تیم ملی فوتبال ایران دیروز به بلغارستان سفر کرد تا پسفردا در اولین دیدار فیفادی این ماه، در مقابل تیم ملی این کشور قرار بگیرد. این سفر بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که بهعلاوه این بازی، یک دیدار دیگر نیز در تهران برابر آنگولا در پیش است. هدف از این دیدارها ایجاد هماهنگی پیش از آغاز رقابتهای جام ملتهای آسیا تحت هدایت سرمربی جدید ایران، امیر قلعهنویی است. با این حال، انتقادات در مورد کیفیت تیمهایی که ایران با آنها بازیهای تدارکاتی برگزار میکند، همچنان ادامه دارد. اینکه سایر قدرتهای آسیایی همچون ژاپن، کره جنوبی و عربستان بهراحتی میتوانند با بهترین تیمهای جهانی بازی کنند، در حالیکه ایران ناچار است بهسراغ تیمهایی با رنکینگ بسیار پایین برود، موضوعی است که نباید تنها ریشهاش را در تغییرات ورزشی جستجو کرد.
تحریمهای اعمالشده علیه ایران از سالهای گذشته حالا به وضوح بر این بخش نیز تأثیر گذاشته و تیمهای معروف جهانی به بازی با ایران رغبت ندارند، مگر با دریافت هزینههای سنگین و به شرط برگزاری دیدار در کشوری دیگر. به هر ترتیب، این مسائل بخشی از واقعیتهایی است که حول تیم ملی ایران در حال جریان است و به نظر نمیرسد که در آیندهای نزدیک راه حلی برای آن ارائه شود.
با وجود چنین چالشهایی، این تیم در حال آمادهسازی خود برای ورود به حواشی و شاید تبدیل شدن به یک حالت «عادی» است. در حالیکه در اکثر کشورهای دنیا و در هر رشته ورزشی، پیوستن به تمرینات تیم ملی و پوشیدن پیراهن آن، یکی از بزرگترین افتخارات برای یک ورزشکار محسوب میشود، در یک اقدام نادر در ایران، به یکی از بازیکنان دعوتشده به تیم ملی اجازه داده شده است که اردو را ترک کرده و به تیم باشگاهیاش برگردد. دلیل این رویداد نیز تا حدی مضحک به نظر میرسد؛ چراکه این بازیکن برای برگزاری یک بازی دوستانه نیاز است.
این سیر از وقایع بهاندازه کافی تراژیک به نظر میرسد. داستان درباره رضا اسدی، بهترین گلزن فعلی فوتبال ایران است که پس از درخشش در لیگ، به تیم ملی پیوسته و حالا هنوز فرصت چندانی برای بازی با پیراهن ایران نداشته، اردو را ترک کرده تا در یک دیدار دوستانه سپاهان با زنیت که قرار است در روسیه برگزار شود، به میدان رود! جالبتر اینکه فدراسیون فوتبال نیز با «عادیسازی» این رویداد، با صدور بیانیهای از باشگاه مذکور تشکر کرده است. در این بیانیه آمده است: «در تعامل بین باشگاه سپاهان و فدراسیون فوتبال، رضا اسدی به تیم باشگاهی خود بازگشسته است. فدراسیون فوتبال بهخاطر همکاری تمامی باشگاهها با تیمهای ملی، از این تعامل قدردانی کرده و اعلام کرده است که بهدلیل همراهی تعدادی از بازیکنان سپاهان با تیم امید و تیم ملی بزرگسالان، رضا اسدی برای دیدار بینالمللی سپاهان با زنیت روسیه به تیم باشگاهی خود بازگشته است. تیم سپاهان قرار است در تاریخ ۱۴ شهریور برای این بازی به روسیه سفر کند».
صدور چنین بیانیهای از سوی فدراسیون فوتبال بر جنبه تلخ ماجرا تأکید بیشتری میکند؛ زیرا به وضوح به تیم باشگاهی اولویت داده شده است. واضح است که در این میان نمیتوان بازیکن را اصلیترین مقصر دانست؛ او در این روند تنها ابزاری برای توافق طرفین بوده است، هرچند ممکن است عواقب این تصمیم در آینده به خود رضا اسدی هم آسیب برساند.
اسدی در این فصل نیز همانند فصل گذشته که در تراکتور در پست جدید (مهاجم) احیا شد، پس از چهار هفته چهار گل زده و یک پاس گل ارسال کرده که او را به عنوان مؤثرترین بازیکن لیگ و باشگاه سپاهان معرفی کرده است. بهخاطر عملکرد خوبش در فصل گذشته و تداوم آن در فصل جدید، به تیم ملی دعوت شده و بهویژه در اردویی که سردار آزمون، یکی از دو مهاجم اصلی ایران نیز غیبت دارد، او میتوانست گزینهای اصلی برای ورود به میدان باشد. اما اکنون این بازیکن تیم ملی را رها کرده تا به خاطر سپاهان، و آنهم در یک دیدار دوستانه، در میدان حاضر شود. اینکه چه مسائلی بین سرمربی تیم ملی، فدراسیون فوتبال و محمدرضا ساکت به عنوان مدیرعامل سپاهان پیش آمده که رضا اسدی را مجبور به بازگشت به باشگاه کردهاند، نیازی به تحلیل پیچیده ندارد؛ تنها کافی است تصور کنیم اگر چنین رخدادی در دوران کارلوس کیروش اتفاق میافتاد، چه تبعاتی برای مسئولان فدراسیون فوتبال و خود بازیکن در پی داشت؟
بدون شک، کیروش در زمان حضورش در ایران هیچ موفقیت ملموسی مانند کسب جام یا صعود از مرحله گروهی جام جهانی نداشت و در واقع ناکام بود، اما او بهخوبی به ارزش پیراهن تیم ملی ایران احترام میگذاشت. بیاحترامی به این پیراهن هرگز قابل قبول نبود و حداقل چندین ستاره فوتبال ایران که تصور میکردند میتوانند برای تیم ملی بایستند، از حضور در آن محروم شدند. هنوز خیلیها ماجرای مهدی رحمتی و کنار گذاشته شدنش از تیم ملی به خاطر بیاحترامی به کیروش را به یاد دارند.
کیروش همیشه حضور در تیم ملی را یکی از بزرگترین ارزشها و افتخارات میدانست و به نوعی با روح و روان بازیکنان به گونهای کار کرده بود که آنها حاضر بودند هر فرصتی را غنیمت شمارند تا حتی برای چند لحظه هم که شده در اردو حاضر باشند. حالا به مرحلهای رسیدهایم که در یک تعامل عجیب، به بازیکن تیم ملی ایران اجازه داده میشود اردو و بازی فیفادی را ترک کند تا برای حضور در یک دیدار تدارکاتی باشگاهی به میدان برود.
شاید اصلیترین کسی که باید به این موضوع مبهم پاسخ دهد، امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی باشد. او که یکی از منتقدان سرسخت کارلوس کیروش در دوران فعالیتش در فوتبال ایران است، باید به این سؤال پاسخ دهد که چگونه برای منفعت یک باشگاه و در یک دیدار دوستانه، حاضر شده از تیم ملی عبور کند و اینگونه راحت بازیکنش را که آمار خوبی در بین مهاجمان فصل جاری دارد، از دست بدهد؟
