به نقل از ایلنا، اثر تازهای از افشین علاء، شاعر و نویسنده، به شرح زیر ارائه شده است:
بر مناصب، سوار بر آمالتان کردیم
شهره روزگار شما ساختیم
چون بیاعتبار بودید زمانتان
با اعتبار، شما را آراستیم
اختیار نداشتید لیکن
صاحب اختیار شما گشتیم
ما در امواج شهرت و آوازهتان
غرق در اشتهار شما شدیم
شما در دیار خویش، ناشناخته بودید
نام و آوازهتان را ما ساختیم
در بزنگاههای خطر و ناامنی
یاریتان با همت خویش نمودیم
آیا روزگاری نجیبتر از ملت را مشاهده کردید؟
جز صبر، چه کاری در حقتان کردیم؟
هر آنچه از ما طلب کردید
با سخاوت به شما اعطا کردیم
ما این نعمتها را با دست خویش
به ایل و تبار شما هدیه دادیم
سر به زیر افکندیم، ای بزرگوار
شما را به سرشناسی در دیار رساندیم
پشت درهای بستهتان ایستادیم
و باز هم شما را در یاد نگه داشتیم
در سمینارهای بیاثر
مست از شام و ناهار شما شدیم
پایهتان در تزلزل سخت بود
اما چون درخت، شما را استوار ساختیم
درد ما را اما شما درنیافتید
به خدا واگذارتان کردیم
/
