تهران همواره نگاهی به شمال داشت؛ به باغهای سرسبز و آبوهوای دلپذیر کوهپایههای شمیران؛ منطقهای گسترده و پر از درخت و سرزندگی که بر دامن رشتهکوه البرز واقع شده است. نخستین مسیر ارتباطی میان شهر کوچک تهران و شمیرانات، جاده شمیران نامیده میشد که بعدها به کوروش کبیر تغییر نام پیداکرد و اکنون ما آن را به عنوان شریعتی میشناسیم. داستان خیابان مهم تهران را در این بخش از «ایران به روایت آثار» مشاهده کنید.
زمانی که «کریمخان زند» برای فرار از گرمای تابستان شیراز به تهران آمد، چشمانش به سمت شمال معطوف شد؛ از دروازه شمیرانی که به فرمان «شاهطهماسب صفوی» ساخته شده بود، راهی شمیران گردید تا همانند شیراز، خود را از گرمای طاقتفرسای تهران دور کند. این دروازه تقریباً در محلی بنا شده است که امروزه پایان «خیابان پامنار» به حساب میآید. هرچند بهطور دقیق نمیدانیم که «کریمخان» چه مسیری را برای رسیدن به شمیرانات انتخاب کرده، اما احتمالاً بخشی از راههای قدیمی به این مسیر پیچدرپیچ و طویل مربوط میشود که امروزه به نام «خیابان شریعتی» شناخته میشود.
تهران پس از آنکه به عنوان پایتخت شناخته شد، سالها به رشد و توسعه در میان دیوارها و خندقهای «شاه طهماسب» ادامه داد. وقتی دیگر فضای کافی برای تنفس نداشت، «ناصرالدینشاه» دیوارها و دروازهها را به عقب راند و شهر را گسترش داد. دروازه شمیران در زمان او، اینجا واقع گردید؛ در حوالی «خیابان فخرآباد» و ابتدای «پلچوبی» امروزی. دروازهای که به خیابانی منتهی میشد که به «عمارت کلاهفرنگی» در «عشرتآباد» میرسید و سپس به «قصر قاجار» ختم میشد؛ قصری که «فتحعلیشاه» بنا نهاد و بعدها «رضاشاه» آن را به «زندان قصر» تبدیل کرد. اکنون این یادگار کهن جاده شمیران به موزهای تبدیل شده است که تاریخ چندهزار ساله تهران را در دل خود جای داده است.
«جاده شمیران» قجری، فراتر از «قصر قاجار» قرار نداشت، بلکه از آن گذشته و به شمیران میرسید که هوای تابستانی آن خنک و باغاتش سرسبز بود. شمیرانات، ییلاق اعیان و اشراف تهران بود؛ جایی که «سلطنتآباد» و «صاحبقرانیه» و «اقدسیه» و «کامرانیه» و عمارتهای دیگری که در مسیر تهران به شمیران قرار داشتند، در آن واقع بودند. بعدها «احمدشاه قاجار» نیز قصری در «سعدآباد» بنا کرد که هماکنون در انتهای این خیابان واقع شده است؛ خیابانی که از پایان «خیابان شریعتی» آغاز میگردد.
خیابان طولانی شریعتی همیشه به نام «شریعتی» شناخته نمیشد؛ مسیری که بین دروازه شمیران و دروازه دولت در دوره ناصری شروع میشد و به میدان قدس امروزی میرسید، در دوران پهلوی «کوروش کبیر» نام داشت. این خیابان مردم را بهطور مستقیم از شمال تهران آن سالها به شمیران میرساند که نه تنها مکان سیاحتی، بلکه محل زیارت هم بود. این محل سرشار از آب و هوایی دلپذیر و بقعه امامزاده صالح که مکانی برای ادای نذر و نیاز بود، شناخته میشود. درخت چنار کهنسال این امامزاده نیز که اوایل دهه هفتاد قطع شد، محل حضور مسافران و گردشگران زیادی در طول سالها بود.
در طی دوران پهلوی، شمیران به تدریج به تهران چسبیده و به بخشی از آن تبدیل گردید. اکنون مسیرهای دسترسی به آن از جادههای برونشهری به خیابانهای درونشهری تغییر یافتهاند؛ نظیر همین «خیابان شریعتی».
علت نامگذاری کنونی این خیابان را باید در این مکان جستوجو کرد. محلی که در گذشته بهخاطر فرورفتگی آن و تجمع آبهای سطحی، به «چالهرز» مشهور بود و در سال ۱۳۴۶ با افتتاح «حسینیه ارشاد» در این منطقه به یکی از معروفترین نقاط تهران تبدیل گردید. حمام زیبا که «علی شریعتی» در آن به ایراد سخنرانیهای مشهور خود میپرداخت و هوادارانش دل در گرو این مکان و فراز و نشیبهای او داشتند.
اکنون آن جاده شمیرانی که زمانی مسیر ییلاق آرامشبخش تابستانی بود، به یکی از خیابانهای مهم و پرتردد پایتخت تبدیل شده است و مسیری که در گذشته از کنار باغها و کاخها میگذشت، اکنون به خیابانی از مغازهها و پاساژها بدل گردیده است. از آن زیبا باغهای سرسبز هم تنها چند نام باقی مانده است؛ مانند «باغ صبا» که امروز «محله سهروردی» نامیده میشود یا باغهای «حاجحسن ملک» که به «سهراه ملک» تغییر نام یافته است.
محلههای باستانی قلهک، زرگنده، قیطریه، یخچال و دزاشیب هنوز در اطراف این خیابان با همان نامها باقی ماندهاند و سینماهای قدیمی آن هم همچنان برقرارند؛ «مولنروژ»، «ریوُلی»، «پاسیفیک» و «سیلورسیتی». مولنروژ امروزه به نام «سروش» معروف است، ریولی به «صحرا» تغییر نام یافته، پاسیفیک نیز به «سینما ایران» شهرت دارد و سیلورسیتی همان «سینما فرهنگ» است. «بولینگ عبدُه» در این خیابان به «مجموعه فرهنگی ورزشی چمران» تغییر نام داده و هنوز مکانی است که که در آن رشتههای ورزشی تمرین میشود.
جاده شمیران به خیابان شریعتی تبدیل شده، اما همچنان قدیمیترین مسیر ورود به شمیرانات محسوب میشود. ابتدایش هنوز با نام پیچشمیران شناخته میشود و انتهایش میدان قدس نامیده میشود؛ در آن روزها، قدس امروز تجریش نام داشت و میدان تجریش امروز همان سرپل تجریش است؛ همان مکانی که دومین خیابان مهم تهران به شمیران، یعنی «جاده پهلوی» به آن میرسید، خیابانی که در قسمت چهلوچهارم «ایران به روایت آثار» دربارهاش به بحث پرداختیم. خیابانی که به مراتب کمتر از جاده شمیران یا همان شریعتی امروز سابقه دارد و گفته میشود که اولین خط تاکسی در آن شکل گرفت؛ زمانی که درشکهها هنوز در مسیر حضور نداشتند، تاکسیرانی در همین جاده شمیران رقابت خود را آغاز نمود.
جاده شمیران، امروز یکی از خیابانهای کلیدی و مهم تهران به شمار میآید. خیابانی پراز خاطرات که نام و ظاهرش دگرگون گشته؛ اما هنوز بارقههای یادآوری رشد و توسعه تهران را در خود دارد.
