خوشبختی حقیقی در مقاصد و روابط انسانی مستتر است و نه تنها در دارایی یا موفقیت. درحالی که پول می تواند به میزان معینی خوشبختی را افزایش دهد، تحقیقات نشان می دهد که پس از رسیدن به یک آستانه خاص، کارایی آن به تدریج کم می شود.
بر اساس گزارش و به نقل از انلی مای هلث؛ پیوندهای بین فردی، به جای ثروت، به عنوان پیش بین های قدرتمند برای خوشبختی بلندمدت شناخته می شوند. دنبال کردن اهداف کوچک می تواند شادی را تحریک کند، افراد را دور هم جمع کند و جوامع معنادار ایجاد نماید. خوشبختی در بستر ارتباطات هدف مدار شکوفا می شود و نه در صرف دستاوردهای مالی یا مادی. بحث های مختلفی درباره ی این موضوع وجود دارد که آیا پول می تواند خوشبختی را خریداری کند یا خیر. برخی به نحو قانع کننده ای هر دو این فرضیات را در نظر می گیرند در حالی که دیگران به شدت با این گفته مخالفند. در این وبلاگ، من به بررسی دلایلی می پردازم که چرا فکر می کنم پول قادر به خرید خوشبختی نیست و به معرفی مشهورترین تحقیقات در این زمینه می پردازم. این مطالعات به وضوح نشان می دهند که اهداف، به ویژه اهداف کوچک، کلید اصلی خوشبختی را در دستان ما دارند.
تحقیقات در مورد ارتباط پول و خوشبختی
مفهوم ارتباط میان پول و خوشبختی به شکل گسترده ای مورد بررسی قرار گرفته است و بسیاری از یافته ها نشان دهنده ی یک رابطه پیچیده هستند. بیایید نگاهی به سه مطالعه ای بیندازیم که این مباحث را شکل داده اند.
مطالعه کانمن و دیتون در سال ۲۰۱۰
در سال ۲۰۱۰، دنیل کانمن و آنگوس دیتون موفق به انجام مطالعه ای شدند که در آن به تحلیل داده های نظرسنجی مربوط به سلامت از طریق مؤسسه گالوپ پرداختند. این نظرسنجی اطلاعاتی از ۴۵۰,۰۰۰ نفر ساکن ایالات متحده جمع آوری کرده بود و از شرکت کنندگان خواسته شده بود تا درباره ی سطح رضایت خود از زندگی و تجربیات عاطفی شان تامل کنند. از آنجا که داده ها از قبل جمع آوری شده بودند، این تحقیق به نوعی گذشته نگر محسوب می شد.
پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که درآمد واقعاً ارتباطی با خوشبختی دارد—اما تنها تا یک حد مشخص. نتایج آن ها نشان داد که خوشبختی تا سطح درآمد سالیانه ۷۵,۰۰۰ دلار (به ارزش کنونی با در نظر گرفتن تورم) افزایش می یابد. اما فراتر از این مبلغ، درآمد بیشتر تاثیری معنادار بر روی رفاه عاطفی نداشت.
در حالی که این مطالعه اطلاعات با ارزشی را ارائه داد، محدودیت هایی نیز داشت: آن تنها یک بازه زمانی کوتاه (یک تا دو سال) را مورد بررسی قرار داده بود و به داده های خودگزارشی افراد اتکا داشت. بدین ترتیب، به نظر می رسد که باید با احتیاط بیشتری به نتایج آن نگاه کرد.
مطالعه متیو کیلینگزورث در سال ۲۰۱۶
در سال ۲۰۱۶، متیو کیلینگزورث تحقیق پیرو دیگری را با استفاده از رویکردی نوین انجام داد. او داده ها را از طریق یک اپلیکیشن به نام “پیگیری خوشبختی شما” جمع آوری می کرد که به صورت مکرر از شرکت کنندگان خواسته می شد تا وضعیت عاطفی، فعالیت ها و زمینه های خود را در زمان واقعی گزارش دهند. این تحقیق نیز همانند تحقیق کانمن و دیتون به شیوه ای گذشته نگر بود.
نتایج کیلینگزورث نشان داد، مانند گذشته، با افزایش درآمد، خوشبختی نیز افزایش پیدا می کند. جالب اینجاست که مطالعه او نشان داد که حتی بعد از آستانه ۷۵,۰۰۰ دلار، ثروت بیشتر باعث افزایش کوچک خوشبختی می گردد—هرچند که به اندازه فواید قبلی نخواهد بود.
