جان کری، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده در دولت اوباما، حدود یک هفته پیش به همراه توماس کاپلان، تاجر یهودی آمریکاییفرانسوی، مقاله ای را در وال استریت ژورنال منتشر کردند. این مقاله موجب واکنش های قابل توجهی در ایران شد و محتوای آن به همراه بستر انتشارش دربرگیرنده نکات مهمی است.
بخشی از واکنش ها به این دریافت، به ویژه در میان بعضی رسانه های اصلاح طلب به این موضوع مرتبط بود که جان کری به عنوان یکی از عوامل کلیدی توافق هسته ای شناخته می شود.
اول؛ تغییر در وضعیت ایران
تفاوت شرایط بین المللی نسبت به توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ که مقامات کشورمان بارها به آن اشاره کرده اند، در این مقاله به دقت بررسی شده است. در بخشی از مقاله، کری و کاپلان می نویسند: «ده سال بعد از آخرین توافق هسته ای با جمهوری اسلامی ایران، توازن قدرت به طرز معناداری دستخوش تغییر شده است. ائتلافی که در سال ۲۰۱۵ مسیر مذاکره را تعریف کرده بود، دیگر بقاء ندارد و اروپا ارتباطات تازه ای با تهران برقرار کرده است. تحریم های بین المللی که به منظور فراخواندن تهران به پای میز مذاکرات وضع شده بود، دیگر وجود ندارند و به عقب برنمی گردند. روابط با مسکو و پکن نیز به واسطه اختلافات پیرامون اوکراین و تجارت در حال تحول است. به عبارت دیگر، این بار برای رسیدن به یک توافق جدید تنها دو بازیگر اصلی وجود دارند و نه هشت بازیگر.»
دوم؛ درک ضعف تهران
نویسندگان مقاله معتقدند که تحولات ۱۸ ماه گذشته در خاورمیانه منجر به تغییرات ژئوپلیتیکی و تضعیف موقعیت ایران شده است. کری و کاپلان به گروه های مقاومت منطقه به عنوان نمایندگان ایران اشاره می کنند و وقایع پس از ۷ اکتبر را به عنوان مبنای تحلیل خود قرار می دهند.
سوم؛ پیشنهاد عبور از حدود قرمز
خطوط قرمز جمهوری اسلامی در مذاکرات کنونی به وضوح تعیین شده است. اما این مقاله عبور از این خطوط را با استناد به تحلیل مبنی بر تضعیف ایران پیشنهاد می دهد: «اگرچه جمهوری اسلامی با وضعیت ضعیفی پای میز مذاکره نشسته است، ولی ظاهراً به طور بی سابقه ای به دستیابی به ساخت بمب هسته ای نزدیک شده است. برخی بر این باورند که توجه باید فقط به توافق هسته ای جدید معطوف شود، اما ما معتقدیم که دستیابی به توافقی جامع تر نیز ممکن است. توافق جدید می تواند و باید فراتر از محدوده مذاکرات پیشین باشد.»
در بخش دیگری از مقاله، نویسندگان مطرح می کنند که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی باید «محدودیت های سخت گیرانه ای بر برنامه موشکی بالستیک خود بپذیرد و به طور کامل حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف سازد.» طرح این موضوعات فراتر از هسته ای یکی از خطوط قرمز شناخته شده جمهوری اسلامی است که مذاکره کنندگان آمریکایی تا کنون از طرح آنها خودداری کرده اند.
چهارم؛ ارائه یک راه حل قانونی
نویسندگان مقاله علاوه بر اظهارات منفی نسبت به ایران، پیشنهاد مهمی در راستای توافق احتمالی ارائه می دهند که می تواند برای ایران مفید باشد: «در صورتی که ایران به طور کامل به مفاد یک رابطه جدید پایبند باشد، تمامی تحریم های اقتصادی فلج کننده مربوط به فعالیت های غیرقانونی هسته ای، موشکی و منطقه ای آن می توانند لغو شوند. همچنین برقراری روابط دیپلماتیک با ایالات متحده نیز می تواند امکان پذیر گردد.»
با اشاره به هشدارهای آیت الله خامنه ای مبنی بر اینکه توافق جدید باید دارای تضمین هایی باشد که موجب نگردد روسای جمهوری آینده ایالات متحده از آن خارج شوند، نویسندگان می افزایند: «سنا باید این وضعیت جدید را با تصویب یک معاهده الزام آور قانونی تثبیت کرده و به این ترتیب نگرانی اصلی جمهوری اسلامی ایران را در خصوص احتمال لغو توافقات اجرایی توسط دولت های بعدی برطرف کند. در گذشته، بسیاری از سناتورهای دموکرات از راه حل های صلح آمیز برای تهدید هسته ای جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده اند، اما این فقط دونالد ترامپ است که با ارتباط عمیق خود با سناتورهای جمهوری خواه می تواند اکثریت دو سوم لازم برای تصویب چنین معاهده ای را تأمین نماید.»
