حسین علیزاده در کلامی بیان داشته که «نقش ارتباط میان استاد و شاگرد در دنیای موسیقی بسیار حائز اهمیت است. شاگرد باید عشق و ایمان به استاد خود داشته باشد؛ چرا که در غیر این صورت، نمیتواند به رشد و ترقی برسد. احساس عشق استاد به شاگرد نمیتواند از طریق یک اپلیکیشن منتقل شود؛ این ابزارها تنها باید به عنوان کمک آموزشی عمل کنند.»
روز شنبه ۲۸ مهرماه، مراسم رونمایی از یک نرمافزار آموزشی موسیقی در فرهنگسرای نیاوران برگزار گردید.
در این گردهمایی، چهرههای شناختهشدهای از دنیای موسیقی به چشم میخوردند، از جمله مینا افتاده، فردین خلعتبری، بهنام ابوالقاسم، سیامک جهانگیری، حسین بهروزینیا، شهرام صارمی، حمید قنبری، فرهاد فخرالدینی، محمد سعید شریفیان، علیاکبر قربانی، پوریا اخواص، شروین مهاجر، نیلوفر محبی، اردشیر کامکار، زکریا یوسفی، احسان عبایی، علیاصغر عربشاهی، وحید تاج، سامان احتشامی، کیهان کلهر، همایون نصیری، پویا سرایی، علیرضا قربانی، حسین علیزاده، بابک خضرائی، امین غفاری، پرواز همای، مجید اخشابی، باران نیکراه، میلاد کیایی، محسن رجبپور و … که در این رویداد حضور یافته بودند.
در آغاز این برنامه، باران نیکراه سیر تغییر و تحول در آموزش موسیقی را در ایران به حاضران ارائه کرد.
همچنین اجرای ویژهای از علیرضا قربانی به افتخار فرهاد فخرالدینی در این مراسم برگزار گردید که قربانی در انتهای اجرای خود ابراز داشت: از آقای فخرالدینی عذرخواهی میکنم اگر در اجرا نقصی وجود داشت؛ زیرا زمان کمی برای تمرین داشتیم و تنها موفق به دو بار تمرین شدیم. آخرین باری که به همراه استاد اجرا داشتم، ۲۵ سال پیش بود و هنوز یادآوری آن روزها در ذهنم زنده است. امیدوارم عمر این استاد بزرگوار طولانی باشد، چرا که تا به امروز هم عمر پربار و درخشانی داشتهاند.
چرا محمدرضا شجریان در موسیقی ایران اهمیت دارد؟
بابک خضرائی در ادامه، به تبیین اهمیت «محمدرضا شجریان» در موسیقی ایران پرداخته و اشاره نمود که: نظریهای در تاریخ هنر و جامعه شناسی وجود دارد مبنی بر اینکه بعضی از افراد به عنوان جمعبند تاریخ پیش از خود شناخته میشوند. مانند شاعرانی نظیر حافظ و مولانا؛ جایگاه حافظ در ادبیات ایران بینظیر است و این به دلیل این نیست که او بزرگترین شاعر شناخته میشود، بلکه به خاطر این است که او به خوبی ویژگیهای شاعران پیش از خود را در آثارش جمعآوری کرده است. در سایر هنرها همچون پل خواجو نیز، سمبل معماری به دلیل یادآوری عنصر معماری هخامنشی به حساب میآید.
او ادامه داد: شجریان به عنوان بزرگترین خواننده به علت ویژگیهای صوتیاش شناخته نمیشود، بلکه بدون تردید او جمعبند خوانندگان قاجار به پس از خود است؛ چرا که این جامعیت در آثار او به شکل بارزی دیده میشود. او به دایرةالمعارف موسیقی ایرانی تبدیل گردیده و برای همین نیست که آوازهای ایرانی قبل و بعد از او به لحاظ تأثیرگذاری متمایز گردیدهاند، به گونهای که جوانترها خواهان تقلید از لحن او باشند، درست مانند شاعران که از حافظ الهام میگیرند.
این هنرمند خاطرنشان کرد: شجریان به عنوان یک نقطه عطف و جمعبند تاریخ موسیقی ایران شناخته میشود. از جمله ویژگیهایی که او در آموزش و اجرا دارد، این است که همواره سعی میکند در هر اجرای خود به نوعی یک اثر یا نکته جدید را عرضه کند. همین پژوهشگری و جامعیت است که او را از خوانندگان پیشین متمایز کرده و بسیاری از مدهای موسیقی ایرانی و توسعه آنها در گرو کارهای شجریان بوده است.
