سید محمود ابراهیمی، پژوهشگر حوزه ویروس و واکسن، در یادداشتی که برای آفتاب نیوز ارسال نموده، دلایل بیاعتباری دادههای مربوط به واکسن نورا را در ژورنالهای بینالمللی بررسی کرده است. قابل ذکر است که آفتاب نیوز بدون تأیید یا رد محتوای این یادداشت، آماده است تا نظرات و پاسخهای افرادی که در این گزارش به آنها اشاره شده، منتشر کند.
«استاد پایتونی محصول دانشگاههای پایتونی و علم پایتونی است. او زاییده جامعه پایتونی و ذهنهای پایتونی است. ما در دام پایتونیها گرفتار شدهایم… لطفاً به کمک ما بیایید… آیا کسی صدای ما را میشنود؟ نمیدانم.»
این جملات کنایهآمیز از گزارش «رسوایی پایتونی» استخراج شده که پس از سخنان یکی از دانشمندان یک درصدی جهان در نشستی با رئیسجمهور و وزرا، در وبسایت خبری “عصر ایران” منتشر گردید.
نویسنده این مقاله بیان میکند که حضور فردی با عنوان “دانشمند یک درصد برتر جهان” در چنین نشستی، که قادر نیست چند جمله صحیح و دقیق بگوید و اشتباهات فاحش به رئیسجمهور ارائه میدهد، نشاندهنده زنگ خطری از “انحطاط سیستماتیک” به شمار میآید.
در پی شنیدن خبر بیاعتباری مقالهای که به قلم دانشمندان سازنده واکسن دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله منتشر شده بود، ناخودآگاه متن معنادار «رسوایی پایتونی… زندگی پایتونی» به ذهنم خطور کرد و تصمیم گرفتم گزارشی برای روشنگری افکار عمومی به خصوص محققان دانشگاهی تهیه کنم. امید است این اقدام، قدمی در راستای نجات اعتبار علم و تولید در کشور باشد. متأسفانه، انفعال برخی پژوهشگران دلسوز دانشگاهی، فرصت نفوذ پایتونها به مراکز حساس را فراهم کرده و آنها با تکیه بر تریبونهای موجود و شعارهای تبلیغاتی، منافع عمومی و نظام سلامت را به چالش کشیدهاند.
طبق اسناد موجود، مقالهای که ایمنی و ارزیابی فاز بالینی واکسن نورا را در ژورنالهای بینالمللی مورد بررسی قرار داده، با واکنش منفی دانشمندان متخصص روبهرو شده و نتایج و دادههای آن مورد بیاعتباری، نادرست و مملو از تناقض خطاب شده و از ژورنال حذف گردیده است. شواهدی از تعارض منافع و دستکاری دادهها به قدری سطحی و آماتوری بوده که باعث حیرت دانشمندان بینالمللی در خصوص چاپ این مقاله در ژورنال “ویروسشناسی پزشکی” شده است. دکتر حسن ابوالقاسمی، رئیس دانشگاه بقیهالله که به عنوان مجری طرح و سرمایهگذار و ارزیاب واکسن و خریدار واکسن نورا شناخته شده، با فرار به جلو، قضیه بیاعتباری نتایج ارزیابی فاز بالینی واکسن نورا را یک موضوع سیاسی و در راستای آپارتاید علمی تفسیر کرده است و به نظر میرسد که این دانشمند هنوز به درک واقعی مفهوم تعارض منافع نرسیده باشد.
علاوه بر این، تیمی از محققان داخلی نیز به تازگی با انتشار مقالهای در یکی از ژورنالهای داخلی اعلام کردهاند که واکسن نورا نسبت به سایر واکسنهای خارجی فاقد اثر بخشی قابل توجه است.
