در آخرین روزهای پاییز سال گذشته، منوچهر والی زاده به همراه جمعی از همکاران و دوستان خود به تئاتر شهر رفت تا یکی از آخرین افتخارات زندگی هنری اش را رقم بزند.
اما هدف او از حضور در این مکان تنها تماشای نمایش نبود. او قصد داشت با صدای دلنشین خود در کنار چند تن از دوستان و همکارانش، در اجراخوانی یکی از مهم ترین نمایشنامه های تاریخ حاضر شود و این تجربه آخرین حضور او در صحنه تئاتر به حساب می آمد. او خود را خوش شانس می دانست، چراکه بیان حتی یک جمله در یکی از آثار شکسپیر را افتخاری بزرگ برمی شمرد.
منوچهر والی زاده به عنوان یکی از چهره های برجسته و آخرین بازماندگان نسل طلایی دوبلاژ ایران شناخته می شود، اما جالب است که او علاوه بر گویندگی، تجربیات قابل توجهی نیز در دنیای تئاتر دارد. در این متن به برخی از فعالیت های او در این عرصه خواهیم پرداخت.
والی زاده همانند بسیاری از هم نسلان خود، کار هنری اش را از تئاتر شروع کرد. او در سال های جوانی به عنوان تماشاگر مشتاق به تئاترهای لاله زار می رفت و تحت تأثیر هنرنمایی بازیگران نامدار آن زمان قرار می گرفت.
او در یکی از مصاحبه هایش با که به مناسبت درگذشت توران مهرزاد برگزار شده بود، به یادآوری دوره های نوجوانی اش پرداخت و گفت: “من همیشه تئاترهای خانم مهرزاد را می دیدم و خاطرات زیادی از آن زمان دارم. یکی از تئاترهایی که در خیابان جمهوری نزدیک به بهارستان به نام سعدی برپا بود، به دست ایشان کارگردانی می شد. متأسفانه هیچ یک از آن نمایش ها را نتوانستم در آن زمان مشاهده کنم، اما بعداً در جامعه باربد در خیابان لاله زار، نمایش هایی از جمله «بادبزن خانم ویندیر» و «چراغ گاز» را دیدم که آقای جعفری آن ها را روی صحنه برده بودند.”
اما والی زاده تنها به تماشای آثار تئاتری بسنده نکرد و خود نیز به اجرا روی صحنه آمد. در سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۳۷، پس از بازی در چند تئاتر آماتوری، به صحنه تئاتر تهران راه یافت و در نمایشی به کارگردانی منیر امیر آسوری با نام هنری مورین، نقش کوتاهی را ایفا کرد. پس از آشنایی با منصور متین، هنرمند فعال در تئاتر و دوبلاژ، به استودیوی شاهین فیلم در خیابان بهار برای دوبله دعوت شد.
او در ادامه فعالیت ها کمتر به صحنه بازگشت و پس از ایفای نقش در چند فیلم سینمایی، در دنیای گویندگی باقی ماند.
ولی در سال های پایانی فعالیت خود، دوباره به صحنه تئاتر بازگشت. با وجود موانع ناشی از سن و وضعیت جسمانی اش، او تمام فرصت ها را غنیمت شمرد و در دو سال پایانی زندگی اش در اجراخوانی دو نمایشنامه معروف ایران و جهان حضور پیدا کرد.
در اردیبهشت ۱۴۰۱، او به همراه جمعی از بازیگران معروف مانند حبیب دهقان نسب، محمدعلی ساربان، صفا آقاجانی، دریا دریایی، سودابه صادقی و عاطفه شکوری در اجراخوانی نمایشنامه «بلبل سرگشته» اثر علی نصیریان، یکی از آثار بارز ادبیات نمایشی کشور، به ایفای نقش پرداخت. این خوانش در مجموعه تئاتر محراب با کارگردانی وحید اخوان برگزار شد و والی زاده در کنار گروه، نقش های این نمایشنامه را به عهده گرفت.
در آبان سال گذشته، او بر روی صحنه فرهنگسرای ارسباران حاضر شد، نه برای بازی یا نقش خوانی، بلکه به عنوان مهمان بزرگداشت توران مهرزاد، که برای بیان یاد و خاطره این هنرمند دعوت شده بود.
در این مراسم، او از همسایگی اش با توران مهرزاد سخن گفت، ارادت خود را به این هنرمند بیان کرد و او را به عنوان افتخاری برای سرزمین مان معرفی کرد.
اما آخرین حضور والیزاده در تئاتر به روزهای پایانی پاییز سال گذشته برمی گردد؛ زمانی که به همراه دوستان و همکارانی چون داوود حیدری، مجید جعفری، حسین پرستار، ناصر ممدوح، وحید اخوان، شراره حضرتی، عارفه نظامی، ندا پویا، و علیرضا درویش نژاد به مدت ۱۰ شب در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت و در اجراخوانی نمایشنامه «اتللو» اثر معروف شکسپیر، با کارگردانی وحید اخوان، نقش «کاسیو»، افسر وفادار و محبوب «اتللو» را ایفا کرد.
برای این اجراخوانی، تمریناتی به مدت یک ماه در نظر گرفته شده بود و والی زاده آن را یک تجربه خاص ارزیابی کرده بود.
این فرصت، آخرین شانس زندگی برای علاقه مندان هنرهای نمایشی بود تا بتوانند از نزدیک شاهد هنرنمایی بخشی از بزرگ ترین هنرمندان سرزمین خود باشند.
