زمانسنج هجری خورشیدی با آغاز روز جمعه «۱ فروردین سال ۱ هجری خورشیدی» (۲۹ شعبان ۱ سال پیش از هجرت) به تاریخ ۱۹ مارس ۶۲۲ میلادی قدیم (ژولینی) و ۲۲ مارس ۶۲۲ میلادی جدید (گرگوری) مطابقت دارد. لازم به ذکر است که روز نخست سال یک هجری خورشیدی (از ۱ فروردین تا ۲۴ شهریور) ۵ ماه و ۲۴ روز پیش از هجرت پیامبر اسلام است، یعنی این زمان کمتر از یک سال به هجرت او برمیگردد.
فلسفه نامگذاری ماههای شمسی
سال، فصلها، ماهها و روزها
بر اساس اطلاعات موجود در بیتوته، این زمانسنج از ۳۶۵ روز تشکیل شده که به ۱۲ ماه تقسیم میشود و شروع آن به اعتدال بهاری در نیمکرهٔ شمالی برمیگردد، با این تفاوت که مبنای آن هجری است. طراحان این تقویم، جمعی از ریاضیدانان و اخترشناسان بودند که از میان آنها، حکیم خیام به عنوان معروفترین شخصیت شناخته میشود.
این تقویم به سفارش ملکشاه سلجوقی و پس از اصلاح زمانسنج یزدگردی ابداع شد. زمانسنج جلالی به لحاظ حفظ آغاز و طول سال، مبدأ را تغییر داد و به اسامی و طول ماهها در قالب یک زمانسنج هجری شمسی جدید شکل گرفت؛ بهطوری که با تغییراتی در طول ماهها، به تنوع نامهای آنها افزوده شد و عنوان تقویم هجری شمسی را به خود اختصاص داد.
این تقویم بر مبنای سال اعتدالی خورشیدی به ارزش ۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۸ روز بنا شده است که سال تقویمی آن میتواند ۳۶۵ روز یا ۳۶۶ روز (کبیسه) باشد.
هر سال شامل ۴ فصل به نامهای بهار، تابستان، پاییز و زمستان است و هر فصل از ۳ ماه تشکیل شده که تقریباً هر ماه ۴ هفته و هر هفته ۷ روز به نامهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه (آدینه) نامگذاری شدهاند. سال هر سال با ۱ فروردین و آغاز فصل بهار شروع میشود.
بلندترین روز سال در ۱ تیر و بلندترین شب سال نیز در شب یلدا (از غروب ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی) رخ میدهد. در تاریخ، طول ماههای این زمانسنج در کشورهای مختلف متغیر بوده است، اما از حدود سال ۱۳۴۸ در ایران و افغانستان طول ماهها به صورت یکنواخت در آمده است.
طول ماههای نیمه اول سال ۳۱ روزه و در نیمه دوم ۳۰ روزه است به جز ماه پایانی (اسفند) که معمولاً ۲۹ روزه است و تنها در سالهای کبیسه، ۳۰ روزه خواهد شد.
نام ماههای دوازدهگانه پارسی
نامهای دوازدهگانه ماههای پارسی همگی از متون قدیمی زردشتی نشأت گرفته که ریشه در باورها و اعتقادات این مکتب دارد.
فروردین، نام نخستین ماه فصل بهار و بهعلاوه، روز نوزدهم هر ماه در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین (فرورتن) و در زبان فارسی فروردین نامیده شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. فروردین، شکل تغییر یافته واجه فروهر میباشد که به معنای نیروی پیشرو است. واژه فروردین در حالت اضافی جمع مؤنث واژه فرورتی است و به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای پارسایان است. در اینجا «ین» علامت نسبت نیست.
– اردیبهشت، نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا به آن، اَشَه وَهیشتَه و در پهلوی اُرت وَهیشت گفته میشود. این واژه از دو جزء تشکیل شده است: اَرتَه به معنای درستی، راستی، پاکی و تقدس و وهیشته که صفت عالی از وِه به معنی خوب است و در نتیجه، واژهی مرکب به معنای بهترین راستی خواهد بود. این نام همچنین به عنوان یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند نیز آمده است.
– خرداد، نام سومین ماه سال و روز ششم آن در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات، در پهلوی خردات و در فارسی خورداد نامیده میشود که واژهای مرکب از دو بخش است: بخش اول هئوروه که صفتی به معنای رسا، کامل و درست است و بخش دوم تات، پسوندی است برای اسم مؤنث؛ بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی تفسیر میشود. علاوه بر این، به معنای تندرستی نیز آمده و نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند نیز میباشد.
– تیر، نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی به شکل تغییر یافته آن، یعنی تیر نامیده شده که یکی از ایزدان و محافظ باران به شمار میرود. این فرشته دلالت به ستاره شعرای یمانی دارد و به واسطه آن، زمین از باران بهرهمند میشود. تیشتر همچنین در زبانهای اروپایی به سیریوس معروف است و هر بار که از آسمان نمایان میشود، نشانهای از بارش باران است. تیر همچنین نام یک ستاره در آسمان نیز به شمار میآید.
