دوشنبه 4 آبان 1405

آموخته‌های چین برای بهبود اقتصاد ایران

هرگاه نام کشور چین به میان می‌آید، در نظر بسیاری، اولین تصویری که شکل می‌گیرد، محصولات چینی است. این امر نمایانگر وجود صنعتی پوینده و تجارتی قدرتمند در این کشور است. محصولات چینی به بازارهای بسیاری از کشورهای مختلف تسلط یافته‌اند و حتی به دورافتاده‌ترین نقاط دنیا نیز راه یافته‌اند.

اما چین همراه با رشد و پیشرفت‌های خود، تلخی‌ها و خطاهای زیادی را نیز تجربه کرده است. این کشور از روزهایی که مردم آن به علت گرسنگی گروه گروه می‌مردند، به جایگاهی رسیده که اکنون رقیب قدرتمند ایالات متحده در تبدیل‌شدن به یک ابرقدرت اقتصادی جهانی است. چین، هم زمان‌هایی را با ممنوعیت‌های تجاری و یک نظام کمونیستی افراطی گذرانده و هم به یک اقتصاد متعادل و فعال در عرصه تجارت جهانی دست یافته است.

راز این تحولا ت شگرف به‌طور خلاصه در یک جمله قابل بیان است؛ آن هم احترام به اصول علمی اقتصاد.

آغاز فاجعه‌بار، بلند پروازی‌های نامعقول

سیاست «یک گام بزرگ به جلو» که مائو، رئیس‌جمهور وقت چین، آن را طراحی کرده بود، سیاستی شتاب‌زده و فاقد درک کارشناسی بود که از تمامیت‌خواهی یک دیکتاتور قدرتمند نشات می‌گرفت. مائو، که در طول حیات خود بر قله اقتدار باقی ماند، احتمالاً به عنوان یک دیکتاتور در تاریخ شناخته خواهد شد.

بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۳، مائو سیاست جاه‌طلبانه «یک گام بزرگ به جلو» را به منظور توسعه همزمان صنعت و کشاورزی به اجرا گذاشت. هدف او پیشی‌گرفتن از کشورهای غربی بود. کمونیستی که با تصرف محصولات کشاورزی و صادرات آن‌ها به اروپا توانست تجهیزات جنگی تامین کند، به قیمت جان میلیون‌ها نفر از چینی‌ها که در زحمت و فقر به سر می‌بردند، به هدف خود نزدیک شد. چین به هر قیمت باید صنعتی می‌شد و به همین دلیل کشاورزان و روستاییان را به تولیدکنندگان فولاد تبدیل کرد. کوره‌های فولادسازی که به‌جای ذغال سنگ از چوب تغذیه می‌شدند، تمام گیاهان اطراف را از بین برده و در نهایت فولادی بی‌کیفیت و با حاشیه سود کم تولید کردند.

یکی از اقدامات عجیب مائو، اعلام جنگی تمام‌عیار با گنجشک‌ها بود. او معتقد بود که این پرندگان خطر جدی برای محصولات کشاورزی به شمار می‌روند زیرا از آن‌ها تغذیه می‌کنند. به همین دلیل، یک مبارزه انقلابی علیه گنجشک‌ها به راه افتاد. به این ترتیب، مگس‌ها، موش‌ها، پشه‌ها و گنجشک‌ها به عنوان دشمنان مردم چین شناخته شدند و مردم موظف به جنگ با آن‌ها بودند. کشتن گنجشک‌ها با تیر و کمان، به صدا درآوردن طبل‌ها برای دور کردن آن‌ها و تخریب لانه‌هایشان، سرانجام به نابودی تقریباً کامل گنجشک‌ها در چین انجامید. اگرچه گنجشک‌ها از بین رفتند، اما ملخ‌ها که بخشی از زنجیره غذایی گنجشک‌ها بودند، به مزارع حمله کردند. در پی این بحران، چین ناچار شد طی سال‌ها از شوروی گنجشک وارد کند.

