نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری شب گذشته، سومین دور مناظره خود را برگزار کردند؛ برنامهای که به مانند دو نشست قبلی فاقد شور و حرارت بود. در اولین مناظره که در اوایل هفته گذشته روی داد، برخی تحلیلگران امیدوار بودند با گذشت زمان و نزدیک شدن به تاریخ انتخابات، تنشها و هیجانها افزایش یابد؛ اما سومین مناظره بهطور واضح نشاندهنده این پیشبینی بود که جامه عمل نپوشید.
موضوع این مناظره به مسائل فرهنگی و اجتماعی اختصاص داشت؛ این موضوعات از جمله مسائلی هستند که جامعه ایرانی بهخصوص در حال حاضر با چالشهای جدی در خصوص آنها مواجه است. مباحثی نظیر فیلترینگ، عفاف و حجاب، سینما و ادبیات، از جمله مباحثی بودند که در این مناظره مورد بحث قرار گرفتند.
نکته قابل توجه در این مناظره، عدم اشاره صریح نامزدها به طرح گشت ارشاد یا همان طرح نور بود. حتی مسعود پزشکیان که پیشتر بهطور خاص به این طرح انتقاد کرده بود، در این نشست سکوت اختیار کرد و تنها یک بار اشاره کوتاهی به اصطلاح گشت ارشاد داشت.
زاکانی در مسیر قبل
در خلال مناظره، حملات متقابل میان سه نامزد، به شیوه دو مناظره پیشین ادامه داشت. علیرضا زاکانی که در دو برنامه قبلی به شکل جدی به مسعود پزشکیان، مصطفی پورمحمدی و دولتهای حسن روحانی حمله کرده بود، در این دوره نیز به این روند ادامه داد و بارها از حد ادب رایج فراتر رفت و به طعنه زدن به پزشکیان و پورمحمدی پرداخته بود.
زاکانی با حفظ نقشی که از انتخابات ۱۴۰۰ به ارث برده بود، در این انتخابات هم همان نوع رفتار را ادامه داد و بهطور منطقی انتظار پاداشی برای ایفای نقش خود به عنوان ضربهزننده به رقبا را داشت. مشابه تجربه انتخابات ۱۴۰۰ که نتیجهاش به شهرداری تهران ختم شد.
با این حال، بر اساس اعتراف خودش، قالیباف تمایل داشت زاکانی به دولت بپیوندد، در حالی که نظر رئیسی بر این بود که او در دولتش حضور نداشته باشد و به شهرداری برود؛ به قول خودش، این تصمیم به اراده او بستگی نداشت!
پزشکیان و پورمحمدی زاکانی را جدی نگرفتند!
این شرایط باعث شد پورمحمدی و پزشکیان در چند نوبت به زاکانی طعنه بزنند کهها کارش پوششی است؛ آنها همچنین اعلام کردند که از آنجا که برخی نامزدها در نظر ندارند به حضور خود تا پایان ادامه دهند، از پاسخگویی به حملات زاکانی در نمیزنند!
چشمهایی که به شگرد زاکانی دوخته شده، نشان میدهد که او حین درگیری با رقبای سعید جلیلی فعالیت میکند و بدین شکل سعی در منصرف کردن منتقدان جلیلی دارد. این رویکرد بهطور واضح مؤثر بود و به احتمال باتوجه به موفقیتهایی که بهدست آورد، پاداش خوبی برایش خواهد داشت.
تانک در چاله افتاد!
در یکی از مناقشات کلامی میان زاکانی و پزشکیان، زاکانی در تلهای که پزشکیان بهطور عمدی یا غیرعمدی برای او گذاشت، گرفتار شد؛ وقتی پزشکیان به پوششی بودن زاکانی اشاره کرد، او برای دفاع از خود گفت: «من تا زمانی که تو رئیسجمهور نشوی میمانم!» پزشکیان بار دیگر زاکانی را با سوالش که «یعنی تا پایان میمونی دیگه؟» به چالش کشید و زاکانی به منظور رهایی از اتهام پوششی بودن، بر ادامه حضورش تا پایان انتخابات تاکید کرد.
