رسول سلیمی: تحلیلگران غربی ادعا میکنند که پس از واکنش اسرائیل به عملیات وعده صادق ۲، سیستم پدافندی ایران به لحاظ دفاعی ضعیفتر شده و ناپایداری زیرساختهای نظامی و دفاعی سوریه؛ که ناشی از سقوط بشار اسد است، این کشور را به سدی شکننده برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران تبدیل کرده است.
در واقع، گزینههای روی میز اسرائیل، با توجه به حمله پیشین، از حمله به زیرساختهای انرژی ایران گرفته تا مراکز هستهای را در بر میگیرد. اما تحلیلگران غربی بر این باورند که به دلیل اهمیت تهدید برنامه هستهای ایران برای اسرائیل، در صورتی که شرایط برای اقدام نظامی بعدی فراهم آید، این «اولویت» به یک «هدف قطعی» تبدیل خواهد شد.
در حالی که کشور ما به بحران ناترازی انرژی دچار شده است، تعدادی از نمایندگان که طرفدار تئوری «تولید تهدید علیه دشمن» هستند، خواستار اجرای عملیات نظامی علیه اسرائیل میباشند. تجمعات اخیر در مقابل شورای عالی امنیت ملی و در میادین اصلی تهران همراه با شعارهایی که بهطور خاص خواستار حمله به اسرائیل از سوی دولت چهارده هستند، نمایانگر این واقعیت است. معترضانی که نظرات سعید جلیلی، رقیب انتخاباتی مسعود پزشکیان، را نشان میدهند و بر این عقیدهاند که باید به تهدیدات علیه ایران پاسخ داده شود و برای ایجاد بازدارندگی اقدام به تولید تهدید علیه اسرائیل نمود.
این استراتژی در پی آن است که هرگونه حمله نظامی مستقیم ایران به اسرائیل را علیرغم پیشبینیهای بین ایران و اسرائیل، پیش ببرد و درباره واکنشهای آینده هر دو طرف هیچگونه پیشبینی ندارد. به نظر میرسد که این اسرائیل باشد که بهطور بیشتری در انتظار حمله نظامی ایران، بر اساس خواستههای اقلیت داخلی است و رسانههای همسو با اسرائیل تلاش دارند تا خواستههای اقلیت داخلی کشور را در شبکههای اجتماعی تقویت کنند و از این طریق با ایجاد طوفانهای توئیتری از جانب لشکر سایبری با استفاده از اکانتهای جعلی، بر تصمیمات سازندگان سیاست تأثیر بگذارند.
این در شرایطی رخ میدهد که ایران با چندین محدودیت مواجه است که تصمیم به حمله به اسرائیل را نیازمند محاسبه میسازد. از یک سو، با از بین رفتن جبهه پشتیبان در سوریه به رهبری بشار اسد و همچنین توافق آتشبس در لبنان که حزبالله را بیشتر از هر زمان گذشته در وضعیت محدودیت عملیاتی قرار میدهد، حساسیت این موضوع بالاتر رفته است. از سوی دیگر، قطعنامههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران، برنامه هستهای کشور را با ادعاهای نادرست تحت فشار دیپلماتیک قرار داده و ادعای کاربرد نظامی آن را اتّخاذ کرده و عدم حل و فصل این منازعه میان ایران و آژانس به یک کارت بازی برای اسرائیل تبدیل شده تا مجوز حمله به برنامه هستهای ایران را کسب کند.
این دو محدودیت در شرایطی که کشور در زمستان و بحران ناترازی انرژی به سر میبرد، عملاً اولویت سیاستگذاران ایرانی را به مدیریت اقتصاد داخلی معطوف کرده و نه به اقدام نظامی علیه کشور در حال خصومت، بهگونهای که تغییری در شرایط اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کند. تمام این متغیرها در حالی است که مذاکرات صلح میان حماس و اسرائیل و آتش بس میان لبنان و اسرائیل در این برهه در حال جریان است و تنها جبهه یمن همچنان حملات خود را به اسرائیل ادامه میدهد.