شجریان در تعلیم آواز به شکل غیرمستقیمی تأثیرات عمیقی گذاشته و این اثرگذاری تا حدی است که در صدها ساعت کار او به چشم میخورد.
از آن ور بام نیفتیم!
حسین علیزاده نیز در این برنامه به ایراد سخن پرداخته و درباره اهمیت ارتباط میان استاد و شاگرد توضیحاتی ارائه کرد.
او گفت: ۶۰ سال از آن زمان که من شاگرد استاد فخرالدینی بودم میگذرد و هنوز هم آن اتاق و ساعت کلاس در خاطر من حضور دارد. دنیای عجیبی ایجاد شده که در آن ارتباطات بیشتر به صورت از راه دور شکل میگیرد؛ البته من هیچکدام از این پیشرفتها را نفی نمیکنم، زیرا اینها بخشی از پیشرفت بشر محسوب میشوند، ولی آیا دقت کردهاید که هر چه به پیشرفتهای بشری بیشتر اتکا میشود، جداییهای انسانی هم افزایش مییابد؟
علیزاده افزود: هر بار که استاد فخرالدینی را میبینم، ۶۰ سال حس عشق و عاطفه با من همراه است. آیا میتوانم این احساس را از طریق یک اپلیکیشن تجربه کنم؟ هر زمان که نام استادانم را به یاد میآورم، عطر حضورشان به یادم میآید. هنوز هم خاطرات آخرین باری که میخواستم درباره هوشنگ ظریف صحبت کنم در ذهنم تداعی میشود و اشک در چشمانم جمع میشود. ما واقعاً خوشبخت بودیم، هنرستان ما حیاطی زیبا داشت و وقتی بچهها در آنجا بازی میکردیم، فکر میکردیم در بهشتی هستیم که معلمان ما، چون فرشتهها، یکی یکی وارد آن میشوند. من هرگز نمیتوانم چنین تجربیاتی را در هیچکدام از اپلیکیشنها تصور کنم، این موضوع به دوران و شرایط خاصی برمیگردد که ما در آن زندگی میکنیم.
او اضافه کرد: هر چه بیشتر انتظار داریم با یکدیگر در ارتباط باشیم، به قول خودمان مقصر هستیم؛ چرا که به ما میگویند چگونه راه برویم، دوری کنیم از ساز زدن و… . وقتی خود را با دانشآموزی که در این روزگار به هنرستان میرود مقایسه میکنم، تصور میکنم او به یک حصار رفته است، در حالی که ما به بهشت میرفتیم. نمیخواهم بگویم همه چیز بهتر بوده که در گذشته بوده است، زیرا همواره باید به آینده بیندیشیم. البته به آینده نگریستهایم و تمامی موزیسینها در طول این ۴۵ سال با جدیت و تلاش موسیقی را حفظ کردهاند و ارگانهایی که دائما به ما دیکته میکنند موسیقی و هنرمند چگونه باید باشند، به حداقل سهم خود کوتاه آمدهاند. اما در این بین افراد زیادی بودند که بهصورت مستقل و با تمام وجود موسیقی را آموزش داده و به زندگی خود افتخار میکنند.
زندگی فرهاد فخرالدینی نشانهای از افتخار است
او در بخش دیگری از سخنانش به زندگی فرهاد فخرالدینی اشاره کرده و گفت: زندگی او نمود حقیقی افتخار است، بیآنکه به جایی وابسته باشد یا نیازمند حمایت از کسی باشد. این هنر و موسیقیست که انسانها را به چنین درجاتی میرساند. ما شاگردهایی بودیم که درک واقعی از معلمان خود داشتیم و آنچه آموخته بودیم را به نسل بعدی منتقل کردیم؛ یعنی اصل این است که هرگاه کسی معلم تو بوده، تا پایان عمر معلم تو است. این بدان معنا نیست که اگر بهتر از استاد خود ساز زدی، برتری داری. اگر واقعاً شاگردی نجیب باشی، هر وقت معلمت را ببینی، کلاه خود را برمیداری و همواره مقام معلم تو در نظر تو بزرگ و محترم باقی میماند. استاد فخرالدینی در عمق وجود من جای دارد و خودش میداند چقدر به او عشق میورزم، بنابراین دیگر مهم نیست چه سازی میزنم یا چه جایگاهی در موسیقی دارم. اگر من گلی از این گلستان بزرگ باشم، ریشههای اصلی من به استادان من برمیگردد.
