تحقیقی جدید که توسط دپارتمان علوم زمین و مدیریت منابع طبیعی دانشگاه کپنهاگ دانمارک به انجام رسیده، نشان میدهد که ممکن است اسکاندیناوی در گذشتهای دور از گرینلند مجزا شده باشد.
گرینلند، یک جزیره واقع در آمریکای شمالی و بخشی از قلمروی پادشاهی دانمارک است. این سرزمین در دل اقیانوس منجمد شمالی قرار دارد و محل زندگی نزدیک به ۵۶ هزار نفر میباشد. همچنین گرینلند بهعنوان منطقهای با کمترین تراکم جمعیت در جهان شناخته میشود که ساکنان آن اکثراً از بومیهای اسکیمو و مهاجران دانمارکی تشکیل شدهاند.
اسکاندیناوی بهعنوان یک ناحیه جغرافیایی با ویژگیهای خاص تاریخی و فرهنگی در شمال اروپا به حساب میآید. در یک تعریف خاص، این منطقه شامل سه کشور سوئد، نروژ و دانمارک (شبهجزیره اسکاندیناوی) است و در معنای وسیعتر، فنلاند، ایسلند، جزایر فارو و جزایر الند را نیز در بر میگیرد.
در بیانیهای که به تازگی از سوی محققان این مطالعه منتشر شده، بیان شده که پدیدهای که دانمارک و اسکاندیناوی روی آن استوارند، احتمالاً حدود ۳.۷۵ میلیارد سال پیش از گرینلند شکل گرفته است.
این محققان از ترکیبهای ایزوتوپی مانند سرب، هافنیوم و اکسیژن برای کشف شواهد شیمیایی استفاده کردهاند. این روش فرصتی را برای پژوهشگران فراهم آورد تا سن و منشاء سنگ بستر اسکاندیناوی را شناسایی کنند.
پروفسور تاد وایت، زمینشناس در دپارتمان علوم زمین و مدیریت منابع طبیعی دانشگاه کپنهاگ اظهار میدارد: اطلاعات ما نشان میدهد که قدیمیترین بخش پوسته زمین زیر اسکاندیناوی از گرینلند نشأت گرفته و تقریباً ۲۵۰ میلیون سال بیشتر از زمانی است که قبلاً تخمین زده شده بود.
شایان ذکر است که پژوهشگران بهطور تصادفی به قدیمیترین لایه پوسته زمین زیر اسکاندیناوی دست یافتند که رسوبات آن به گرینلند مرتبط است.
یافتههای این مطالعه حاکی از آن است که سنگهای بستر اسکاندیناوی تقریباً ۲۵۰ میلیون سال بیشتر از آن چیزی هستند که پیشتر تصور میشد. نمونهبرداری از این سنگها از مکانهای Pudasjärvi و Suomujärvi در فنلاند انجام شده است.
طبق این تحقیق، نشانههای شیمیایی زیرکون با برخی از کهنترین سنگهای زمین که در آتلانتیک شمالی و غرب گرینلند یافته شدهاند، همخوانی دارد.
آندریاس پیترسون، پژوهشگر بخش علوم زمین و مدیریت منابع طبیعی بیان کرد: بلورهای زیرکونی که در رسوبات شن و ماسه رودخانهای و سنگهای فنلاند کشف کردیم، نشانههایی از قدمت بسیار زیادی دارند و مشابهتهایی با سن نمونههای سنگ از گرینلند پیدا کردند.
وی به این نکته اشاره کرد که نتایج سه تحلیل ایزوتوپی مستقل نیز به تأیید این نکته پرداختهاند که سنگ بستر اسکاندیناوی احتمالاً به گرینلند مرتبط میباشد.
مواد زمینشناسی شکلدهنده اسکاندیناوی
این پژوهش به دانشمندان امکان میدهد تا از طریق روشن ساختن سیر تکامل قارهها، درک بهتری از روند شکلگیری حیات بر روی زمین بهدست آورند و ممکن است که این مطالعات منجر به تجدید نظر در فهم ما از مراحل اولیه زمین شود.
پیترسون میافزاید: درک چگونگی شکلگیری قارهها به ما کمک میکند تا دریابیم چرا زمین تنها سیارهای در منظومه شمسی است که دارای حیات است. بدون قارههای پایدار و آبهای میان آنها، ما در اینجا حضور نداشتیم. واقعاً قارهها بر جریانهای اقیانوسی و همچنین بر آب و هوا تأثیر میگذارند که برای وجود حیات بر زمین بسیار حیاتی است.
در این بیانیه ذکر شده که دانمارک، سوئد، نروژ و فنلاند که در بالای پوستهای به نام سپر فنوسکاندی (Fennoscandian) یا سپر بالتیک واقع شدهاند، در واقع تکهای از گرینلند بوده و به مدت صدها میلیون سال حرکت کردهاند.
در این رخداد، صفحه سنگی به تدریج منبسط شده و مواد جدید زمینشناسی که در اطراف آن جمعآوری شده، در نهایت به شکلگیری اسکاندیناوی انجامیده است. با جدا شدن پوسته از گرینلند، نمای زمین به فرم کنونی تغییر یافته است.
پروفسور تاد وایت خاطرنشان کرد: احتمالاً زمین در گذشته سیارهای پرآب بوده، هرچند که جو آن فاقد اکسیژن و پوستههای نوظهور بوده است. از آنجایی که این زمان به دورانی بسیار دور برمیگردد، نمیتوانیم واقعاً درباره چگونگی ظاهر آن اظهارنظر کنیم.
پیترسون در ادامه بیان کرد: این ویژگیها در منظومه شمسی ما بینظیر هستند و شواهدی از آب مایع و پوستههای گرانیتی از عوامل حیاتی در شناسایی سیارات فراخورشیدی با قابلیت سکونت و وجود حیات در فراسوی زمین به حساب میآیند.
این تحقیق در مجله علمی Geology منتشر شده است.