به جز بُعد شکلی مسئله که به درستی به تعارض منافع اشاره شده، دکتر حسن ابوالقاسمی به عنوان مجری طرح، این تعارض منافع را انکار کرده است. از بعد ماهیتی، یکی از ایرادات جدی این است که بیش از ۸۰ درصد شرکتکنندگان در گروه کنترل منفی، آنتیبادی خنثیکننده علیه ویروس COVID-19 را نشان دادهاند. این نکته مهم نشاندهنده آن است که تمامی پژوهشها پیرامون پروژه واکسن نورا از نظر علمی و فنی با مشکلات جدی برخوردار بوده و عملاً واکسنی تولید نشده است.
همچنین نیاز است اشارهای به عواقب حذف یک مقاله از یک ژورنال معتبر به دلیل دادهسازی نیز داشته باشیم. «پروفسور یوشیکی ساسای»، معاون مرکز زیستشناسی رشد ریکن و دانشمند مشهور ژاپنی، پس از انتشار تحقیقی تقلبی در مجله شناخته شده نیچر و تبعات ناشی از آن، به زندگی خود پایان داد. در نامهاش که پیش از مرگ نوشته بود، با یک جمله بیان کرد: از صمیم قلب برای اتفاقاتی که افتاد متأسفم!
اگرچه پروفسور یوشیکی ساسای از اتهام دخالت در تخلف دادهسازی تبرئه شد، نویسنده اصلی مقاله، دکتر هاروکو، به دلیل تخلف جریمه شد. همچنین پروفسور ساسای تنها به خاطر عدم شناسایی مغایرتها در مقالات مورد انتقاد قرار گرفت. به همین دلیل، باید گفت که تأثیرات دادهسازیهای محققان دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله بسیار فراتر از خطای علمی و تخلفات در انتشار یک مقاله میباشد. چرا که این دادهسازیها مستقیماً منجر به تزریق واکسن به افراد شده است (به گفته خودشان سه میلیون دوز از این واکسن به وزارت بهداشت تحویل داده شده است) و به تبع آن، سلامت عمومی جامعه را به خطر انداخته است. از سویی، آقای دکتر حسن ابوالقاسمی یک پزشک متخصص میباشد و به تمامی جریانات دانشگاه بقیهالله و نبود زیرساختهای فنی و نیروی انسانی اشراف داشته است. همچنین وزیر بهداشت، دکتر عیناللهی، معاون تحقیقات وزارت بهداشت، آقای دکتر پناهی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، آقای دکتر عبادی و دکتر قانعی دبیر ستاد توسعه فنآوری وزارت بهداشت و عضو کمیته ملی واکسن، که در تسریع صدور مجوز بالینی چنین واکسنی نقش داشتهاند، همگی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله هستند؛ لذا با توجه به این که این افراد خود در رابطه با واکسن نورا دارای تعارض منافع هستند، به وضوح به فقدان پتانسیلهای انسانی و فنی دانشگاه بقیهالله در تولید واکسن آگاهی کامل دارند.
به عنوان یک محقق علمی با هفت سال سابقه در انستیتو واکسن و سرمسازی رازی و ده سال سابقه در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله، و بر اساس ارتباطات علمی با مراکز تحقیقاتی معتبر کشور همچون موسسه رازی و پاستور و تجربیات پانزدهساله در زمینه تحقیقات واکسنهای نوترکیب و ویروسها و مطالعه در زمینه نانوادجوانتها، به این نتیجه رسیدهام که همه واکسنهای داخلی در حال حاضر با مشکلات اساسی فنی و زیرساختی مواجه هستند و با توجه به محدودیتهای زیرساختی و عدم دسترسی روان به محلولهای بیولوژیک و حیوانات آزمایشگاهی استاندارد، کلیه مقالات تحلیلی و تحقیقی در زمینه ارزیابی پیشبالینی و بالینی واکسنها با مشکل مواجه هست. این محدودیتها از سال ۹۵ به شدت افزایش یافته است. متأسفانه این مسائل در تولید علم و انتشار مقالات به یک نقص بنیادین تبدیل شده و در نتیجه اکثر پژوهشگران بیولوژی در زمان تنظیم مقالات تحقیقی، واقعیات موجود را به درستی منعکس نمیکنند.
