با وجودی که تقریباً ۷۰ درصد از توان و منابع مالی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر ایران متمرکز شده است، پرسش این است که چگونه آژانس در گزارش اخیر خود ادعا میکند که نمیتواند فعالیتهای هستهای ایران را بهدرستی راستیآزمایی کند؟
، آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش کاملاً جامع خود در مورد ایران اظهار داشته که این کشور در سالهای اخیر بهطرز خاصی اقدام به لغو انتصاب بازرسان با تجربه کرده است که این مسئله توانایی آژانس را در اجرای مؤثر و کارآمد نظارتها تضعیف میکند. در عین حال، ارزیابیها حاکی از آن است که تا تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، در مجموع ۲۷۴ بازرس در بخشهای عملیاتی ایران و همچنین دفتر راستیآزمایی فعالیت دارند که ۱۲۵ نفر از این بازرسان بهطور خاص در دفتر راستیآزمایی ایران مستقرند.
اقدام ایران در لغو انتصاب بعضی از بازرسان آژانس در سال گذشته بهواسطه قطعنامه کشورهای اروپایی و آمریکا در شورای حکام که به حق حاکمیتی ایران در چارچوب موافقتنامه پادمان جامع اشاره دارد، نمیتواند بهعنوان نشانهای مبنی بر تضعیف ظرفیت یا توانایی آژانس در راستیآزمایی فعالیتها و تاسیسات هستهای ایران تلقی شود. به لحاظ کیفی و کمی، آژانس تعداد کافی بازرس در ایران دارد و چنین ادعایی در راستای کاهش توانایی راستیآزمایی کاملاً بیاساس و به نوعی بهانهتراشی است.
طبق یادداشت توضیحی که سازمان انرژی اتمی در ارتباط با گزارش پادمانی و آخرین بهروزرسانی آژانس منتشر کرده است، ایران یکی از ۳۵ کشوری محسوب میشود که بدون اجرای پروتکل الحاقی، تنها توافقنامه پادمان جامع را پیگیری میکند و تنها ۲۱ مورد از ۱۰۰ موسسه هستهای در جهان در خاک ایران جای دارند. با این حال، از مجموع ۶۸۲ بازرسی انجام گرفته در بین این گروه از کشورها، ۴۹۳ مورد بهطور خاص در ایران صورت پذیرفته است. همچنین از ۲۲۴ راستیآزمایی انجام شده در رابطه با اطلاعات طراحی، ۱۴۴ مورد بهصراحت در ایران انجام گردیده که بیش از نیمی از کل تعداد است. در ضمن، مجموع ۱۸۹۵ روز بازرسی در ۳۵ کشوری که در حال اجرای موافقتنامه پادمان هستند، نشان میدهد که ۱۲۶۰ روز از این بازرسیها فقط در ایران صورت گرفته که به وضوح نشاندهنده این است که نزدیک به ۷۰ درصد از قدرت، منابع انسانی و بودجه آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر ایران متمرکز است.
بیش از ۲۲ میلیون یورو از بودجه عادی ۳۹ میلیون یورویی آژانس برای سال ۲۰۲۴ تنها به فعالیتها در ایران اختصاص یافته است. همچنین بیش از ۴ میلیون یورو از بودجه ۲۸ میلیون یورویی در بخش «کمکهای فرابودجهای یا داوطلبانه» آژانس هم به این نهاد بینالمللی در ایران تخصیص یافته است.
انگیزههای سیاسی آژانس و فشار برخی کشورهای خاص
با توجه به این اطلاعات، اگر این حجم وسیع از فعالیتهای آژانس در ایران نشاندهنده همکاری مؤثر و جامع ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نباشد، پس چه چیزی میتواند باشد؟
بیتوجهی آژانس به وجود هیچ انحراف و بینظمی در نظارتهای پادمانی مربوط به مواد و فعالیتهای هستهای ایران در بازه زمانی دو دهه گذشته نشاندهنده آن است که ایران همواره بیشترین همکاری را با آژانس در راستای اجرای تعهدات پادمانی داشته است. اما برعکس این همکاریها، آژانس طی چند سال اخیر تحت فشارهای سیاسی تمرکز خود را بر موضوعات قبلاً مختومه مرتبط با ایران که در جریان مذاکرات برجامی در سال ۲۰۱۵ مطرح شده بود، معطوف کرده است. اگر این رویکرد نه بهخاطر انگیزههای سیاسی و فشار برخی کشورها باشد، پس چه دلیلی میتواند داشته باشد؟
واکنش آژانس به این میزان همکاری از جانب ایران که در گزارش اخیر خود بهطور خاص ناامیدکننده به نظر میرسد، نشاندهنده تمایل این نهاد تخصصی و فنی به سیاسیکاری و تضعیف تصویر خود در اذهان عمومی است. کشش این همکاریها و تعاملات ایران با آژانس به حدی است که حتی کشورهای عضو این نهاد نیز به آن اذعان دارند. در حالی که آژانس در گزارش خود این همکاریها را تحقیر کرده و از اصطلاح «کمتر از رضایتبخش» استفاده کرده است. این نگرش نشان میدهد که آژانس بیشتر مایل است در راستای خواستهها و منافع برخی کشورها عمل کند تا اینکه به وظایف اصلی خود در قبال کشورها پایبند باشد.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، انتظار اقدامات فراتر از تعهدات بینالمللی از سمت ایران است؛ موضعی که از سوی برخی کشورهای غربی پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و عدم پایبندی آنها به تعهداتشان نسبت به ایران بارها مطرح شده و تمایز بین تعهدات پادمانی و تعهدات برجام را نادیده میگیرد. چنین رویکردی نه تنها غیرواقعی است بلکه نیز تصویری ناقص از واقعیت را ارائه میدهد و غیرقابل قبول به نظر میرسد. و حتی بدتر اینکه آژانس با این طرح، تقاضاهای مرتبط با برجام و فراتر از پادمان را در دایره گزارشهای پادمانی مطرح میکند که این مساله در آینده میتواند برای ایران پیامدهای جدی داشته باشد.
