دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز برداشت شخصیاش را از توانمندی مجلس لاریجانی نسبت به مجلس قالیباف بیان کرد و احتمال داد که باهنر بتواند به عنوان رئیس مجلس یا به عنوان یکی از اعضای هیئت رئیسه در انتخابات آینده نقش آفرینی کند. به هر حال، با توجه به سوابق و تجربیات وی، این موضوع در سطحی قابل توجه مطرح است.
وی در این زمینه تصریح کرد: «قهر و عدم مشارکت بهواقع به ضرر منافع ملی ماست، هیچگونه تردیدی در این زمینه وجود ندارد»، «فکر میکنید برای چه رأی باطله؟! این چه پیامی برایمان در پی دارد؟»، «به گمانم تغییرات زیادی در اعضای هیئت رئیسه به وقوع خواهد پیوست»، «آیا با تأیید صلاحیت تعداد بیشتری از کاندیداها میتوان مشکلات کشور را حل کرد؟»، «مجلس لاریجانی به مراتب موفقتر از مجلس قالیباف بود»، «با چه اصراری به یک لیست واحد برای انتخابات نیازی داریم، بهخصوص در شرایطی که مشارکت پایین است؟»، «به اصلاحطلبان پیشنهاد میکنم یک لیست ارائه دهند» و… اینها قسمتی از موارد مطرح شده در گفتگویی به مدت یک ساعت و نیم با حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی، دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز و کاندیدای انتخابات مجلس خبرگان است.
پورمحمدی اگرچه به رکود و بیمیلی حاکم بر فضای انتخاباتی اذعان دارد، لیکن همچنین از مردم میخواهد که قهر را کنار بگذارند و در انتخابات شرکت کنند و بهطور تلویحی به رقبای اصلاحطلب خویش اشاره میکند که وجود مجلسی با اقلیت قدرتمند، برتر از یک مجلس بدون اقلیت است، بنابراین آنها را تشویق میکند تا در رقابت انتخاباتی فعال شوند.
پورمحمدی، به عنوان فردی با نفوذ در جامعه روحانیت، در جلسات شورای وحدت سهمی برجسته دارد، اما از مشکلات و اختلافات داخلی در میان اصولگرایان گریزی ندارد و بر این نکته تأکید میکند که ممکن است چند لیست اصولگرا منتشر شود، مگر اینکه…
وی حضور باهنر در انتخابات را ناشی از اصرار به افزایش میزان مشارکت دانسته و با صراحت او را به عنوان گزینهای برای ریاست مجلس آینده معرفی میکند. او بهطور بیپرده به انتقاد از مجلس کنونی میپردازد و بر این باور است که اگر مردم از نمایندگان فعلی ناراضی هستند، میبایست به ۲۹۰ نماینده حاضر رأی ندهند تا پیامی روشن را ارسال نمایند.
این بخش نخست از گفتگوی مصطفی پورمحمدی درباره انتخابات مجلس خبرگان بود که روز یکشنبه منتشر شد. در ادامه با بخش دوم این گفتگو همراه باشید؛
آقای پورمحمدی! در دهههای اخیر، هر دو نهاد جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز به نوعی محور تصمیمگیری در هر دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب بودهاند، اما در انتخابات اخیر، نقش این دو تشکل روحانی به طور قابل توجهی کاهش یافته است. آیا این به این دلیل است که احزاب جدید به نقش روحانیت در تصمیمگیریها بیاعتنا شدهاند یا اینکه خود روحانیت تمایل دارد کمی از عرصههای سیاسی فاصله بگیرد؟
میتوان گفت هر دو دلیل در این قضیه مؤثرند. به طور کلی، روند سیاسی به گونهای است که ما شاهد پیدایش کنشگران و فعالان سیاسی جدیدی هستیم و با این وضعیت، سلایق و تمایلات هر طیف به طور مداوم در حال تغییر و تحول است. این شرایط به تنوع و تکثر نقش مطالبات جدید منجر میشود و معلوم نیست که یک گروه محدود مانند جامعه روحانیت بتواند به تمامی این نیازها پاسخ قابل قبولی بدهد.
جامعه روحانیت مبارز حزب نیست که لیست انتخاباتی ارائه دهد
به آن معنا لازم به ذکر است که تبعات ناشی از فعالیت سیاسی بخش دیگری است، نوع کاندیداهایی که انتخاب میشود، اعم از موفق یا ناموفق، میتواند بر رفتار و دیدگاه مردم تأثیر بگذارد.
بنابراین این قبوض، طبیعی است که جامعه روحانیت به عنوان مرجعی برای هدایت، حمایت، مشورت و تبیین عمل نماید و این باعث شده است که این نهاد از فعالیتهایی چون ارائه لیست دوری کند.
