سرعت پیادهروی، یا به عبارت دیگر، سرعتی که افراد هنگام حرکت دارند، مدتهاست که بهعنوان یک نشانگر مؤثر برای ارزیابی وضعیت سلامت روانی و جسمانی سالمندان به کار گرفته میشود.
اما اکنون یک مطالعه نوین و جالب بهطور نخستین نشان داده است که این ویژگی میتواند بهعنوان معیاری مؤثر برای سنجش پیری بیولوژیکی در افرادی که در دهه چهارم زندگی خود قرار دارند، عمل کند.
“تری موفیت”، نویسنده اصلی این پژوهش، بیان کرد: پزشکان در مییابند که سالمندانی در سنین هفتاد و هشتاد که نمیتوانند بهخوبی راه بروند و از سرعت کمتری برخوردارند، در مقایسه با همسنو سالان خود که تندتر قدم برمیدارند، بیشتر در معرض خطر مرگ قرار دارند. اما در تحقیق ما، توجه به دورههای پیش دبستانی تا میانسالی جلب شده و مشخص گردیده که پیادهروی با سرعت کمتر، نشانهای است که چند دهه قبل از ورود به سالخوردگی پدیدار میشود.
دادههای استفاده شده در این مطالعه از یک تحقیقات طولانیمدت بهدست آمده است. این تحقیق شامل ۹۰۴ نفر بوده که از اوایل دهه ۱۹۷۰ و از زمان تولد تحت نظر قرار گرفتهاند و هماکنون همه آنها در سن ۴۵ سالگی به سر میبرند. در طول این مدت، سرعت راه رفتن این افراد بهطور پیوسته اندازهگیری شده است.
در این پژوهش، محققان دو فرضیه را بررسی کردند: آیا سرعت پیادهروی در دوران میانسالی میتواند نشانهای از پیری بیولوژیکی زودرس باشد و آیا کاهش سرعت پیادهروی در این دوره میتواند بهطور مستقیم با عملکرد ضعیف عصبی و روانی در سالهای جوانی ارتباط داشته باشد یا خیر.
نتایج این مطالعه ارتباطی واضح را بین کاهش سرعت پیادهروی و نشانههای جسمی و بیولوژیکی پیری زودرس نشان داد.
در میان کندترین شرکتکنندگان، تغییرات ساختاری در مغز مانند کاهش حجم کلی مغز و ضخامت قشر مغز مشهود بود. این یافتهها بهوضوح نشان میدهد که سرعت پیادهروی نه تنها یک علامت منفی برای افراد مسن است، بلکه در میانسالان هم میتواند نمایانگر پیری بیولوژیکی زودرس باشد.
این تحقیق همچنین از ارتباط میان نتایج آزمایشهای عصبی-شناختی در سن سه سالگی و سرعت پیادهروی در سن ۴۵ سالگی پرده برداشت. این ارتباط بهقدری قوی است که میتواند نمرات آزمون شناخیتی در دوران کودکی را بهعنوان ابزاری برای پیشبینی سرعت قدم برداشتن فرد در ۴۰ سال بعد مورد استفاده قرار دهد.
بدیهی است که دادههای این پژوهش بدون محدودیت نیستند. بهطور خاص این مطالعه فاقد اطلاعاتی دربارهی تصویربرداری از مغز و یا سرعت راه رفتن در سنین جوانی است. این موضوع بدان معناست که ردیابی دادهها در طول گذر از جوانی به میانسالی صورت نگرفته است. همچنین، مشخص نیست که چه مکانیزمی میتواند عملکرد عصبی شناختی کودکان و سرعت پیادهروی در میانسالی را به هم پیوند دهد.
از منظر بالینی، این تحقیقات نشان میدهد که سرعت پیادهروی ممکن است یک معیار مفید برای شناسایی مشکلات سلامت در میانسالان باشد و این مطالعه تنها تحقیقی نیست که از سرعت پیادهروی بهعنوان ابزاری جدید در تشخیص استفاده میکند.
تحقیقات اخیر نشانگر آن است که تحلیل رفتار پیادهروی میتواند انواع مختلف زوال عقل را در مراحل اولیه کاهش عملکرد شناختی شناسایی کند و حتی پیش از بروز علائم شدید بینایی، توان تشخیص گلوکوم (آب سیاه) را دارد.
