در مورد تأسیس آن توضیح داده است:

«در ابتدا یک اتاق در اداره تئاتر به ما واگذار کردند که سمندریان با تعدادی از جوانان علاقمند به کارگاه آموزشی مشغول بود. وقتی او فضای کار را برای کارگردانی سخت دید، به این فکر افتاد که لااقل باید افرادی را تربیت کند که اگر نتوانند بازی کنند، دست‌کم تماشاگر با دانش‌تری برای تئاتر باشند و بتوانند بد را از خوب تشخیص دهند. به مرور، او به دنبال مکانی برای تأسیس آموزشگاه شد. ما جستجو کردیم و در نهایت مکانی فعلی را که متعلق به یکی از شاگردانش، خانم رزم‌آرا، بود، اجاره کردیم. او دوست داشت از یک مکان کوچک شروع کند. هدف او هرگز کسب درآمد بالا نبود؛ او فقط به مقداری پول نیاز داشت تا بتواند زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشته باشد. این آموزشگاه تنها جایی بود که شاید سمندریان را سرپا نگه می‌داشت؛ چون شرایط کار تئاتر به شدت سخت شده بود. برای جوان‌ترها هم کار کردن دشوار بود، چه رسد به فردی که سنی از او گذشته بود؛ بنابراین این آموزشگاه برایش مانند یک قرص آرامبخش بود.»

هما روستا در چهارم مهرماه سال 1394 پس از مدتی مبارزه با بیماری در آمریکا درگذشت. مدتی گذشت تا پیکر او به ایران بازگشت و دوستانش او را با تمام زیبایی‌ها، صدای دلنشین و محبت حقیقی که هرگز نمایشی نبود، به خاک سپردند تا در کنار همسرش، حمید سمندریان، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گیرد.

آخرین اخبار

اعتبار هست، نقدینگی چطور؟

تأمین مالی تولید همواره یکی از محورهای سیاست‌گذاری پولی...

تجارت دریایی با وجود محدودیت‌ها برقرار است

دبیر انجمن کشتیرانی و خدمات وابسته ایران گفت: با...

استقلال و تراکتور، برنامه لیگ برتر را تغییر دادند

دو دیدار از هفته سیزدهم رقابتهای لیگ برتر فوتبال...

قیمت سکه ظهر امروز ۱۱ آبان ۱۴۰۵/ سکه ۲۶۴ میلیون تومان شد + جدول

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قیمت انواع قطعات سکه در بازار تهران...

قیمت دلار ، یورو و انواع ارزها ظهر امروز ۱۱ آبان ۱۴۰۵/ دلار به قیمت ۲۷۳ هزار و ۵۰۰ تومان فروخته شد + جدول

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، براساس گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا،...

سه اپراتور هوش مصنوعی داخلی در انتظار دریافت مجوز

معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با تشریح آخرین...

شورای نگهبان به مصوبه «مهریه ۱۴ سکه‌ای» چه ایراداتی گرفت؟

مجلس برای کاهش ضمانت اجرای کیفری مهریه به ۱۴سکه...

کلاس درس را از محیط خسته کننده خارج کنید

استفاده از فناوری‌های دیجیتال در آموزش،کلاس درس را از...

جنگ جهانی استعدادها؛ کشورها چگونه برای جذب و حفظ نخبگان می‌جنگند؟

خبرگزاری مهر، گروه فناوری: در حالی که رقابت جهانی...

چرا حمید علیدوستی هیچ وقت مربیگری استقلال را نپذیرفت؟

استقلال در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ دستخوش تحولات مدیریتی شده...

پایان عصر ابهام؛ شطرنج اتمی در ساعت صفر جنگ

دنیای اقتصاد: آنچه امروز در آسمان و پایگاه‌های...

حزب نفتالی بنت، آیزنکوت را برای تشکیل دولت به هرتزوگ معرفی می‌کند

به گزارش خبرآنلاین، در بیانیه‌ای از سوی نفتالی بنت...

قیمت سکه امروز ۱۰ آبان ۱۴۰۵ در زمان بسته شدن بازار/ سکه ۲۶۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد + جدول

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قیمت انواع قطعات سکه در بازار تهران...

ادامه فشارهای نتانیاهو به ترامپ برای آغاز دوباره جنگ علیه ایران

به گزارش خبرآنلاین، شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی به...

منوچهر متکی: قالیباف از از ساختار تصمیم‌گیری برای مذاکرات کنار گذاشته نشده است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، منوچهر متکی، عضو کمیسیون امنیت...

سعیدی: نقشه تاب‌آوری شستا با ۱۷۶ شرکت و ۱۰ هلدینگ تدوین می‌شود

محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا)، در...

آیا هابل نجات پیدا می‌کند؟ ناسا از شرکت‌های خصوصی کمک خواست

ناسا با انتشار یک «درخواست اطلاعات» (RFI) از شرکت‌های...

افزایش ۲۵ درصدی سهمیه سوخت معادن کشور/ تأمین سوخت از چالش‌های اصلی معادن سمنان

مدیرکل دفتر بهره‌برداری معادن وزارت صنعت، معدن و تجارت...

سرمایه‌های خرد مردم، فرصتی برای احیای تولید طلا

تحول دیجیتال در صنعت طلا و جواهر صرفا...

ناکامی فیروزپور در کسب مدال برنز جهان/ شکست سنگین آزادکار ایران برابر حریف آذربایجانی

امیرحسین فیروزپور، نماینده وزن ۹۲ کیلوگرم کشتی آزاد کشورمان،...

فقط ۳۰ دقیقه سونا می‌تواند سیستم ایمنی بدن را فعال کند!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : بسیاری...

عراقچی: رایزنی با میانجی قطری ادامه دارد/ هنوز به نتیجه قطعی نرسیده‌ایم

به گزارش خبرآنلاین، سیدعباس عراقچی در حاشیه جلسه کمیسیون امنیت...

تبلیغات متنی