از سوی دیگر، در جامعه روحانیت همواره تأکید بر این بوده که در روند تهیه لیستهای انتخاباتی نقش مستقیم نداشته باشد و بیشتر به همکاری و مشاوره پرداخته و در صورت لزوم به داوری و نظارت بر اختلافات بپردازد.
پس باید نسبت به آن دسته از نمایندگان که با عملکردشان رضایت مردم را جلب نکردهاند، کارت قرمز صادر کنیم تا این پیام را به سایرین منتقل کنیم که ما تعیینکننده هستیم. اگر امروز ۱۲ اسفند باشد و مردم ببیند که ۲۹۰ نماینده به قعر آرا نمیرسند، یک حس غرور و رضایت در آنها ایجاد میشود و دیگر نیازی به هیچ چیز دیگری نیست.
منتهی مشکل اساسی به بحث دیگری مربوط میشود. در نظام سیاسی ما دو بلوک اصلی وجود دارد که در داخل آنها افرادی به عنوان پیشگام و تأثیرگذار حضور دارند. این پیشگامان نگاهی به دوجناح اصلاحطلب و اصولگرا دارند و بسیاری از آنها روحانی هستند؛ هرچند که غیروحانیها نیز بخشی از این معادله هستند.
به وضوح به نظر میرسد که تجربه سیاسی ما به سمت بهبود نیازمند یک سازوکار روشن و هدفمند است. این وضعیت کنونی ما را به این سو میبرد که وقتی فردی به قدرت میرسد، معلوم نیست به چه گروهی وابسته است. حتی اگر یک نماینده از یک حزب خاص به مجلس برود، نمایندگان آن حزب میتوانند مدعی شوند که او از آن حزب حمایت شده است، در حالی که ممکن است خود آن نماینده هیچ تعامل و احساس دیونی به آن حزب نداشته باشد. این ناهماهنگی به رکود سیاسی منجر میشود.
آیا با تأیید صلاحیت کاندیداهای بیشتر، موانع کشور مرتفع میشود؟
باید اذعان کنیم که افزایش تعداد کاندیداها لزوماً نمیتواند به ارتقاء وضعیت کشور کمک کند. بهعنوان مثال، اگر تمامی کاندیداهای معترض تأیید شوند، این تعجبآور نیست که در میان آنها نیز چند لیست به وجود بیاید. در واقع، ما به یک ساختار سیاسی تعریف شده نیاز داریم.
با این حال، هیچکس از طرف نمایندگان مجلس به طور خاص برنامه مشخصی تهیه نکرده است. اگر از نمایندگان سؤال شود که چه برنامهای برای آینده دارند، بسیاری از آنها فقط قادر به ارائهی چند شعار هستند و در عمل اقدام موثری را ارائه نمیدهند.
به نمایندگان میگویم که وقتی به مجلس میروید، در یک دوره حتی لازم نیست هیچ کاری کنید؛ تنها کافی است فضای سیاسی را تعریف و ساماندهی کنید و ضوابط را تقسیمبندی نمایید.
هیچ مجلسی بدون تصرف در قوانین انتخاباتی وجود ندارد
جالب این است که هیچ مجلسی بدون تغییرات در قوانین انتخاباتی به کار آمده و این یک خاصیت بارز در بسیاری از کشورها است.
در انتخابات گذشته، میزان مشارکت به ۴۹ درصد رسید که ۴۲ درصد از آن را رأیدهندگان معتبر تشکیل میدادند. حال باز به این مسئله توجه کنیم که وقتی ۱۵ درصد از آرا باطل شود، این چه پیامی برای جامعه خواهد داشت؟
متأسفانه ما در طول سالها نتوانستهایم به مشکل اصلی خود، یعنی قانون انتخابات، فائق آییم. این چالش به ۴۵ سال گذشته برمیگردد و هنوز هم نواقص فراوانی دارد.
چرا باید به یک لیست تاکید داشته باشیم، آن هم در شرایطی که مشارکت کاهش یافته است؟
بهراستی، آیا در شرایط کنونی میتوانیم به لیستی واحد برای انتخابات دست یابیم؟
در شرایط کنونی ممکن است چیزی غیرممکن به نظر برسد. اما با این حال، اجتماع نیاز به چهرههای متنوع و نظرات مختلف دارد. البته که نه تنها برنامه، بلکه شعارها متفاوت نیز خواهند بود. این تنوع انتخاب برای مردم یک ارزش افزوده خواهد بود، مگر اینکه از داخل گروهبندی سیاسی دو جناح به یک رقابت معمولی برسند.