– امرداد، نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات، در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد نامیده میشود و واژهای است مرکب از سه بخش: اول ا، ادات نفی به معنی نه، دوم مرتا به معنی مردنی و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مؤنث است. بنابراین امرداد به معنای بیمرگی و آسیبناپذیری یا جاودانی تعبیر میشود. مرداد به عنوان آخرین امشاسپند نیز شناخته میشود. این نام اغلب به اشتباه مرداد خوانده میشود اما صحیحترین شکل آن امرداد است.
– شهریور، نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در زمانسنج اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور نامیده میشود. این واژهای مرکب از دو بخش است: خشتر به معنی کشور و پادشاهی در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت و ور که به معنای برتری دادن است و ئیریه یعنی منتخب و آرزو شده؛ لذا کلیت آن به معنای کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده است.
این ترکیب به دفعات در اوستا به معنای بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا ذکر شده است. شهریور همچنین به معنای بهترین شهریاری یا مدینه فاضله، فرشتهای موکل بر آتش و سرپرست همه فلزات و تدبیر امور نیز ذکر شده و به عنوان یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند شناخته میشود.
– مهر، نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه به عهده ایزد مهر میباشد. در اسطورههای ایرانی این ایزد نماینده گرما و نور خورشید است. در زبان سانسکریت میترا، در اوستا و پارسی میثر، و در پهلوی میتر و در فارسی مهر نامیده میشود که ریشهای سانسکریتی دارد و به معنای پیوستن بکار رفته است. واژه مهر اشارهای به محبت و مهربانی نیز دارد.
– آبان، نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه نیز هست. آبان به معنای آبها (در اوستا آپ، در پارسی باستان آپی و در فارسی آب) میباشد. در اوستا بارها آپ به معنای فرشته نگهبان آب توضیح داده شده و تمامی جاها به صورت جمع آمده است. بهعلاوه، جلوههای طبیعی برای ایرانیان ارزش خاصی دارند، و به همین دلیل برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نامگذاری شده است. در این ماه از سال معمولاً بارش باران آغاز میشود و آبان، در تقویم باستانی، به عنوان آغاز زمستان بزرگ شناخته میشود.
– آذر، نام ماه نهم از سال خورشیدی و همچنین نام روز نهم از هر ماه است. آذر به معنای آتش (در اوستا آتر و آثر، در پارسی باستان و پهلوی آتر و در فارسی آذر) شناخته میشود. آذر به عنوان فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان هم شناخته میشود. آریاییها (هندوان و ایزدان) به عنصر آتش دقت و اهمیت بیشتری میدادند. در این ماه، آفتاب در برج قوس یا کماندار قرار میگیرد و دمای هوا آنقدر کاهش پیدا میکند که روشن کردن آتش اجتنابناپذیر میشود.
– دی، دهمین ماه از سال خورشیدی است. در بین سی روز این ماه، روزهای هشتم، پانزده و بیست و سوم نیز به دی (آفریدگار، دثوش) معروف هستند. برای این که این روزها به اشتباه نروند، نام هر یک را به نام روز بعد میچسبانند، به طوری که روز هشتم دی به آذر، روز پانزدهم به مهر و روز بیست و سوم به دین معروف است. دی، در اوستا داثوش یا دادها به معنای آفریننده، دادار و آفریدگار است و صفتی مرتبط با اهورامزدا تلقی میشود و از مصدر دا به معنی دادن و آفرینش مشتق شده است. در اوستا، صفت دثوش(=دی) نیز برای نامگذاری دهمین ماه به کار رفته است. دی همچنین نام ملکی است که تدبیر امور روز و ماه دی به او مربوط است.
– بهمن، یازدهمین ماه سال خورشیدی و روز دوم از هر ماه میباشد. بهمن به معنای منش نیک (در اوستا وهومنه، در پهلوی وهومن، و در فارسی وهمن یا بهمن) است که واژهای مرکب از دو بخش میباشد: وهو به معنای خوب و نیک و مند از ریشه من به معنای منش؛ بنابراین بهمنش به معنای نیک اندیش و نیک نهاد تعبیر میشود. بهمن همچنین نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند نیز میباشد.
– اسفند، دوازدهمین ماه سال خورشیدی و روز پنجم از هر ماه است. اسفند به معنای آرامش افزاینده و پارسایی مقدس (در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر و در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، و گاه به اختصار سپندار و اسفند) نامیده میشود. اسفند یا سپنتا آرمیتی، آرامشتی است که از عشق و ایمان ناشی میشود. در ادبیات اوستایی، این جلوه اهورایی به شکل مؤنث به کار رفته است.
در اسطورههای ایرانی، این امشاسپند به عنوان نگهبان زن و زمین معرفی میشود. در بندهشن آمده که زن نیک، همچون زمین خوب، دشواریها را متحمل میشود و بر شیرینیها میافزاید. به همین دلیل، جشن اسپندگان (که در تاریخ معاصر به ۲۹ بهمن ماه تعلق دارد) مختص زنان بوده است؛ در این روز مردان از طریق اهدای هدایا به زنان از آنان قدردانی میکردند. اسفند همچنین به معنای فروتنی نیز به شمار میآید و نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است.
