هیچ شکی نیست که برنامههای ویژه سال نو ۱۴۰۳ به مراتب جذابتر از دو سال گذشته هستند، به ویژه در دوران ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما و حضور وحید جلیلی به عنوان قائم مقام او، که مطمئناً با استقبال بیشتری از سوی بینندگان مواجه شده است.
در روزهای منتهی به سال نو، در یادداشتی با عنوان «اولین پیام بهاری سال ۱۴۰۳: صداوسیما شکست خود را پذیرفت؛ مبارکه …» به این تغییر در رویکرد تلویزیون اشاره کردیم و آن را مثبت ارزیابی کردیم و همچنین استقبال مخاطبان را نیز یادآور شدیم.
در روزهای اخیر، ویدیویی از وحید جلیلی قائم مقام فعلی صداوسیما که مربوط به دوران پیش از تصدی مقام فعلیاش است، در فضای مجازی منتشر شده است. او در این ویدیو به انتقاد از سیاست تلویزیون درباره برنامه شب یلدا پرداخته و اظهار داشته است که تصمیم بر این بوده که یک هنرمند قدیمی به یکی از شبکههای تلویزیونی دعوت شود و …
محمدحسین رنجبران، مجری سابق تلویزیون و مدیر کل روابط عمومی صداوسیما از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، در توییتی که همراه با پخش ویدیو از جلیلی صورت گرفت، نوشته است: «در کمتر از دو سال و نیم، این بزرگواران از شعار تحول در رسانه ملی با تمرکز بر سلبریتیزدایی، به جایی رسیدند که امسال نوروز به هر سلبریتی گرامی برای حضور در برنامهها ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان حق القدم پرداخت کردهاند، آن هم از بودجهای که به بهانه تغییر مسیر رسانه ملی چند برابر شده است!»
به طور قطع، محمدحسین رنجبران این اعداد را بدون دلیل و سند اعلام نکرده است، چرا که به خوبی با تبعات حقوقی این مسئله آگاه است.
با توجه به ارقامی که رنجبران ذکر کرده، این سوال مطرح میشود که آیا پرداخت ۸۰۰ میلیون تومان برای حضور چند ساعته یک سلبریتی در تلویزیون واقعاً توجیهپذیر است؟ حتی همان ۲۰۰ میلیون تومان؟
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که در طی سه روز ویژه برنامههای شب عید و سال نو تلویزیون، تعداد سلبریتیهایی که در این برنامهها حضور داشتند واقعاً بسیار بالا بوده است. اگر به هر کدام از آنها نیز ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت شده باشد، هزینه تولید این برنامهها به اعداد نجومی خواهد رسید.
آیا این دستمزد یا به تعبیر رنجبران حق القدم، بسیار بالا نیست؟ بر اساس چه معیاری به این ارقام رسیدهاند؟ در حالی که حداقل این مبلغ بیشتر از حقوق یک کارمند در طول یک سال است؟
در این راستا، هیچ نقد و اعتراضی به سلبریتیها، هنرمندان یا ورزشکاران وارد نیست، زیرا آنها با یک پیشنهاد مواجه شده و آن را پذیرفتهاند. اما سوال اصلی متوجه برنامهسازان تلویزیون است که چرا هزینه این افراد برای یک برنامه تلویزیونی اینچنین بالا بوده است؟
آیا رقابت میان شبکههای تلویزیونی باعث وقوع چنین عواملی شده است؟ شبکههایی که همگی از منابع مالی مشترکی که از بیت المال تأمین میشود بهرهمند هستند، چرا باید به این رقابت نابرابر دامن بزنند؟
آیا سازوکار یا سیستمی برای پیشگیری از این افزایش قیمتها وجود ندارد؟ آیا یک شورا یا گروه هماهنگی بین این شبکههای تلویزیونی برای سیاستگذاری کلان در این زمینهها وجود ندارد؟
وحید جلیلی کجاست؟ آیا از این هزینههای صرف شده اطلاعات دارد؟ اگر روزگاری حضور هنرمندان قبل از انقلاب را در تلویزیون نقد میکرد، حالا که ایرج خواننده بر صحنه حاضر شده، آیا در این زمینه هم تغییر نگرش دادهاند؟ (که البته این امر بسیار مثبت است)
چرا برای چنین برنامهها و پشتپرده آنها هیچ سیستم شفافی وجود ندارد که حداقل مردم بدانند پولهایی که از مالیات آنها و یا درآمدهای ملی برای چنین برنامههایی هزینه میشود، چگونه و با چه معیاری خرج شده است؟
چرا همیشه در این حوزهها افراط و تفریط دیده میشود؟ دو سال شروع میکنند به متوقف کردن برنامهسازان و جلوگیری از حضور سلبریتیها و اکنون از سوی دیگر به افراط میافتند و برای دعوت از یک سلبریتی حتی تا ۸۰۰ میلیون تومان هزینه میکنند.
برای من سوال است که آن شخصی که با ۸۰۰ میلیون تومان به تلویزیون آمده است چه کسی بوده و چه تأثیری گذاشته که برای حضور او چنین مبلغی صرف شده است؟ و تأثیر این حضور ۸۰۰ میلیون تومانی بر روی مخاطبان چه بوده است؟
یک ضربالمثل قدیمی وجود دارد که میگوید:
نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی
نه به آن قدر رسا نه به این خم خمکی
متأسفانه همیشه یا بسیار بیمزه است یا شورش را در میآورند!
