در حوزه تردد، حمل و نقل و ترافیک، سه عنصر اساسی وجود دارد: انسان، زیرساخت های جاده ای و وسیله نقلیه. هر یک از این اجزاء به شیوه ای خاص می توانند بر این موارد تأثیرگذار باشند. با این حال، در سیاستگذاری های فعلی، به دلایل متعددی بر جنبه های انسانی تأکید بیشتری می شود. نخستین دلیل این است که سهم انسان ها در این چرخه به وضوح بیشتر است. دومین دلیل این است که کنترل رفتار انسان از طریق جریمه ها نسبت به تأثیر بر وسایل نقلیه و جاده ها آسان تر به نظر می رسد.
اما حقیقت این است که خودروها و رانندگان در فرآیند حمل و نقل، ترافیک و تصادفات نقش بسیار حیاتی را ایفا می کنند. بحث های مربوط به تصادف و ایمنی ترافیکی بسیار وسیع و متنوع است. در بیشتر حوادث، یکی از طرفین یا عابر پیاده است یا راننده موتورسیکلت.
با بهبود کیفیت و سطح جاده ها و بزرگراه ها در کشور، می توان به طور قابل توجهی در کاهش تصادفات تأثیرگذار بود. این بدان معنا نیست که باید جریمه ها یا سایر اقدامات جاری را نادیده گرفت، بلکه مهم است همزمان با توجه به جنبه های انسانی، به رویه ها و وسایل نقلیه نیز توجه لازم شود. به طور خاص در کشوری که فرمانده پلیس راه آن نگران امنیت خودروها و چالش های شرکت هایی چون ایران و سایپا است، این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
این فعالیت های جاری بسیار مثبت و قابل تحسین است، اما تمرکز یک جانبه بر روی رانندگان ممکن است به دستاوردهای محدودی منتهی شود. اگرچه این رویکرد بی نتیجه نیست، در عوض تمرکز همزمان بر جنبه های گوناگون می تواند ما را به نتایج بهتری هدایت کند.
هم اکنون در ایام اوج سفرهای نوروزی به سر می بریم و استان های شمالی به عنوان مقاصد پربازدید شناخته می شوند. جاده های چالوس و هراز از نظر هندسی ویژگی های خاص خود را دارند، همچنین آزادراه قزوینرشت که ناتمام مانده، چالش های ترافیکی متعددی را ایجاد کرده و مسیرهای ناهموار می تواند موجب خستگی رانندگان گردد.
مدت هاست که در تلاش برای احداث آزادراه تهران شمال هستیم. هدف از این مطلب نه انتقاد از دولت ها و نهادهای مسئول بلکه این است که وقتی میزبان پویش “نه به تصادف” هستیم که کاملاً منطقی به نظر می آید، باید به طور همزمان تدابیری در جهت بهبود زیرساخت های جاده ای و وسایل نقلیه نیز اندیشید. این موضوع نیاز به پیگیری جدی دارد.
علاوه بر این، حمل و نقل عمومی نیز به شکلی غیرمستقیم در کاهش مشکلات تأثیرگذار است. در حال حاضر، کارایی سیستم های حمل و نقل ما چه در عرصه ریلی، هوایی و چه جاده ای با چالش های متعددی مواجه است. در حوزه حمل و نقل زمینی، به دلیل مشکلات اقتصادی و نگهداری، تعداد ناوگان کاهش یافته است.
اگرچه تعداد مسافران استفاده کننده از وسایل حمل و نقل عمومی به طرز قابل توجهی بالا رفته، اما افزایش هزینه ها و کاهش کیفیت خدمات به ویژه فقدان خدمات مناسب، تمایل مردم به استفاده از این گزینه ها را برای سفر کاهش داده است.
در زمینه سیاستگذاری در حوزه جاده ها، وسایل نقلیه و حمل و نقل عمومی، تصمیم گیرندگان قادرند به طور مستقیم عمل کنند. درخصوص انسان، آموزش و اعمال جریمه ضروری است تا رفتارها به سوی ایمن سازی گرایش یابد، اما همچنین دولت باید بر ایمن سازی جاده ها و افزایش خطوط ریلی و هوایی تمرکز کند و امکانات را تقویت نماید.
به طور کلی، هم زمان با ارزیابی وضعیت رانندگان، توجه به دیگر جنبه ها نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حالی که می توانیم تنها به تبلیغات بسنده کنیم، اگر به دنبال اقدامات مؤثر هستیم باید تمرکز خود را هم بر روی انسان و راننده و هم بر دیگر عوامل معطوف کنیم.
گاهی با اجرای اقدامات ساده نظیر بهبود روشنایی معابر، نصب علائم و تفکیک تردد عابران و وسایل نقلیه می توان به دست آوردهای چشمگیری رسید.
در حالی که من به این پویش اعتقاد دارم، اما بر این عقیده ام که تصمیم گیرندگان باید توجه داشته باشند که بخش قابل توجهی از تمرکز خود را بر حوزه های دیگر غیر از رانندگان اختصاص دهند.
کارشناس ارشد ترافیک
21212
