“`html
فیلمی عاشقانه به نام یادگار جنوب، به کارگردانی و نویسندگی حسین دوماری و پدرام پورامیری و تهیهکنندگی مجتبی رشوند، با بازیگران شناختهشدهای همچون الناز شاکردوست، وحید رهبانی و صابر ابر به عرضه آنلاین درآمد. این اثر برای اولین بار در جشنواره فجر ۴۱ به نمایش درآمد و در ۹ بخش نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد و دو جایزه در زمینه طراحی لباس و صدابرداری و صداگذاری بهدست آورد. یادگار جنوب از تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۳ بهصورت عمومی اکران شد و موفق به فروش بیش از ۱۲ میلیارد تومان گردید. به مناسبت اکران آنلاین این فیلم، گفتوگویی با پدرام پورامیری، یکی از نویسندگان و کارگردانان اثر انجام دادیم.
سینمای ایران از دوران ۷۰ تا کنون، میزبان ملودرامهای عاشقانه متعددی بوده است و بخش عمدهای از موفقیت یا عدم موفقیت این ملودرامها به فیلمنامه آنها وابسته است. آیا اصولی برای این ژانر وجود دارد که میبایست رعایت شوند؟ بهطور کلی در نوشتن چنین فیلمنامههایی چه نکاتی باید در نظر گرفته شوند؟
کلید موفقیت در ملودرامهای اثرگذار، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر، همواره به موقعیتی بستگی دارد که نویسنده طراحی میکند و شخصیتها را در آن قرار میدهد تا با اپیزودهای دراماتیک، احساسات و عشق را به وجود آورد. با این روش، میتوان در دل درام و چالشهایی که شخصیتها با آنها مواجهاند، همذاتپنداری قابللمسی ایجاد کرد و در مواقع بحرانی به آنها حق داد.
• فیلمنامههایی که به صورت غیرخطی نوشتهشدهاند، معمولاً با خطر عدم جذب مخاطب عمومی روبهرو هستند. یادگار جنوب نیز دارای فیلمنامهای غیرخطی است. برای جلوگیری از این مشکل چه تدابیری اتخاذ کردهاید؟
بهطور کلی، فیلمنامههای غیرخطی که مخاطب را سردرگم میکنند، بهدلیل عدم وجود دلیل قانعکننده برای طراحی غیرخطی داستان، به مشکل برمیخورند. نویسندگان در این موارد ممکن است نادیده بگیرند که چگونه با تغییر ترتیب صحنهها و سکانسها میتوان تلاش کنند حس هیجان را انتقال دهند، در حالی که بدون هسته محوری دچار سردرگمی و خطا میشوند و این احساس از سوی مخاطب نیز حس خواهد شد.
در یادگار جنوب، تلاش بر این بوده که بر اساس ایده محوری فیلم و احساسی که برای مخاطب ایجاد میشود، پیش برویم. بهنحوی که هر سوالی که برای بیننده شکل میگیرد، در زمان مناسب پاسخ داده شود. در واقع، فیلمنامه بهنحو مشخصی تقسیمبندی شده تا پاسخهای کوچک بهموقع ارائه شود و در نقاط کلیدی مسأله بزرگتری روشن شود. با این حال، فیلمنامههای غیرخطی الگویی خاص و کلاسیک ندارند و هر نویسنده بر اساس داستان اصلی و طراحی کلی خود میتواند شیوههای نوینی به مخاطب ارائه دهد.
• شما تجربیات متعددی در همکاری با آقای دوماری دارید و هر دوی شما سابقه چندین ساله در فیلمنامهنویسی داشتهاید و در مدیومهای مختلف فعالیت داشتهاید. چگونه در کارهای خود به یک نقطه مشترک میرسید و این همکاری دوجانبه در کارگردانی و نویسندگی چه فواید و چالشهایی به همراه دارد؟
در حقیقت، همکاری در نویسندگی و کارگردانی الزاماً توافق کامل نیست و از همین نقطه میتوان به نکتهای رسید؛ نقطه مشترک از درون داستان و فیلم بهوجود میآید و میتوان گفت که ابتدا هر دو طرف باید بر سر مباحث کلان توافق کنند و سپس بتوانند در جزئیات که از مباحث اصلی نشأت میگیرد، به هر ایدهای که به اصل موضوع خدمت میکند، برسند. این فرایند خود به یکپارچگی و تحقق یک اصل کمک میکند.
