فیلمهای جنگی دیستوپیایی یا پادآرمانشهری به دستهای از آثار سینمایی علمی تخیلی تعلق دارند که بر موضوعاتی چون جنگ یا شورش متمرکزند. این داستانها معموًلا در دنیایی پس از وقوع نوعی آخرالزمان روایت میشوند، جایی که زمین به مکانی بسیار خطرناکتر تبدیل شده است. اگرچه ژانر جنگی دیستوپیایی فراوانی ندارد، اما موضوع آن جذاب و جالب توجه است. به واقع، بیشتر فیلمهای موجود در این حوزه غالباً به راحتی در این دستهبندی جای نمیگیرند.
اکنون که فیلم جنگ داخلی یا Civil War اخیراً منتشر شده است، توجه بیشتری را به این ژانر جلب کرده است. به این ترتیب، این ژانر به مدت زمانی در ذهن مخاطبان تازه خواهد بود و فیلمهایی متنوع برای انتخاب در دسترس خواهد بود. از آنجا که این ژانر به طور اصولی یکی از زیرمجموعههای علمی تخیلی به شمار میرود، بسیاری از این فیلمها دارای چرخشها و پیچشهای منحصربهفردی هستند، اگرچه تعدادی از آنها میتوانند پایه در واقعیت داشته باشند. در ادامه این مطلب به شما ۱۰ فیلم پادآرمانشهری جنگی شگفتانگیز و جذاب را معرفی میکنیم که مطمئناً از تماشای آنها لذت خواهید برد.
۱۰- Civil War (2024)
فیلم جنگ داخلی که اخیراً به نمایش درآمده، به واسطه داستان جذاب و کیفیت بینظیرش با موفقیت قابل توجهی در گیشه روبرو شده است. این اثر توسط کمپانی A24 توزیع شده که فهرستی از فیلمهای معتبر را تولید کرده است. این داستان حول زندگی بازماندگان یک جنگ داخلی دوم و مدرن در ایالات متحده میچرخد. این نبرد بین دولت فعلی ایالات متحده و گروههای جداییطلب مختلفی که هر یک به دلیلی در تلاشند از کشور خارج شوند، جریان دارد.
این جنگ داخلی، آمریکا را به ویرانی با پناهگاههای نادر تبدیل کرده است. بازماندگان، که عمدتاً روزنامهنگاران هستند، تماشاگران بیگناهی هستند که در میان این درگیری ویرانگر گرفتار آمدهاند. داستان این اثر تحت هدایت کرستن دانست پیش میرود، که نقش یک روزنامهنگار مستندکننده جنگ را ایفا میکند و بازیگرانی نظیر نیک آفرمن، واگنر مورا، کیلی اسپانی و دیگران نیز در نقشهای مکمل حاضر هستند. اگر شما از دوستداران آثار دیستوپیایی یا فیلمهای جنگی (یا هر دو) هستید، بهتر است هر چه سریعتر به تماشای این فیلم بنشینید زیرا از آن دسته فیلمهایی نیست که بخواهید از دست بدهید.
۹- World War Z (2013)
تعداد زیادی فیلم زامبی وجود دارد، اما تعداد بسیار محدودی از آنها از لحاظ مقیاس و حجم ویرانی با جنگ جهانی زد همتراز هستند. همانطور که از عنوانش پیداست، زامبیها در این اثر واقعاً همهجا را فرا گرفته و انسانها را به نبردی تمامعیار جهت بقا مجبور میکنند. معمولاً فیلمهای زامبی به یک شهر کوچک یا منطقه محدود میشوند، اما World War Z به وضوح نشان میدهد که همهگیری زامبیها چه تاثیری ویرانکننده بر سطح جهانی خواهد داشت.
زامبیها از نظر تعداد بر قدرت انسانی غالب هستند که در برابر آتشزاداریها و تدابیر نظامی انسانها به شدت میتازند. تدابیر مقابلهای انسانها به سرعت کارآمدی خود را از دست میدهند و در برابر انبوه زامبیها به طور فاحشی ناکارآمد میشوند. با بازی برد پیت در نقش یک مقام سازمان ملل که به دنبال راهی برای درمان این ویروس است، جنگ جهانی زد نه تنها یک فیلم بارز در ژانر زامبی به حساب میآید، بلکه اثری است جنگی پادآرمانشهری فوقالعاده و دیدنی، جایی که انسانها برای حفظ بقای خود با ارتش واقعی مردگان میجنگند.