از طرف دیگر، در مراکز تولید و تحقیق در زمینه واکسن، مجموعهای وسیع از حیوانات آزمایشگاهی در کنار امکانات استاندارد و کادر علمی متخصص وجود دارد که میتواند به عنوان یک واسط بین مطالعات اولیه و فاز بالینی عمل کند. به گونهای که در این مراکز، محققان و دستاندرکاران تولید واکسن هیچگونه دخالتی در مسائلی از جمله تصویرسازی و ارزیابی اثرات ندارند. نشریات بینالمللی نیز بر اساس عدم وجود تعارض منافع نویسندگان، مقالات ارسالی را داوری میکنند. این در حالی است که در کل کشور ایران، یک مجموعه استاندارد نگهداری حیوانات آزمایشگاهی و تنها ده نفر متخصص در این حوزه وجود ندارد.
یکی دیگر از مشکلات مهم این بوده که حیوانات آزمایشگاهی استفادهشده در کشور نه ایمنسازی شدهاند و نه تحت شرایط پاتوژنفری نگهداری میشوند. همچنین در کشور، حیوانات آزمایشگاهی که برای تحقیقات ایمنولوژی مناسب باشند، وجود ندارد. به عبارتی دیگر، تمامی تحقیقات صورتگرفته در زمینه ایمنولوژی در کشور که به انتشار مقالات متعدد منجر شده، نمیتواند معتبر و قابل اتکا باشد. به نحوی که نه تنها وامهای مالی تخصیصیافته به این پروژهها پوششدهنده آنها نیست، بلکه محلولها و مواد حساس آزمایشگاهی وارداتی نیز به دلیل تحریمها کارایی لازم را ندارند. این مواد به طور عمده از طریق قاچاق و بدون رعایت زنجیره سرد به کشور وارد میشوند و این معضل، خود بخشی از عوامل ناپایدارکننده در فرآیند تحقیقاتی میباشد. به همین خاطر، در زمان شیوع کرونا، محققان باتجربه در زمینه تولید واکسن سکوت اختیار کردند و هیچ ادعایی در این زمینه نکردند. آن دسته از افراد نیز که به ادعای تولید واکسن پرداختند، هیچ تجربه آزمایشگاهی و علمی نداشتند. به همین دلیل، میلیونها دلار سرمایه به باد رفت و در نهایت نه تنها زیرساختی فراهم گردید، بلکه نظام سلامت و اعتماد عمومی نیز آسیب دید.
با توجه به توصیفات فوق، باید گفت که تکنیکهای ناکافی محققان واکسن نورا در ارزیابی اثر بخشی، مملو از عوامل تداخلکننده بوده و دانش و تجربه آنها برای سنجش تستهای ایمنی واکسن کافی نبوده است. به گونهای که حتی از پروتئینها و آنتیبادیهای استاندارد و تجاری نیز در ارزیابی تستهای ایمنولوژیک استفاده نکردهاند. متأسفانه این تکنیکهای ابتدایی و ناکارآمدی در ارزیابی واکسن منجر به نتایج نادرست در اثربخشی واکسن شده که نه تنها آنها را مدعی اثر بخشی این واکسن به عنوان یک دستاورد بین المللی کرده، بلکه آقای دکتر عیناللهی، وزیر بهداشت و آقای دکتر پناهی، معاون تحقیقات وزات بهداشت، که هر دو از اعضای هیأت علمی دانشگاه بقیه الله هستند و نقشهایی در صدور مجوز تزریق این واکسن به جامعه ایفا کردهاند، به صراحت اعلام کردهاند که واکسن نورا یکی از بهترین واکسنهای دنیاست! با اینکه ترویج مصرف دارو و واکسن خلاف دکترین وزارت بهداشت است، قدرت و قدرتهای مسئول، به طور سازمانیافته برای ترویج واکسن نورا در تلاش بودند و حتی قصد صدور مجوز برای تزریق این واکسن به کودکان و زنان باردار را داشتند، اما زحمات خبرنگاران از جمله خبرگزاری ایسنا و سایت خبری عصر ایران و آفتاب نیوز در روشن کردن نقاط ضعف این واکسن، مانع از صدور مجوز گردید.