اکنون با این شرایط، چهار کاندیدای همراستا به لحاظ افکار عمومی با چالشهایی مواجه هستند و قاضیزاده نیز از ابتدا بر این نکته تأکید کرده که کنار نمیرود؛ حالا زاکانی هم بهصورت مشابه در دام افتاده و بر ماندنش تاکید کرده؛ در غیر اینصورت با واکنش افکار عمومی مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر، زاکانی که هوادارانش او را «تانک انقلاب» مینامند، در چالهای ساختگی افتاده است. اما چیزی که مشخص است این است که این جریان نشان میدهد افکار عمومی در تصمیمگیریهایش بهطور جدی مورد توجه نیست!
خوابی که قاضیزاده برای سبد رای رئیسی و احمدینژاد دیده است!
دیگر نامزدی که در این مناظره همان رویکرد خود را حفظ کرد، امیرحسین قاضیزاده هاشمی بود؛ او همچنان به آرامی به دولت حسن روحانی میتازد و بدون تردید دولت رئیسی را مورد تمجید قرار داد.
این نامزد در توهینی به پزشکیان و پورمحمدی گفت که دولت روحانی مورد پذیرش هیچکس نیست! قاضیزاده هاشمی در پی آن است تا با قاطعیت بیان کند که او خواهان ادامه دولت رئیسی است و در عین حال از عملکرد دولت احمدینژاد دفاع میکند و به سوی دیگر با انتقادات مکرر از دولت روحانی، دوقطبی روحانی-رئیسی را به وجود آورد و خود را نماینده دولت رئیسی معرفی کند و پزشکیان و پورمحمدی را بهعنوان نمایندگان دولت روحانی به تصویر کشد.
او به این نحو نیت دارد تا سبد رای رئیسی را به سمت خود هدایت کند؛ اما از واقعیتی غافل است که با حضور ۳ نامزد دیگر از آنچه بهعنوان «جبهه انقلاب» توصیف میشود، این سبد رای به میان آنها تقسیم خواهد شد و حتی اگر یکی از آنها در صحنه مانده و دیگران به نفع او کنارهگیری کنند، بعید است قاضیزاده هاشمی بتواند نفر برگزیده باشد.
نکتهای که قاضیزاده هاشمی از مناظره دوم به سخنان خود افزوده و در مناظره سوم نیز از آن استفاده کرده، ارادت به دولتهای محمود احمدینژاد بوده است؛ او در چند نوبت عملکرد دولتهای نهم و دهم را مثالی خوب و قابل دفاع عنوان کرد. بدین ترتیب میخواهد بخشی از آرای طرفداران احمدینژاد را به سمت خود جلب کند؛ اما بعید بهنظر میرسد که با چند تعریف و تمجید در مناظرهها، آرای پایداری که به احمدینژاد تعلق دارد، به سوی او معطوف شود.
سکوت قالیباف در مقابل کنایه به خانوادهاش
قاضیزاده هاشمی اما کنایه تندی هم به قالیباف وارد کرد و گفت که در دولت او اگر کسی درباره خودم، فرزندانم یا خانوادهام گویشی داشته باشد، از او شکایت نمیکنم! این کنایه به وضوح به اظهارات قالیباف اشاره دارد که در ابتدای زمان تبلیغات انتخاباتی، سه منتقد خود که با احکام زندان روبرو بودند، به زندان رفتند.
قالیباف اما به مانند دو مناظره قبلی، به هیچیک از کاندیداها حمله نکرد و تمامی تلاش خود را بر معرفی برنامههایش و نمایش چهرهای از خود بهعنوان یک رئیسجمهور بالقوه متمرکز کرده است. جلیلی نیز در مناظره سوم بهمانند دو مناظره پیشین ادامه داد و زاکانی بهعنوان تدبیرکننده اقدامات او عمل کرده است.
در مجموع باید ذکر کرد که مناظره سوم آنچنان که انتظار میرفت، نبوده و عمدتاً جدالها و منازعات بیحاصل بود؛ جنگهایی که اکثراً به متلکهای زبانی محدود میشد تا به جدل بر سر طرح و وعدهها.