این مثال‌ها تنها بخشی از اقدامات عجیب مائو در راستای سیاست یک گام بزرگ به جلو را نشان می‌دهد. ادغام روستاها و کارگاه‌های تولیدی و جمع‌آوری محصولات کشاورزی منجر به کاهش شدید تولید این محصولات شد و شمار زیادی از مردم چین به دلیل قحطی جان خود را از دست دادند. این موارد تنها نشان‌دهنده تمایل مائو به ایجاد برخوردهای خشن و قهری در مسائل اقتصادی بود و به هیچ وجه با منطق اقتصادی سازگاری نداشت؛ از همین رو، بحران‌های عظیم اجتماعی ایجاد شد. میلیون‌ها نفر از گرسنگی جان خود را از دست دادند و امنیت غذایی به شدت آسیب دید.

تولد دوباره، ظهور یک ابرقدرت

پس از درگذشت مائو، دنگ شیائوپینگ به قدرت رسید. وضعیت چین به شدت نابسامان بود و امنیت غذایی در معرض تهدید جدی قرار داشت. دنگ با اتخاذ “سیاست درهای باز”، به آرامی اقتصاد چین را به سمت نظام کاپیتالیسم هدایت کرد. این اقدامات موجب شدند که چین از یک اقتصاد بسته، به یک اقتصاد شناخته‌شده در عرصه جهانی تبدیل شود. بازارها از چنگ‌ اندیشه‌های کمونیستی مائو رهایی یافتند و درهای سرمایه‌گذاری خارجی بازتر شد. دنگ قادر بود بخش قابل توجهی از مردم چین را از فقر و اقتصاد دستوری نجات دهد. پس از تجربه‌ تلخ «یک گام بزرگ به جلو»، رهبری دنگ به شکل قابل توجهی به بهبود وضعیت کشاورزی و اقتصادی کشور منجر شد.

از سال ۱۹۸۰، دنگ سیاست‌های اصلاحی را ارائه کرد که شامل آزادسازی اقتصادی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد مناطق ویژه اقتصادی بود. این تغییرات به کاهش موانع دولتی و افزایش کارایی اقتصادی کمک کرد. بحران غذایی به وجود آمده در چین، اصلاحات کشاورزی را به ضرورتی حیاتی تبدیل کرده بود. در این راستا، سیاستی تحت عنوان سیاست خانه‌های خانوادگی پیاده‌سازی شد که به کشاورزان اجازه می‌داد زمین‌های خود را به‌طور خصوصی مدیریت کنند و از سهمیه‌های تولیدی خود بهره‌برداری بیشتری داشته باشند. این تغییر باعث افزایش تولید محصولات کشاورزی و بهبود امنیت غذایی شد.

گام بعدی دنگ تلاش برای توسعه صنعتی و فناوری به معنای واقعی کلمه بود. در این مرحله، فقط افزایش تولید موردنظر نبود، بلکه لازم بود تا کیفیت محصولات و تولیدات چینی نیز قابلیت رقابت در بازارهای جهانی را داشته باشد. در همین راستا، چین به بهبود زیرساخت‌ها پرداخت. توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل با احداث جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، بنادر و غیره، به آسان‌تر شدن انتقال کالاها در داخل کشور کمک کرد و بستر لازم برای تجارت خارجی فراهم گردید. چین به خدمات به عنوان بخشی از صنعت اهمیت داد و آن را به‌روز کرد. زیرا یک کشور صنعتی برای تجارت بین‌المللی نیازمند سیستم بانکی قوی و کارآمد است که با نیازهای روز جهانی همخوانی داشته باشد.

گام بعدی چین، اتخاذ سیاست‌هایی در زمینه حفظ منابع آبی و خاکی و به طور کلی رویکردهای زیست‌محیطی بود. چین با اجرای پروژه‌های کنترل سیلاب و مدیریت بهینه منابع آبی، توانست بهره‌وری کشاورزی را افزایش دهد و ریسک‌های محیط زیستی را به حداقل برساند. در نهایت، چین با انجام تغییرات اساسی در سیاست‌های اقتصادی و کشاورزی، به همراه توسعه فناوری و بهبود زیرساخت‌ها، موفق شد بر مشکلات بزرگ قحطی و ناکارایی‌های اقتصادی غلبه کند. این تحولات به بهبود شرایط زندگی و ایجاد رشد پایدار اقتصادی انجامید و چین را به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل ساخت.