اما سؤال اینجاست، حالا که بیاعتباری نتایج و دادههای مربوط به واکسن نورا در ژورنالهای خارجی و داخلی روشن شده است، سرانجام دستاندرکاران تولید واکسن نورا و وزیر و معاونین و کمیسیونهای نظارتی و صدور مجوز وزارت بهداشت کجا قرار دارند؟ و چرا به جای توجیه و دفاع از این رسوایی، سکوت کردهاند؟ آیا آقای دکتر رئیسزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی، که به تبلیغ برای واکسن نورا میپرداخت، اکنون کجاست؟ اینجاست که جمله تلخ نویسنده مقاله «رسوایی پایتونی… زندگی پایتونی» به ذهن میآید…
میتوان با قاطعیت گفت که تصمیم دانشمندان بینالمللی و ایرادات مطرحشده نسبت به روند تحقیقات واکسن نورا کاملاً صحیح و علمی بوده است. بعلاوه، تمامی این ایرادات که منجر به بیاعتباری دادهها و نتایج واکسن نورا گردیده، همان مسائلی است که من در ابتدا در جلسات حضوری با فرماندهی و معاونت دانشگاه بقیهالله برای جلوگیری از تصویب و سرمایهگذاری روی چنین طرح معیوبی مطرح کردهام و همچنین برای جلوگیری از تزریق به داوطلبان و ممانعت از صدور مجوز بالینی برای چنین واکسنی، از طریق نشریات اقدام کردهام.
با توجه به سابقه ده ساله من در فعالیتهای علمی و راهاندازی مرکز تحقیقاتی واکسن نوترکیب و تجهیز و راهاندازی آزمایشگاهها و انتقال فناوری و دانش واکسن و ادجوانت در دانشگاه بقیهالله، به خوبی با تمامی محققان واکسن نورا آشنایی دارم و میدانم که تحقیقات آنها دارای نقاط قوت و ضعف جدی است. به عنوان مثال، در پروژه واکسن نورا، این محققان بدون استفاده از آنتیبادی و آنتیژن استاندارد و تجاری و در ارزیابی پیشبالینی از حیوانات مدل پاتوژنفری استفاده نکرده و به جای آن، از آنتیژن تولید شده خودشان که از باکتری ای کولای استخراج شده، در تستهای الیزا استفاده کردهاند و سپس از آنتیبدی داوطلبان و حیوانات آزمایشگاهی که هیچ کدام پاتوژنفری نبودهاند، بهره گرفتهاند.
بدیهی است که تمامی حیوانات آزمایشگاهی موجود در ایران که به نوعی نیز به عنوان حیوانات فیلدی شناخته میشوند، در واقع دارای آنتیبادی پلی کلونال علیه باکتری در سرم خود هستند. چرا که این حیوانات نه پاتوژنفری هستند و نه در شرایط پاتوژنفری نگهداری شدهاند. لذا زمانی که آنتیژنی به منظور تولید واکسن از باکتری استخراج میشود و در تستهای سرولوژی با همین آنتیژنهای استخراجی از باکتری، در برابر آنتیبادیهای بهدستآمده از انسانها و حیوانات آزمایشگاهی قرار میگیرد، این امر قطعاً منجر به واکنشهای مثبت خواهد شد و چنین مواردی به عنوان عوامل مداخلهگر در تحقیقات استاندارد مورد تمسخر قرار میگیرد؛ لذا به همین دلیل است که ۸۰ درصد از داوطلبان کنترل منفی، آنتیبادی خنثیکنندهای علیه COVID نشان دادهاند. البته در اصل، این آنتیبادیها به عنوان آنتیبادیهایی اختصاصی علیه ویروس COVID شناخته نمیشوند، بلکه آنها همگی عوامل مداخلهگری هستند که ثابت میکند محققان به دلیل عدم تجربه نتوانستهاند سادهترین آزمایشهای ایمنولوژی را به درستی انجام دهند.