در شرایطی که کشورمان درگیر بحران ناترازی انرژی در کشور است، اقلیتی از نمایندگان تئوری «تولید تهدید علیه دشمن» خواهان انجام عملیات نظامی علیه اسرائیل هستند. معترضانی که دیدگاه های سعید جلیلی رقیب انتخاباتی مسعود پزشکیان را نمایندگی می کنند، معتقدند باید تهدیدات علیه ایران را هدف تهدید قرار داد و با تولید تهدید علیه اسرائیل، ایجاد بازدارندگی کرد
وضعیتی که ایران در آن مواجه است، به فرصتی استثنایی برای مخالفان حقوق هستهای کشورمان تبدیل شده است تا با استفاده از آن، گزینه نظامی را به اولویت ایالات متحده و اسرائیل در مواجهه با ایران تبدیل کنند.
در این راستا، روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده که تیم انتقالی دونالد ترامپ، در حال طراحی استراتژی «نسخه دوم فشار حداکثری» علیه ایران هستند. در حالی که دولت قبلی ترامپ بر تحریمهای اقتصادی شدید تمرکز داشت، اکنون در دور دوم ریاست جمهوری او، اقدامات نظامی، از جمله احتمال حمله به تأسیسات هستهای ایران در دستور کار قرار دارد.
به نظر می رسد بیش از حامیان سعید جلیلی، این اسرائیل است که منطبق با خواست اقلیت داخل کشور، در انتظار حمله نظامی ایران است و رسانه های همسو با اسرائیل تلاش می کنند خواسته و مطالبه اقلیت داخل کشورمان برای حمله به اسرائیل را در شبکه های اجتماعی تقویت کرده تا از این رهگذر، با ایجاد طوفان های توئیتری از سوی لشگر سایبری اکانت های جعلی، بر تصمیمات تصمیم سازان اثرگذاری روانی داشته باشند
در این راستا، به ترامپ سه گزینه پیشنهاد شده است:
گزینه نخست، شامل افزایش فشار نظامی از طریق اعزام نیروها، جتهای جنگنده و کشتیهای اضافی ایالات متحده به خاورمیانه میباشد. ایالات متحده همچنین ممکن است سلاحهای پیشرفتهای از جمله بمبهای سنگر شکن را به اسرائیل بفروشد که توانایی آن را برای از کار انداختن تأسیسات هستهای ایران افزایش دهد. ترامپ در مصاحبهای با مجله تایم که روز پنجشنبه منتشر شد، بیان داشت: «هر نوع اتفاقی ممکن است بیفتد» و به این نکته اشاره کرد که احتمال وقوع جنگ میان ایالات متحده و ایران به دلیل توطئه برای ترور او وجود دارد.
گزینه دوم که مشاوران ترامپ پیشنهاد دادهاند، شامل اجرای حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران نظیر نطنز، فردو و اصفهان با همکاری ایالات متحده در یک عملیات مشترک میباشد.
این گزارش در شرایطی منتشر شده است که رسانههای غربی همزمان به نقل از مصاحبههایی با برخی نمایندگان مجلس کشورمان ادعا دارند که جمهوری اسلامی آماده ساخت بمب اتمی است و میتواند با شتاب گرفتن تحولات سیاسی در سوریه، این اقدام را به عمل آورد.
بر اساس این گزارش، ترامپ در تماسهای اخیرش با بنیامین نتانیاهو بیان کرده که قصد دارد از تسلیح هستهای ایران در طول مدت ریاست جمهوری خود جلوگیری کند، هرچند به دنبال این است که بهگونهای مانع از هستهای شدن جمهوری اسلامی شود که به جنگ جدیدی منجر نگردد.
گزینه سوم که به ترامپ پیشنهاد شده، گسترش سیاستهای فعلی در راستای فشار تحریمها و ابتکارات دیپلماتیک به منظور فراراندن ایران به سمت عقبنشینی میباشد. این گزینه ناشی از تهدیدهای حمله مستقیم و خطر از دست دادن متحدان منطقهای کشورمان است. در همین راستا، بریتانیا، فرانسه و آلمان پس از نشستی در ژنو و در بحبوحه تهدیدهای ترامپ مبنی بر برقراری دوباره کارزار «فشار حداکثری» بر ایران، توافق کردند که مذاکرات هستهای با تهران را ادامه دهند.
311213