با نگاه دقیق به تحولات چین در مسیر تبدیل از یک اقتصاد با وضعیت بحرانی به یک اقتصاد قوی و توانمند، دروسی برای اقتصاد ایران استخراج می‌شود. از طریق بررسی عمیق تجربه‌های اقتصادهای نوظهور می‌توانیم راه‌کارهایی برای بهبود وضعیت نگران‌کننده اقتصادی فعلی پیدا کنیم.

اصلاحات کشاورزی، پایانی بر قحطی

طرح‌های مائو در زمینه ایجاد مزارع اشتراکی، به دلیل مشکلاتی چون کمبود انگیزه و موانع اخلاقی، ناکام مانده بود. مائو با تأسیس مکان‌هایی به نام کلون، چند خانواده روستایی را جمع‌آوری کرده و برای آن‌ها منزل و محل کار در یک مکان فراهم می‌کرد. در این کلون‌ها که تعداد آن‌ها در عرض یک سال به ۲۵۰۰۰ مورد رسید، هیچ نشانی از اراده فردی وجود نداشت و همه چیز به شکل مشترک مدیریت می‌شد. کلون‌ها مستلزم خودکفایی بودند و نیازهای خود را به‌طور کلی تأمین می‌کردند. وضعیت به‌گونه‌ای بود که فقدان منفعت شخصی، بهره‌وری را به شدت کاهش می‌داد. در مقابل، اصلاحات دنگ شیائوپینگ در سال ۱۹۷۸، که به بازگشت به واحدهای خانوادگی و تشویق انگیزه‌های فردی تاکید داشت، بهره‌وری کشاورزی را به طرز قابل توجهی افزایش داد. زیرساخت‌های ایجادشده در دوران مائو، از جمله سدها و سیستم‌های آبیاری، در دوره دنگ شیائوپینگ برای افزایش بهره‌وری کشاورزی مورد استفاده قرار گرفتند. اصلاحات دنگ به کشاورزان اجازه می‌داد تا محصولات بیشتر از سهمیه خود را نگهداری کنند و بر حسب نیاز بازار عمل کنند. سود حاصل از فروش محصولات متعلق به خود و خانواده‌شان بود و تصرف‌های شدید محصولات کشاورزی که در دوران مائو رواج داشت، متوقف شد. این تغییرات به بهبود تولید کشاورزی و امنیت غذایی کمک کرد. بهبود شرایط اقتصادی و توسعه صادرات، چینی‌ها را به تفکر در مورد تولید انبوه ترغیب کرد؛ تولید انبوهی که برای ورود به بازار جهانی ضروری بود.

ورود به عرصه تجارت، پیوستن به زمره ابرقدرت‌ها

چین در ورود به عرصه تجارت جهانی، هیچ تجربه‌ای نداشت و بنابراین نیاز به کمک از کشور‌های پیشرو در این زمینه بود. او به تجربیات غرب توجه کرد و با پذیرفتن اصول بازار آزاد و همزمان با آن برنامه‌ریزی‌های دولتی، توانست به شکل سریع و موثری به توسعه اقتصادی نائل شود. دولت دنگ شیائوپینگ از تجربیات اروپا بهره‌ برد و به این نتیجه رسید که بازار آزاد می‌تواند در کنار برنامه‌ریزی دولتی به رشد اقتصادی کمک شایانی کند. این رویکرد افزایش رقابت‌پذیری و کارآیی اقتصادی را به دنبال داشت و به شکوفایی اقتصادی چین کمک کرد. به‌طور کلی، چین با استفاده از روش‌های اروپایی، به سیاست‌های ممنوعیت تجارت که از سوی مائو وضع شده بود، پایان داد.

بر اساس دستور دنگ، حمایت دولت از تجارت تنها به برداشتن ممنوعیت‌ها محدود نمی‌شد بلکه دولت‌های محلی نیز با اعطای یارانه‌ها و امتیازات ویژه در چارچوب اصول بازار آزاد و برنامه‌ریزی مناسب از تجار حمایت کردند. شدت این حمایت‌ها به قدری بود که مسیری که اروپا در طی ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال طی کرد، توسط چینی‌ها در تنها دو تا سه سال پیموده شد.