۸- Elysium (2013)
در این فیلم که به کارگردانی نیل بلومکمپ با بازی مت دیمون ساخته شده، جنگ میان ثروتمندان و فقرا به تصویر کشیده میشود. در این دنیای تیره و تار، زمین به خاطر دخالتهای انسانی به مکانی کثیف و آلوده تبدیل شده است. فقط یک درصد از نخبگان روی زمین در Elysium، یک ایستگاه فضایی بزرگ با جوی مصنوعی و چمنزارهای سرسبز، میتوانند از امکانات بهداشتی پیشرفتهای بهرهمند شوند که فوراً هر بیماری را درمان میکند. بنابراین وقتی که مکس دا کوستا (دیمون) به دلیل یک حادثه شغلی دچار تشعشعات هستهای میشود، پنج روز فرصت دارد تا زندگی کند.
او که چارهای نمیبیند، تصمیم به جنگ با Elysium میگیرد تا بتواند خدمات درمانی لازم برای بقا را کسب کند. اما این ایده تازهای نیست و بسیاری پیش از او همین مسیر را رفته و در آن راه جان خود را از دست دادهاند. اگرچه Elysium به اندازه اولین فیلم بلند بلومکمپ، یعنی District 9، اعتبار و کیفیت ندارد، اما به عنوان یک اکشن فوقالعاده با جلوههای بصری منحصر به فرد و بازیهای استثنایی بازیگرانش، قابل توجه است. همچنین این فیلم به بررسی برخی از معضلات اجتماعی بسیار واقعی، از جمله شکاف بین طبقات پایین و بالا، پرداخته و تنشهای میان این دو دسته را در دنیای دیستوپیایی شدت میبخشد.
۷- Oblivion (2013)
داستان این فیلم در نتیجه حمله بیگانگان به زمین شکل میگیرد. دولتها تصمیم میگیرند که به جای گزینههای انسانی از سلاحهای هستهای برای نابودی آنها استفاده کنند. با این حال، این عمل زمین را به مکانی غیرقابل سکونت تبدیل میکند. بشریت به ایستگاههای فضایی که به دور سیاره میچرخند پناه میبرد، در حالی که چند نفر منتخب در زمین باقی میمانند تا اطمینان پیدا کنند که پهپادهایی که از مزارع آب محافظت میکنند، به دست بیگانگان مورد حمله قرار نمیگیرند. یکی از این افراد، جک با بازی تام کروز است.
فراموشی، فیلمی است که برای درک عمیق آن بیش از یک بار باید تماشا شود، زیرا با پیشرفت داستان، همه چیز پیچیده و مبهم میشود. روایت گیجکننده این اثر، وجه تمایزی در میان سایر فیلمهای علمی تخیلی ایجاد کرده و جلوههای بصری و طراحی صدای بینظیری هم دارد. متأسفانه، این فیلم در کلکسیون پرفروشهای تابستانی ۲۰۱۳ چندان مورد توجه قرار نگرفت. اگرچه شاید توجه لازم را جلب نکرده باشد، اما فراموشی یک فیلم جنگی دیستوپیایی بینظیر است که بیتردید جایی ویژه در بین بزرگان این ژانر به دست آورده است.
۶- Spectral (2016)
Spectral یک فیلم جنگی دیستوپیایی با قابلیتهای فوقالعاده است که تحت عنوان نتفلیکس منتشر شده است. داستان این اثر در آیندهای میگذرد، جایی که یک جنگ داخلی یک کشور کوچک در اروپای شرقی به نام مولداوی را ویران میکند و سربازان در این نبرد نه تنها با رقبای دیگر، بلکه با موجودات شبحمانند و نامرئی نیز میجنگند. طبیعت دقیق این موجودات در ابتدای فیلم به شکلی رازآلود باقی میماند و ذهن تماشاگران را به چالش میکشد، تا ببیند چه تحولی در راه است یا چه افشاگری بزرگی در ادامه خواهد آمد.
علاوه بر این روایت تازه در ژانر جنگی پادآرمانشهری، این فیلم دارای جلوههای بصری خاصی از اواسط دهه ۲۰۱۰ است، به همراه سلاحهای جدید منحصر به فرد که به هیچ عنوان در سینما به تصویر کشیده نشده است. این فیلم به چهار زبان مختلف از جمله انگلیسی، روسی، رومانیایی و اسلوونیایی موجود است. با اینکه ریشههای اروپایی دارد، اما بازیگران هالیوودی معروفی در آن ایفای نقش میکنند و جیمز بج دیل نقش اصلی را ایفا میکند. این فیلم دشمنی را به تصویر میکشد که در این ژانر به ندرت مورد توجه قرار میگیرد و همین مسئله آن را به یک اثر سرگرمکننده و خاص تبدیل کرده است.