چالشهای انتخاباتی تهران به شدت حاد شده است
آیا واقعاً فکر میکنید که با وجود رکود دستکم این رقابت جدی به وجود نیامده است؟
متأسفانه به نظر میرسد که رقبای اصولگرا پیامی روشن و قوی صادر نکردهاند. البته شنیده میشود که از سوی رقیب اصولگرایان بلوکهای جدیدی در حال شکلگیری هستند، و اگر این کشفیات واقعی باشند، میتوان به یک رقابت جدی امیدوار بود.
در تهران و در دیگر شهرهای بزرگ، وضعیت انتخاباتی مطلوب نیست و هنوز با یخزدگی اجتماعی دستوپنجه نرم میکنیم. به هر حال باید تمام تلاش برای شکستن این سکوت و حرکت مردم به سمت انتخاب کنندگان باشد.
مردم میگویند ما این گروهها را قبول نداریم، پس چرا باید به آنها رأی دهیم؟
دلایل بروز یخزدگی در فضای انتخابات چیست؟
یخزدگی فضای انتخابات دلایل متعددی دارد. یکی از این دلایل کاهش امید و دلگرمی اجتماعی است. فضای اقتصادی و معیشتی مردم به مراتب به حس منفی منجر شده و برخی بر این باورند که اگر در انتخابات شرکت کنند، این به معنای تایید وضع موجود است و احساس میکنند عدم حضورشان خواسته آنها را محقق میکند.
آیا قهر کردن به بهبود وضع ما کمک میکند؟
این اظهارات به هیچ وجه به این معنا نیست که مجلس فعالیتهای مثبتی نداشته است، بلکه واقعاً تا حد زیادی اعضای مجلس نتوانستهاند خود را در سطح عمومی به خوبی معرفی کنند. به همین ترتیب مسائل اجتماعی، سیاسی و بحرانهای بینالمللی نیز بر رفتار انتخاباتی مردم واقعاً مؤثر هستند.
برخی از مطالبات اجتماعی به حدی جدی شدهاند که قابل گذشت نیستند. عدم پیگیری این مطالبات ممکن است برای خود دوستان ما نیز دردسرساز شود. اما به هر حال چارهای جز پذیرش این شرایط نیست. باید متوجه باشیم که نگاه ایدهآل به آرا و نمایندگان تنها مشکل را دوچندان میکند.
همچنین رفتار مجریان و ناظران نیز بر روحیه مشارکت تاثیرگذار است. لذا به طور کلی باید به هر دو مورد توجه کافی داشت تا از یخزدگی و رکود در محیطهای گوناگون اجتناب کرد. از این جمله به خودآگاهی ملی هم نیاز داریم.
بگذارید فرض کنیم که گفته میشود رأی ما تأثیر ندارد و این افراد دستکم به خوبی عمل نکردهاند، آیا نشستن و انتظار بجای مشارکت روش صحیحی است؟
با این تمایزات، متوجه میشویم که غیبت فقط درد ما را بیشتر خواهد کرد. بنده سعی میکنم به دوستانم بگویم اگر شما نیایید، ما دوباره در مرحله قبلی انتخاب میشویم. اظهارات شما را زیر سؤال میبرد.
بنابراین، به این مفهوم که عدم مشارکت نمیتواند مشکل را حل کند. این طرز فکر باید تغییر کند. بنابراین اگر این فضای رکود و ناامیدی بیشتر شود و حتی از سوی مخالفین تحریک صورت گیرد، در نهایت موجب برهمخوردن شرایط کشور خواهد شد.
کلام امام (ره) در سال ۱۳۵۸ نشاندهنده این است که از همان روزهای اول انقلاب باید حضور مردم در عرصه سیاسی یک اولویت اساسی قرار میگرفت.
ما باید به افرادی که امروز در میدان حاکمند و رضایت عمومی را از دست دادهاند، کارت قرمز بدهیم
تا چه حد امکان دارد که به این افراد رأی ندهیم و چرایی این اقدام چه پیامی در پی خواهد داشت؟
این موضوع کاملاً منطقی و شدنی است. فقط باید تأکید کنیم که پیام اقدام به رأی ندادن این است که به آنها اعلام کنیم که به ما خدمت نمیکنند، بنابراین رأیی نمیگیرند.
ممکن است برخی سودجویان بگویند انتخابات به شکل مهندسی انجام میشود و بهتبع آن میتوانیم به موجودیت نوعی از مهندسی دست یابیم. ولی بهنظر من، صرفنظر از این موضوع، ما باید با روح ملی خود به گونهای به این واقعیتهای سیاسی مباحثه کنیم.
با توجه به رویدادهای گذشته، اگر همین امروز مردم احساس کنند که نمایندگان فعلی رأی نیاوردهاند، این احساس غرور در جامعه شکل میگیرد و همین پیام میتواند موجب تحولاتی در صحنه سیاسی شود.