جالب توجه این است که تمامی مراحل بیان و تخلیص و پر کردن واکسن نورا با صرف هزینههای کلان توسط شرکت سیناژن انجام پذیرفته است. مهمتر از همه این است که تحقیقات اخیر توسط محققان داخلی در واکسن نورا و اسپایکوژن (ساخت شرکت سیناژن) مبنی بر بررسی ایمنوژنسیتی و کارایی، به وضوح نشان میدهد که هر دو واکسن، برخلاف تبلیغاتی که انجام شده، مؤثر نیستند.
از لحظه اولی که تأمینمالی و اجرای طرح تولید واکسن نورا آغاز شد، من به شدت با این شیوه نادرست و تبلیغاتی از سوی محققان سازنده واکسن مخالف بودم و چندین بار به آقای دکتر ابوالقاسمی و معاونت تحقیقات آن دانشگاه درباره عواقب این نوع تبلیغات و روند تولید واکسن هشدارهای لازم را دادهام. اما همه این افراد تحت تأثیر شعارهای حماسی و ترویج صادرات واکسن به آمریکا قرار گرفتند و پیگیری سخنان و توصیههای ما هیچ تأثیری نداشت.
به دلیل شناخت عمیق از دانشگاه بقیهالله از نظر زیرساختها و تجربه و امکانات و نیروی انسانی، هر گونه اقدام در این زمینه را تقلبی و سوءاستفاده از بودجه و اعتبار و موقعیت مردمی سپاه تلقی میکردم. به همین دلیل در چندین جلسه چالشی با معاونت تحقیقات دانشگاه و دکتر ابوالقاسمی شرکت کردم؛ در نتیجه فعالیتهای پژوهشی خود را از بقیهالله پس گرفته و در نهایت از این دانشگاه جدا شدم. اما هرگز زیر بار خیانت به علم و نظام سلامت نرفتم. مستندات و مکاتباتی که در این راستا انجام دادهام مرتبط با این موضوع به پیوست موجود است.
با توجه به سالها تجربهام در مراکز تحقیقاتی معتبر و تولیدی از جمله انستیتو واکسن و سرمسازی رازی و آشنایی با نواقص زیرساختی در تولید واکسن، بهترین کمک به پژوهشگاه بقیهالله، راهاندازی و تکمیل زیرساختها و جذب نخبگان و همکاری علمی و تولیدی با مراکز تحقیقاتی و تولیدی معتبر از جمله دانشگاه شهید بهشتی و انستیتو رازی بود تا بدین شکل پژوهشگاه بقیهالله از وضعیت انفعال و مقالهنویسی محض خارج شود. اعتقاد دارم که «تولید علم و مرز شکنی علمی» در ایران هیچ ارزشی ندارد؛ لذا به جای سیاست نادرست مرز شکنی علمی، تمام تلاش ما بر این بوده که با شناسایی ظرفیتها و ارائه راهکارها، بودجهها را به سمت راهاندازی زیرساختها و در نهایت تولید محصول با بهرهگیری از علوم هدایت کنیم که متأسفانه این سیاست به دلایلی مانند نفوذ و کارشکنی جمعی از پایتونها شکست خورد.
بیشک، اجرای طرحهای مشترک و کاربردی با مراکز دانشگاهی و تولیدی معتبر، بهترین فرصت برای تبادل تجربیات، تجمیع علمی، جذب نیروهای متخصص، تجهیز آزمایشگاههای مرتبط و کسب تجربه و مهارتهای علمی در زمینه تولید واکسن و محصولات بیولوژیک محسوب میشود که متأسفانه رئیس دانشگاه بقیهالله تحت تأثیر برخی پایتونهای شرکت مدار قرار گرفت و به چنین رسوایی داخلی و بینالمللی منجر گردید.