آشناسازی با درس‌های چین در راستای اقتصاد ایران

اصرار بر ابداع دوباره چرخه کافی است. بسیاری از کشورها روزهای بسیار سخت‌تری از آنچه امروز ما تجربه می‌کنیم را سپری کرده‌اند و موفق به پشت سر گذاشتن آزمون توسعه شده‌اند. چین یکی از چندین نمونه موجود است. هنگامی که دولت چین مالکیت خصوصی را به رسمیت شناخت و سهم خود را از اقتصاد کاهش داد، موفق به صنعتی شدن واقعی شد. افزایش تولید ممکن است یکی از مولفه‌های ضروری برای صنعتی شدن باشد، اما به خودی خود کافی نیست. تجربه‌های مائو نشان داد که تولید بی‌کیفیت نمی‌تواند کارساز باشد؛ فولادی که در محل زندگی کارگران و با استفاده از چوب تولید می‌شود به هیچ کار نمی‌آید. از طرف دیگر، کشوری که با مرزهای بسته و در حالت انزوا اداره شود، حتی اگر به تولید انبوه نیز نائل شود، اگر نتواند محصولات خود را به بازارهای جهانی عرضه کند، هرگز صنعتی نخواهد شد. تجارت به معنای پذیرش این نکته است که نیازی نیست همه چیز مورد نیاز کشور را خود تامین کنیم. خودروهای بی‌کیفیت ایرانی،‌ نمادی از اصرار بر تولید هرگونه کالا در کشور هستند. به همین دلیل باید از درس‌های اقتصاد چین بهره‌برداری کرد و تمایل دولت برای کنترل بازارها در تمامی جوانب کاهش یابد و مرزهای مهر و موم‌شده ایران به سوی تجارت جهانی باز شود.

آخرین اخبار

شکست دیگری برای ترامپیسم – خبرآنلاین

پیروزی لولا در برزیل را می‌توان در ادامه روندی...

چهار سال انتظار برای کاهش کیسه‌های پلاستیکی

با گذشت چهار سال از تصویب آیین‌نامه کاهش مصرف...

مدیریت اجساد؛ کلید تعیین هویت و آرامش خانواده‌ها در بحران‌ها

مدیر امور بحران و پدافند غیر عامل و دبیر...

اجلاس مسکو؛ نقطه عطف یا تکرار مکررات؟

هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (جی‌ئی‌سی‌اف)...

پاکستان گذرگاه مرزی گبد–ریمدان با ایران را پس از یک هفته توقف بازگشایی کرد

به گزارش خبرآنلاین،براساس اطلاعات رسیده ، پاکستان گذرگاه مرزی...

خرید لوازم ورزشی با قیمت مناسب؛ چرا انتخاب فروشگاه اهمیت دارد؟

تصمیم برای شروع ورزش و داشتن فعالیت بدنی منظم،...

نقدعلی: آنچه تعیین‌کننده است، زبان اقتدار است، نه زبان تسلیم

نقدعلی با انتقاد از اصرار برخی بر مذاکره ادامه...

تناقض عجیب درباره ورزشگاه آزادی؛ سرانجام چمن چه زمانی آماده می‌شود؟

کاشت بذر چمن هیبریدی ورزشگاه آزادی، امروز (یکشنبه) در...

نقره بخریم یا صندوق نقره؟ راهنمای انتخاب برای سرمایه‌گذاران

برای ورود به بازار نقره، سرمایه‌گذاران معمولاً دو...

۵ اشتباه هنگام پیاده‌روی که به زانوها آسیب می‌زنند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پیاده‌روی...

«مقابله با نفوذ بیگانگان» در جلسه امروز مجلس به کجا رسید؟

بررسی طرح مقابله با نفوذ بیگانگان در جلسه علنی...

خطر وقوع سیلاب در ۸ استان

سازمان هواشناسی هشدار داد؛...

تبلیغات متنی