۵- The Hunger Games: Mockingjay — Part 2 (2015)
جهان دیستوپیایی بازیهای گرسنگی غرق در حکومتهای اقتدارگرا است که مجموعهای از نواحی را زیر سلطه خود دارند و به شهروندان جوان خود این دستور را میدهند که هر ساله در نبردی با مرگ سرنوشت ساز و خطرناکی برای بقا با یکدیگر به رقابت بپردازند، به این امید که مقدار غذایی را که کمیاب شده است دریافت کنند. این نظام به وضوح کاملاً غیرمنصفانه و مضحک است. این دولت به خوبی از توانایی تولید غذای کافی برای تغذیه همه مطلع است، اما عمداً از انجام این کار پرهیز میکند. پس از آگاهی از این موضوع، گروهی از جوانان به رهبری کتنیس اوردین (جنیفر لارنس) تصمیم به خاتمه دادن به این رویه میگیرند.
این قیام، که در جهان فیلم به عنوان شورش دوم شناخته میشود، در طول بخش قبل از آخرین فیلم این فرنچایز به اوج خود میرسد، در حالی که در فیلم پایانی، بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – قسمت ۲، سرانجام به یک خاتمه رضایتبخش میانجامد. با استفاده از تمام سلاحها و مهارتهایی که در طی بازیهای گرسنگی فراب گرفتهاند، این جوانان شجاع یک جنگ مقدس علیه دولت سرکوبگر آغاز میکنند. این فیلم به لحاظ موفقیت خود، در نتیجه موفقیتهای قبلی و محبوبیت کتابهای سوزان کالینز، در زمان اکران سر و صدای زیادی به پا کرد. این اثر به یکی از عناصر کلیدی فرهنگ عامه در میان نسل جوان تبدیل شده و تقریباً همواره با حال و هوای سینما در اواسط دهه ۲۰۱۰ تداعی میشود. این سهگانه شامل اکشن، روابط عاشقانه، داستان قوی و پایانهای جذاب و رضایت بخش است.
۴- Edge of Tomorrow (2014)
Edge of Tomorrow علیرغم کمتوجهی در تبلیغات، به روزی شگفتانگیز تبدیل شد که دارای جلوههای بصری حیرتانگیز و خطوط داستانی پیچیده با فرمتی از حلقه زمانی است. این اثر دیگری از فیلمهای جنگ دیستوپیایی با بازی تام کروز است، اما این بار او نقش ویلیام کیج، یک مقام نظامی را ایفا میکند که به طور ناخواسته وارد نبرد در خط مقدم جهت مقابل با موجودات فضایی میشود. عدم تجربهاش در مبارزات، به مرگ او میانجامد. نکته جالب این است که هر بار که ویلیام میمیرد، به صبح روز مرگش بازمیگردد و مجبور میشود بارها و بارها همان روز را تجربه کند تا همه چیز بر وفق مراد پیش رود.
امیلی بلانت، که یکی دیگر از سربازان را بازی میکند، به طور ماهرانهای در کنار کروز ایفای نقش میکند، در شرایطی که بیگانگان به زمین حمله میکنند و بیشتر سیاره در آستانه نابودی است. لباسهای اسکلتی و حجیمی که به سربازان داده میشود، نه تنها از جلوهای خاص برخوردارند، بلکه واقعاً در دنیای داستان نقش مهمی ایفا میکنند. Edge of Tomorrow که همچنین با نام Live. Die. Repeat. شناخته میشود، داستانی قدرتمند از علم تخیلی ارائه میدهد و با نقدهای مثبت از سوی منتقدان به واسطه بازی، اکشن و داستان تاملبرانگیزش مواجه شده است.
۳- The Matrix (1999)
ماتریکس و دنبالههای آن در آیندهای روایت میشود که در آن ماشینها بر زندگی بشریت تسلط دارند. در این میان، خودآگاهی مغز انسان وارد یک برنامه کامپیوتری به نام ماتریکس میشود، جایی که انسانها میتوانند به دنیایی بسیار شبیه به جهان آشنا خود بازگردند. در حالی که ماشینها انسانها را برای برداشت انرژی بیوالکتریکشان در بین خود زندانی میکنند. هکر نئو، با بازی کیانو ریوز محبوب، به تدریج حقیقت ماتریکس را کشف کرده و تصمیم میگیرد تا علیه ماشینها اعلان جنگ کند تا بشریت را آزاد کرده و سیاره خود را پس گیرد.