• تمام داستانهای شما و آقای دوماری، چه در فیلم کوتاه، چه در کارگردانیهای مستقل خود و چه در کارهایی که برای محمد کارت نوشتهاید، تکیهگاه طبقات متوسط رو به پایین یا حتی گاهی فرودست بوده و بهصورت رئالیستی روایت شدهاند، اما یادگار جنوب یک تجربه متفاوت بهحساب میآید. اساساً این اثر چه نوع تجربیاتی برای شما به ارمغان آورد؟
بهنظر میرسد که هر فیلمساز یا نویسنده میتواند در مسیر فیلمسازیاش، فضاهای مختلفی را تجربه کرده یا حداقل جهانی نو برای خود ترسیم کند. حیاتپذیری یکی از جذابیتهای این حرفه است که نمیتوان نادیدهاش گرفت. هر داستان دنیای خاص خود را دارد و اگر در آن جهان بهخوبی شکل گیرد، میتواند تأثیر عمیقتری بر مخاطب بگذارد. تمامی این شیوهها بهمنظور انتقال بهتر جهان فیلم و داستان به بینندگان بهوجود آمدهاند.
• در مصاحبهای بیان شده بود که شما و آقای دوماری بهدنبال چالش جدیدی بودهاید تا فیلمی بسازید که برای خودتان و سینمای ایران متفاوت باشد. در ساخت یادگار جنوب با چه چالشهایی روبهرو بودید؟
ما در پی یک عاشقانه پرهیجان بودیم و این عاشقانه همانطور که برای شخصیتهای فیلم پرمخاطره بود، برای خود ما نیز با خطراتی بسیاری همراه بود که پس از حدود ۳ سال به واقعیت پیوست و جلوی دوربین رفت. زیرا هر چیزی که از حدود این سازوکار فراتر رود، چالشهای زیادی به همراه خواهد داشت. لازم است از تهیهکننده، سرمایهگذاران، بازیگران و تمامی دوستانی که در کنار ما بودند، سپاسگزاری کنیم؛ زیرا آنها نیز از این سازوکار نترسیدند و ما با عشق این فیلم را تولید کردیم.
• یادگار جنوب علاوه بر تهران، در قشم نیز فیلمبرداری شده است. چقدر امکانات کافی برای ساخت فیلم در شهرهای دیگر غیر از تهران وجود دارد؟ و بهطور کلی، چقدر فیلمسازان این ریسک را میپذیرند که دوربینهای خود را به خارج از پایتخت ببرند تا اثری خلق کنند؟
ما ملتی داریم که در هر اقلیمش میتوان داستانهای منحصر به فرد و بینظیری را پیدا کرد؛ داستانهایی که با فرهنگ هر منطقه در هم تنیده شده و ناخودآگاه دوربین را به سمت آنجا میکشد و شما را وادار میکند که فرهنگ و داستان آن را در جغرافیای خود به تصویر بکشید.
• این روزها با توجه به اعتقاد عدهای که تنها راه بازگشت سرمایه را ساخت آثار کمدی میدانند، ملودرامهای عاشقانه چه جایگاهی در سینما دارند و چقدر میتوانند موفق به جذب مخاطب شوند؟
سینما در شکل درست خود به تمامی ژانرها نیاز دارد و باید تلاشی صورت گیرد تا هر سلیقهای بتواند نیاز خود را در دنیای سینما برآورده کند. رونق واقعی این صنعت در گسترش آن است. نه تنها کمدیها خوب هستند و نه صرفاً فیلمهای دیگر ژانرها بد؛ ما به تمامی اینها در کنار یکدیگر نیاز داریم تا این صنعت بتواند از تمام ورودیهای خود تنفس کند.
• یادگار جنوب چه پیامی برای مخاطبان دارد؟
عشق را فراموش نکنیم؛ زندگی بدون آن همچون زندانی است که خودتان زندانبان آن هستید و در دامهای خود گرفتار شدهاید. بیایید جنون عشق را در «یادگار جنوب» مشاهده کنیم تا ناملایمات زندگی ما را به فراموشی نکشاند. عشق هرگز نباید از یاد برود؛ زیرا اگر مهمتر از هوا نباشد، به هیچ وجه کماهمیتتر نیست برای کسی که میخواهد زندگی کند؛ نه تنها نفس بکشد.
“`
