نگرانیها از سانسور و تاخیر در پخش قسمتهای مختلف، همواره درمیان بینندگان وجود داشته و در سوی دیگر، سازندگان، بهویژه در تلاش برای بهبود روشهای نمایش داستان در چارچوبهای موجود، با چالشهایی روبهرو بودند. این در حالی است که سازمانهایی در حال شکلگیری همچون «ساترا» با هر بار پخش پروژهای جنجالی، در آزمون تنظیم و نظارت بهسر میبرند.
سوال اصلی این است که چرا باید به «زخم کاری» پرداخته شود؟
غیر از ارزش هنری سریال «زخم کاری» و نظرات متنوعی که در مورد آن وجود دارد، میتوان به سه دلیل این اثر را مورد بحث و بررسی قرار داد.
یکی از این دلایل به میزان مخاطبین این سریال بستگی دارد. «زخم کاری ۱» در زمان اکران خود توانست رکوردهایی که پیشتر به سریالی مانند «آقازاده» تعلق داشت را بشکند، و پس از آن سریالهایی چون «پوست شیر» و «پدرخوانده» از پلتفرمهای دیگر نیز توانستند به موفقیتی در این میدان دست یابند.
دلیل دومی که بر اهمیت این سریال میافزاید، اصرار آن به ارائه نقدی اجتماعی در ارتباط با واقعیتهای معاصر ایران و انسان در حال رشد در این شرایط است؛ اینکه این نقد تا چه اندازه موفق بوده یا بیشتر روی مرزهای فرضی مانور داده، مسئلهای است که هنگام پخش واکنشهای متفاوتی بهدنبال داشته است.
نارضایتی نویسنده از سریال «زخم کاری».
آنچه بهوضوح مشخص است، شاعر و نویسندهای که فیلمنامه از کتابش اقتباس شده، نسبت به برخی جنبههای آن رضایت ندارد؛ و نکته سومی که «زخم کاری» را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل میکند، همین اقتباس سینمایی از یک اثر ادبی است.
سریال «زخم کاری» بر اساس رمانی با عنوان «بیست زخم کاری» نوشته محمود حسینیزاد ساخته شده است. اگرچه سریال از نظر برخی جوانب با رمان تفاوتهایی دارد، برخی شخصیتها به فیلمنامه افزوده شده و یا دچار تغییراتی شدهاند، اما در نهایت اقتباس از کتابی که بهنوعی بر اساس نمایشنامه «مکبث» شکسپیر نوشته شده، میتواند پشتوانهای قوی برای سریال محسوب شود.
با وجود این، محمود حسینیزاد در مقایسه میان کتاب و سریال مهدویان، اصلیترین مشکل را اینگونه بیان کرده است: «هدف اصلی رمان «بیست زخم کاری» پرداختن به موضوع فساد اقتصادی در