فیلم اولیه یک کلاسیک است که نیاز به معرفی ندارد. دنبالههای آن از لحاظ کیفیت متفاوت بودهاند، اما در زمان خود به شدت مورد توجه و پدیده فرهنگی بزرگی بودند. حتی ۲۵ سال پس از اکران، فیلم اورجینال ماتریکس به عنوان نقطه عطفی در ژانر جنگی دیستوپیایی و آثار علمی تخیلی شناخته میشود که با تکنیکهای انقلابی و جذاب برای جلوههای بصری و داستانش تأثیرات عمیق و ماندگاری بر جا گذاشت. ماتریکس بینظیر است و چیزی شبیه به آن در ژانر خود وجود ندارد و هنوز هم بیهمتاست. اگر به داستانهای علمی تخیلی علاقه دارید، حتماً باید این فیلم را تماشا کنید.
۲- War for the Planet of the Apes (2017)
پایان سهگانه سیاره میمونها در قرن بیست و یکم نتیجهای بسیار رضایتبخش از یک پروژه جاهطلبانه، اما شایسته اجرا بود. این سهگانه با «Rise of the Planet of the Apes» در سال ۲۰۱۱ آغاز شد و به تصویر کشیدن افول تمدن بشری و ظهور میمون هایی که یاد میگیرند صحبت کنند، سوار شوند و از سلاح استفاده کنند، پرداخت. آنها همچنین همچون پسرعموهای انسانی خود، ظرفیت جنگ را نیز پیدا میکنند. با آغاز از «سپیده دم سیارههای میمونها» در سال ۲۰۱۴، نه تنها میمونها علیه انسانهایی که به مدت طولانی ظلم کردهاند میجنگند، بلکه درگیر نبرد با خود نیز میشوند.
برخی از میمونها به این باور رسیدهاند که باید با انسانهای ظالم همکاری کنند، در حالی که گروهی دیگر انسانها را به عنوان تهدیدی میبینند که باید اجازه دهند میمونها راه خود را بروند و زندگی مستقلتری داشته باشند. گروه دوم به رهبری سزار، که اندی سرکیس نقش موشن کپچر خود را ایفا میکند. این خط داستانی در «جنگ برای سیاره میمونها» به اوج خود میرسد، فیلمی که از ابتدا تا انتها یک تجربه تماشایی پرهیجان را به نمایش میگذارد، جایی که سزار میمونها را به سوی زندگی در آرامش رهنمون میسازد. این فیلم همچنین احساسی و فلسفی است و تماشاگران را به چالش میکشد تا با اخلاقیات و طرز تفکر خود در مورد جایگاه انسانها در قلمرو حیوانات مواجه شوند.
۱- Threads (1984)
فیلم Threads به طرز چشمگیری زندگی شما را تغییر خواهد داد. این اثر تا حدی شما را به شکلی عمیق زخمی میکند که بطور غیرمنتظرهای بر رویتان تأثیر میگذارد. این یک فیلم تلویزیونی است که توسط بیبیسی تولید شده و نشاندهنده عواقب جنگ هستهای در بریتانیا است. جلوههای بصری آن ترسناک و خیرهکننده هستند و وضعیتهای وحشتناکی را به تصویر میکشد که به خوبی از کابوسهای تماشاگران در مورد بحران هستهای نشأت میگیرد. شاید ترسناک بودن عمیق این فیلم ناشی از این باشد که در زمان انتشارش در دل جنگ سرد، این سناریو کاملاً قابل انتظار و محتمل به نظر میآمد.
در این فیلم، جنگی میان قدرتهای شرقی و غربی به وقوع میپیوندد که در نهایت به جنگ هستهای منجر میشود. این درگیریهای هستهای به طور وحشتناکی بخش قابل توجهی از حیات در کره زمین را نابود میکند. این تصویر که بازماندگان برای تأمین مایحتاج خود دست به اقدامات غیرانسانی میزنند و یاد میگیرند در شرایطی زندگی کنند که پیش از این هرگز تجربه نکرده بودند، بسیار تکاندهنده است. شگفتانگیز است که این فیلم با چنین بودجه محدودی توانسته اینچنین تأثیر عمیق بگذارد. این اثر میتواند تصویرگر بیهودگی بقا در یک زمین لمیزرع بمباران هستهایشده باشد، در حالی که بازماندگان ضمن مواجهه با عواقب زیستمحیطی و اقلیمی ناشی از آن هدف دارند. Threads فیلمی است که نباید فراموش شود، زیرا به مثابه هشداری از خطرات جنگ هستهای عمل میکند.
منبع: روزیاتو