علیزاده گفت: گفته میشود موسیقی ایران بهصورت سینه به سینه منتقل میشود، اما این موضوع در تمام دنیا نیز برقرار است و حضور و حس استاد و نفس او است که تعیینکننده است. تا زمانی که شاگرد به عشق به استاد خود نرسد و به او اعتقاد نداشته باشد، هرگز نمیتواند هنرمند شود و به پیشرفت دست یابد؛ چرا که باید یک الگو به عنوان سمبل هنر مقابل خود ببیند تا بتواند در مسیر او قدم بگذارد. آنچه در مراکز آموزشی ما همیشه مهم بود، عشق بین استاد و شاگرد بود. بسیاری از اوقات استادان خود نیز نمیدانستند که ما چقدر به آنها علاقه مندی داشتیم. پدر و مادر در این مقایسه در درجه دوم قرار میگرفتند؛ زیرا ما در احاطه عشق و دلسوزی هنرمندان بودیم. به محض ورود به هنرستان موسیقی، احساس میکردم که تعداد زیادی پدر و مادر دارم که همه آنها هنرمند بودند. وقتی آنها در حال حرکت بودند، تماشا میکردیم که آیا ردپای آنها چیزی برای برداشت ما به جا گذاشته است؟
عاطفه را نمیتوان از موسیقی جدا کرد
این آهنگساز بیان کرد: ما نسبت به غرب از نظر پیشرفت جایگاهی نداریم و در عصر حاضر تقریباً هرچیزی را از آنجا میآوریم؛ با این حال استفاده از امکانات آنها را نیز به نحو احسن انجام میدهیم، اما عاطفه را نمیتوان از موسیقی حذف کرد. اپلیکیشن ارائه شده میتواند به عنوان یک مکمل آموزشی برای افرادی عمل کند که به منابع کافی دسترسی ندارند و به نوعی کمک آموزشی برای آنها محسوب میشود. هنگامی که نام کیهان کلهر یا اردشیر کامکار را میشنوید، میتوانید حس و حال آنها را از نزدیک درک کنید و این تجربه به لحاظ احساسی بسیار متفاوت است، حتی اگر آنها ساز نزنند. بحث آموزش در این زمینه قوت بیشتری میگیرد. همه شاگردان، در هر سنی که باشند، وقتی در برابر استاد قرار میگیرند، به نوعی به حالت کودکانه بازمیگردند؛ کودکانی که به عشق و محبت نیاز دارند.
او ادامه داد: باید حواسمان باشد که از آن ور بام نیفتیم. متأسفانه سیستم آموزشی کشور ارتباط بین استاد و شاگرد را مدام کمرنگتر میکند. ساخت این اپلیکیشن اقدام مثبتی است، زیرا برخی از افراد به جهت محدودیتها دسترسی کافی برای یادگیری موسیقی ندارند، اما در نهایت با شخصیتی مشابه موزیسینی که در پرورشگاه بزرگ شده، مواجه میشوند و نمیدانند پدر و مادر واقعیشان کیست؟ ما باید در موسیقی مانند پدر و مادر داشته باشیم. باید عشق را با آن نواختن استاد به شاگرد منتقل کنیم. در ۱۵ سالگی که به جلیل شهناز نگاه میکردم، حس عاطفه از او برای من جاری میشد. به همین دلیل بعد از ۶۰ سال آن تصاویر، گرد گچ و یاد و خاطرات آن گروه هنوز در ذهنم زنده است. خوشحالم که با وجود تلاشهایی برای حذف موسیقی در این سالها، موسیقی همچنان زنده و پابرجاست.
پس از آن، کیهان کلهر، حسین علیزاده و اردشیر کامکار یک هدیه به فخرالدینی تقدیم کردند.
میثم مروستی نیز که این اپلیکیشن آموزشی موسیقی متعلق به اوست، در توضیحاتی درباره آن گفت: از سال ۹۵ توسعه این اپلیکیشن را آغاز کردیم. همواره در پی آن بودم که به هنرجویان به نحوی یاری رسانم تا زمانی که به ایده این برنامه رسیدم. تلاش ما این بود که «لیمبا» تمامی بخشهای موسیقی را در بر بگیرد و از برترین استادان بهرهمند شویم. دلیل انتشار این برنامه بهصورت اپلیکیشن مخصوص تلفن همراه، این بود که تلفنها تقریباً در دست همه موجود است و اینگونه بر دسترسی افراد افزوده میشود.