چرا به یک لیست تأکید داریم، به ویژه در شرایط کنونی؟
آیا میتوان انتظار داشت که با عدم ایجاد یک لیست در انتخابات، موفقیتی حاصل شود؟
منطقاً با وجود شرایط کنونی، بعید است تا یک لیست واحد تشکیل شود. و اگرچند لیست مختلف نمایندگی ارائه شوند، چه اشکالی دارد؟ این تنوع حتی برای مردم انتخاب بهتری را فراهم میکند و قدرت انتخاب شان را بالا میبرد.
در نتیجه، اگر فاصله زیادی بین دو طیف ایجاد شود، شکافهای بیشتری در این زمینه ایجاد خواهد شد؛ چرا که هر گروهای با گرایشهای مخصوص به خود یک لیست مستقل تشکیل میدهد و نتیجهای بهتر حاصل نخواهد شد.
فضای انتخاباتی تهران در حال حاضر تحت تأثیر رکود قرار دارد
آیا به ورود رقبای جدی در این حوزه امیدوارید؟
متأسفانه به نظر میرسد که این رقابت در حال حاضر شکل نگرفته؛ چرا که اصلاحطلبان ممکن است هنوز لیستی را ارائه نکرده باشند، اما اگر لیستهای متنوع و ملی از آنها شکل بگیرد، به احتمال زیاد شاهد یک فضای رقابتی سالمتری خواهیم بود.
عوامل مختلفی بر این رکود و سردی فضای اجتماعی تأثیر داشتهاند و با تلاش برای جلب توجهات و رسانهها میتوان حرکتی سبز و امیدبخش از سوی مردم به وجود آورد.
مردم با چه دلیلی قهر میکنند در حالیکه میبینند به آنان توجه نمیشود؟
این یخزدگی نتایج مختلفی را به دنبال خواهد داشت که ما باید درباره آنها آگاه باشیم.
صلاحیتهای مجریان و نوع رفتار آنها، به شدت بر سیر مشارکت تأثیرگذار است؛ لذا باید در این زمینه دقت کنیم. به مجموع این عوامل باید توجه کنیم تا در فضای اجتماعی کاهش یخزدگی احساس شوند. اگر در حال حاضر احساس کنیم که متاسفانه هیچ برنامهای برای آینده وجود ندارد، به تبع آن دیگر امیدی برای بهتر شدن اوضاع نخواهیم داشت.
اما در نهایت با دقت اندیشیدن به مسائل و نقش آفرینیهای درست، ممکن است که کم کم امیدی نیز به حل مشکلات ظاهر شود. البته نمیتوان به شدت به این شرایط فشار آورد و انتظار معجزه داشت.
در نهایت برای اصلاح وضعیت لازم است که همه باید به صراحت در این زمینه صحبت کنند و با همدیگر به توافقات معقول و منطقی برسند.
در کل، اگر هیچ کدام از گروههای سیاسی حاضر به اصلاح یا تغییر شرایط نباشند، توفیق نخواهند داشت. ما باید اقدامات مؤثری در راستای حل مشکلات خود داشته باشیم.
همچنین باید مردم را به این سمت دعوت کرد که در انتخابات برای یک نوآوری و تحولی شایسته شرکت کنند و صدای خود را به گوش مسئولان برسانند. باید فهمید که جامعه عظیمی در شکلگیری تغییرات سیاسی عمل میکند و تمامی ما باید به آن توجه خاص داشته باشیم.
اگر ما بتوانیم به یک ساختار اداری و اجرایی مناسب برسیم، مشکلات به مرور حل خواهد شد. انتظارات مردم از ما به شکل قابل توجهی باید تعریف شود تا مسیر تغییرات مثبت را به راحتی پیدا نماییم.
نیاز واقعی کشور یک انقلاب اداری است
امیدوارم در مصاحبههای بعدی بتوانیم از نتایج مثبت تغییرات یاد کنیم.
حتمی است که عدم مشارکت جزء منافع ملی نیست. بنابراین باید در راستای تحقق مطالبات مردمی گام برداشت و از ظرفیتهای عمومی به نحو شایسته استفاده کرد. بر همین اساس باید برای نائل شدن به حداقلها در راستای تحقق نیازهای عمومی تلاشهای بیشتری صورت گیرد.
چنانچه در پیگیری روندها و چالشهای موجود موفق عمل کنیم، ممکن است به پیشرفتهای قابل توجهی در مدیریت و سیاستهای اجرایی دست یابیم.
در نهایت باید با توجه به ساختارهای اجتماعی، دیدگاهها و نظرات مختلف را در نظر بگیریم تا برای یک آینده روشنتر برنامهریزی کنیم.
