سال جدید سینما آغاز خود را با موفقیتهای چشمگیر فیلم «تمساح خونی» جشن گرفت و برخی تحلیلگران این فروش چشمگیر را نشانهای از روزهای روشن و پرفروغی برای سینمای ایران تعبیر کردند. با این حال، در میان هفت فیلمی که در ایام نوروز اکران شدند، فقط «تمساح خونی» و به میزان کمتری «بیبدن» توانستند خود را از چنگال دشواریهای گیشه نجات دهند و در سواحل موفقیت به پهلو بنشینند. ۵ فیلم دیگر، همانطور که پیشبینی میشد، از عهده مقابله با طوفانهای اکران برنیامده و در دریاهای پرآشوب صندلیهای خالی و سانسهای بیمشتری غرق شدند. در ادامه، اکران «سال گربه» و موفقیت اولیهاش بار دیگر موجب شد تا برخی به خوشبینیهای زودهنگام روی بیاورند. اما ضمن ورود پر شور و هیاهوی فیلم «مست عشق»، که از بازیگران ترکیهای برای فرار از شکست بهره میبرد، برخی مدعی شدند که امسال رکوردها شکسته خواهد شد و سودهای کلان به جیبها سرازیر خواهد شد و سینما دوباره رونق خواهد گرفت. اما اکران سه فیلم جدید در هفتههای اخیر ثابت کرد که نباید موفقیت دو یا سه فیلم را به کل سینمای ایران تعمیم داد. کمدیها و ستارههای خارجی مشتری دارند، اما خود سینما چندان از استقبال برخوردار نیست.
بختک بر سر «قلهک»
باید به وضوح گفته شود که ناموفق بودن هر فیلمی به معنای خوب بودن آن یا داشتن ساختار متقن نیست؛ این ادعاها را باید کنار گذاشت. به هر حال نمیتوان انکار کرد که سلیقه عمومی به سمتی پیش رفته است که ارزشها را درنیافته و قادر به تشخیص کیفیتهای واقعی نیست. نکته مهمتر اینکه بیشتر محصولاتی که در دسترس این تماشاگر قرار دارد، از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند. کمدیهای ضعیف و از مد افتاده، درامهای غیرواقعی، فیلمهای کودکانه سادهانگارانه و آثار ضعیف بیوگرافی فوتبالی و جنگی، همه انتخابهای موجود برای تماشاگر است. در این شرایط، تماشاگر چندان گناهکار نیست.
فیلم «قلهک» به کارگردانی مصطفی شایسته در هفته گذشته به جمع فیلمهای اکران اضافه شد. با توجه به ظاهر و اخباری که منتشر شده، کمدیای است که با حضور چهرههای شناخته شده این ژانر، نظیر هادی کاظمی، گوهر خیراندیش و نیما شعباننژاد، شناخته میشود. تا زمان نگارش این گزارش، این فیلم تنها یک میلیارد و ۱۳۳ میلیون تومان فروش داشته و حدود ۱۵ هزار تماشاگر جذب کرده است. به نظر نمیرسد ناموفق بودن «قلهک» به شانس بد مربوط باشد؛ بلکه فرسودگی فیلم و بازیگران کمنام و نشان آن دلیل قانعکنندهتری برای استقبال نامناسب از آن به حساب میآید.
وضعیت غمانگیز
در این اردیبهشت بارانی، دو فیلم دیگر نیز از نوزدهم بر روی پرده رفتند که هر دو جزء قعرنشینان جدول فروش به شمار میروند. فیلم «نیلگون» به کارگردانی حسین سهیلیزاده با بازی محمدرضا فروتن و میترا حجار که تنها حدود ۴۰۰ میلیون تومان فروش کرده و نزدیک به ۶ هزار و ۵۰۰ تماشاگر دارد، وضعیت بدمزهای در گیشه پیدا کرده است. باید کسی بنشیند و با دقت به کارنامه طولانی اما سبکوزن محمدرضا فروتن نگاهی بیندازد و ببیند چگونه بازیگری که در میانه دهه ۱۳۷۰ تا میانه دهه ۱۳۸۰ کارنامهای نه چندان بد داشت، به برندی از فیلمهای ناموفق و شکستخورده تبدیل شده است. درباره میترا حجار نیز باید دید چگونه بازیگری که از «غریبانه» احمد امینی به سینما قدم گذاشت و با آثاری چون «فریاد» مسعود کیمیایی، «متولد ماه مهر» احمدرضا درویش، «اعتراض» مسعود کیمیایی و «سگکشی» بهرام بیضایی به پیشرفتهای خود ادامه داد، رفتهرفته به بازیگری تبدیل شد که مهمترین دستاوردش در سالهای اخیر، وایرال شدن ویدئویی از سریال «جزیره» است که ناتوانیاش در اجرای دیالوگها و مشکلاتی مشابه باعث مطرح شدن نامش شد. حضور همزمان فروتن و حجار در این فیلم قطعاً به شکست آن در گیشه دامن میزند.
هممدرسهای براندو و دنیرو
دیگر فیلم ناکام اکران «تاوان» است که پیشتر با عنوان «لایههای دروغ» شناخته میشد و محصول همکاری ایران و فنلاند است، که بنیاد سینمایی فارابی نیز در تولید آن مشارکت داشته است. این فیلم ظاهراً اکشن در جشنواره سال ۱۴۰۰ به نمایش درآمد و موجب خنده و تفریح تماشاگرانش شد. کارگردان آن، به ادعای خود، فارغالتحصیل مدرسه استدلا آدلر است، همان مکانی که بازیگرانی همچون مارلون براندو و رابرت دنیرو را تربیت کرده است. اما درباره او میتوان گفت یا در تمام کلاسها غایب بوده یا توجهی به دروس نداشته است. سهراب، که خود در مصاحبههایش به عشقش به جمشید هاشمپور اشاره دارد و به خاطر او وارد عرصه فیلمسازی شده، رزمیکار است. او گفته بود که میخواسته با بودجهای محدود اکشنی شبیه به «جان ویک» بسازد، اما به ادعای او، در جشنواره ویژگیهای مغرضانه نسبت به فیلمش وجود داشته و در واقع او جایزههای زیادی از آثارش در خارج از کشور گرفته است. اکنون در نمایش عمومی، فیلم او به طور مغرضانه تنها ۱۴۵ میلیون تومان فروخته و حدود ۲ هزار و ۶۰۰ نفر به تماشای آن نشستهاند. در برخوردی بیطرفانه، رامین سهراب واقعاً بیتقصیر است، اما مسئولان وقت بنیاد سینمایی فارابی که در تولید آن همکاری داشتند، باید مورد پاسخگویی قرار بگیرند.
