نادیا زکالوند: «استیو کارتر» در دوران کودکی خود با بسیاری از سوالات بیپاسخ دست و پنجه نرم میکرد. او فرزندخواندهای بود که در فیلادلفیا رشد یافته و هیچ اطلاعی از هویت والدین بیولوژیکیاش نداشت. اما روزی تصمیم به جستجوی سایت کودکان گمشده گرفت و با دیدن تصویری از نوزادی که خود او بود، به شدت شگفتزده شد. نامش در فهرست کودکان گمشده قرار داشت.
استیو به پیشنهاد دوستی خود با پلیس تماس گرفت و آنها موفق شدند پدرش را پیدا کنند. نام اصلی استیو کارتر «مارکس پاناما موریاتی بارنز» بود. سی و سه سال پیش، مادرش شارلوت او را برای پیادهروی از خانه بیرون برد و هرگز به خانه بازنگشت. تلاشهای پدرش برای پیدا کردن آنها نیز بینتیجه مانده بود.
بهزودی مشخص شد که شارلوت با نوزادش به خانهای غریبه رفته و به صاحبخانه فرزندش را با نامی جعلی معرفی کرده بود.
شارلوت در شرایط روحی مناسبی به سر نمیبرد و به بیمارستان روانی منتقل گردید. به دلیل جعلی بودن نام نوزاد، نتوانسته بودند خانوادهاش را پیدا کنند و در نتیجه او را به یک پرورشگاه سپردند. سه سال بعد، یک زن و شوهر او را به فرزندی پذیرفتند و نامش را استیو کارتر گذاشتند.
آزمایش DNA نشان داد که استیو کارتر همان مارکس، نوزاد گمشده است. پدر مارکس به یک خبرنگار محلی گفت: «هرگز امیدم را برای دیدن دوباره پسرم از دست ندادم و میدانستم که بالاخره روزی زنگ در خانه یا تلفن به صدا درخواهد آمد و مارکس دوباره به خانه خواهد آمد.»
منبع:
ladbible