اگرچه این تحقیق از روش های نوآورانه برای جمع آوری داده استفاده کرد، اما محدودیت هایی نیز داشت: این مطالعه تنها شامل هفت یا هشت سال بود و نمی توانست رابطه علی میان پول و خوشبختی را اثبات کند—تنها همبستگی در آن قابل مشاهده بود.
مطالعه توسعه بزرگسالی هاروارد
برای دستیابی به بینش جامع تری، می پردازیم به یکی از بزرگ ترین و جامع ترین مطالعات درباره خوشبختی: مطالعه توسعه بزرگسالی هاروارد. بر خلاف دو مطالعه ی پیشین، این تحقیق آینده نگر بوده و به پیگیری شرکت کنندگان در طول زمان می پرداخت و داده ها را به طور منظم در طول زندگی آن ها جمع آوری می نمود.
این تحقیقات از سال ۱۹۳۸ با ۷۲۴ مرد آغاز شد، که شامل دانشجویان کارشناسی هاروارد و پسرانی از محله های کمتر برخوردار بوستون می شد. در طول سال ها، این تحقیق به همسران و فرزندان آن ها گسترش پیدا کرد و در نهایت شامل هزاران شرکت کننده شد. پژوهشگران از مصاحبه ها، پرسشنامه ها، معاینات پزشکی و موارد بیشتری استفاده کردند و شرکت کنندگان را به مدت ۸۰ سال پیگیری کردند.
نتایج نشانگر واقعیت های شگفت انگیزی بودند. آن ها دریافتند که خوشبختی با عوامل اقتصادی نظیر درآمد، ثروت، دستاوردها و حتی هدف به اندازه کافی پیوند نداشت. در عوض، خوشبختی بیشتر به روابط بین فردی و احساس تعلق ما به جامعه وابسته بود.
چرا هدف همچنان مهم است
این امکان وجود دارد که از خود بپرسید: اگر خوشبختی بیشتر وابسته به ارتباطات انسانی است، پس نقش هدف کجاست؟ من به طور متناوب در مورد چگونگی کمک اهداف—به خصوص اهداف کوچک یا اهداف مبتنی بر روند—به خوشبختی، سلامت و طول عمر نوشته ام.
در اینجا است که ارتباط آن ها را توضیح می دهم: وقتی شما به سمت هدف های کوچک خود پیش می روید—فعالیت هایی که به شما شادابی و نشاط می بخشند—به طور طبیعی بهترین نسخه خود را از خود ارائه می دهید. و دقیقا در همین حالت است که دیگران نیز به شما جذب خواهند شد. شما روابط و جوامع را در زمینه هایی که دوست دارید، شکل می دهید.
افراد با نگرش هدف مدار، همکاران، شاگردان و مربیانی را جذب می کنند. آن ها جوامعی بر اساس علایق خود تشکیل می دهند. به همین ترتیب، هدف به بستر و اساسی تبدیل می شود برای برقراری ارتباطات که مطالعه هاروارد به عنوان عوامل بنیادین خوشبختی شناسایی کرده است.
جمع بندی: جستجوی جوامع هدف مدار
برای پاسخ به این سوال قدیمی، من بر این باور نیستم که پول می تواند خوشبختی را به ارمغان بیاورد. علی رغم این که مطالعاتی مانند تحقیقات کانمن، دیتون و کیلینگزورث همبستگی ای بین ثروت و خوشبختی وجود دارند، اما رابطه علی را اثبات نمی کنند—و طراحی های کوتاه مدت و گذشته نگر آن ها به محدودیت های کاربردی می انجامد.
از سوی دیگر، مطالعه توسعه بزرگسالی هاروارد، نتایج قاطعتری را بیان می کند. پس از بیش از ۸۰ سال تحقیقی آینده نگر، مشخص شده است که خوشبختی در روابط بین فردی نهفته است. و هنگامی که شما به تعقیب اهداف کوچک خود می پردازید، به طور طبیعی آن ارتباطات ایجاد می شود. شما جوامع هدف مدار را می سازید که شاید کلید واقعی زندگی شاد باشد.
پول را به خاطر خوشبختی دنبال نکنید. آنچه اهمیت دارد دنبال کردن هدف هاست و ارتباطات و شادی به دنبال آن خواهد آمد.
