سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در انتقاد از نظرات سید محمد خاتمی، به ویژه درخصوص انتخابات ۱۱ اسفند و عدم مشارکت وی در این فرآیند، گفت: «ادعای خاتمی و اصلاحطلبان مبنی بر اینکه با عدم حضور خود در انتخابات اعتراض کردهاند، در واقع یک بازی سیاسی است». وی مدعی شد که اصلاحات امروز به رهبری حاج محمد خاتمی دیگر قابل قبول نیست و فرصتهایش به هدر رفتهاند.
سیدنظامالدین موسوی در گفتوگویی با ایسنا، به موضع سید محمد خاتمی، رئیسجمهور سابق کشورمان در عدم شرکت در دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری، اشاره کرد و تصریح کرد: بخشی از اصلاحطلبان در سالهای اخیر تلاش کردهاند از هر طریقی به دموکراسی و مردمسالاری دینی که در کشور وجود دارد، آسیب بزنند و به نظر میرسد آقای خاتمی نیز در این جریان افراطی تسلیم شده است.
وی ادامه داد: این جریان افراطی و غیرمنطقی، پس از مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات سال ۸۸، به دلیل اینکه این نتیجه مورد پسند آنها نبود، به آن هجوم بردند و قوت نظام را به نقطه ضعف تبدیل کردند. همچنین در انتخاباتهای بعدی از دولتی حمایت کردند که کشور را به ورطه سکون و ناکامی در زمینههای مختلف کشاند و در نهایت از عملکرد آن دولت نیز طلبکار شدند. در هر دو موضوع مذکور، نقش اصلاحطلبان، به ویژه آقای خاتمی، آشکار است، اما ایشان هیچ یک از مسئولیتها را به عهده نگرفتند.
دبیر ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (امنا) همچنین افزود: «جای سوال است چرا سید محمد خاتمی اینقدر دیر به فکر معترضان و وضعیت معیشتی افتاده است». وی بیان کرد: آقای خاتمی در دو دهه اخیر به سیاستهای دوگانه و متناقض معروف شده و به این دلیل، میخواهد عدم مشارکت خود را توجیه کند. چرا در سالهای ۹۶، ۹۷ و ۹۸ که قیمت دلار از ۳ هزار تومان به ۳۰ هزار تومان رسید، نگران مردم و معیشت آنها نبود و جامعه معترض را به عدم حضور در انتخابات و به قول خود به رأی ندادن تشویق نکرد؟! دولتی که خاتمی و دوستانش از آن حمایت کردند، همان دولتی بود که با وعده برجام، قیمت دلار را ۱۰ برابر کرد، اما آقای خاتمی در آن زمان اشارهای به این موضوع نکرد.
موسوی تأکید کرد: عملکرد دولتی که به حمایت خاتمی، کشور را اداره میکرد، به ویژه پس از فاجعه بنزینی سال ۹۸، موجب کاهش مشارکت مردم به حدود ۴۳ درصد شد؛ چرا آقای خاتمی در کنار معترضان قرار نگرفت؟ آیا عملکرد دولت و مجلس «تکرار» مورد حمایت ایشان در کاهش مشارکت مؤثر نبود؟ اگر جواب مثبت است، چرا مسئولیت افت مشارکت در انتخاباتهای ۹۸ و ۱۴۰۰ را که ناشی از اقدامات آنها بود، نپذیرفته و با فرافکنی، دیگران را متهم کردند؟
وی با تأکید بر اینکه خاتمی همواره در تلاش بوده در مسیری حرکت کند که در جلسات خصوصی خود را در چهارچوب نظام نگه دارد، ولی در مواضع عمومی بهعنوان منتقد حاکمیت ظاهر شود، گفت: آقای خاتمی برعکس مواضعش در جلسات خصوصی، در سال ۸۸ بیان کرد که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته، اما در محافل عمومی، همچنان نقش اپوزیسیون را ایفا میکند. بهعنوان مثال، در انتخابات سال ۹۰ که پس از فتنه ۸۸ برگزار شد، او به فیروزکوه رفت و مشارکت داشت؛ این موضوع نشان میدهد که آقای خاتمی تمایل دارد در مرزهای نظام تعریف شود، ولی در بیرون با رویکردی متفاوت ظاهر شود. اما سرانجام یک یا دو بار تکرار این موضوع، مخاطب را متوجه عدم صداقت آقای خاتمی میکند.
سخنگوی هیئت رئیسه مجلس ادامه داد: امروز سید محمد خاتمی در وضعیتی قرار دارد که تکلیفش برای خود و مخاطبانش روشن نیست و این مسأله باعث شده او پس از سال ۹۶، دیگر بهعنوان کنشگر اصلی و رهبر اصلاحات شناخته نشود. این نوع رفتار دوگانه را در این انتخابات نیز مشاهده کردیم، جایی که او تلاش کرد درون حاکمیت عمل کند تا اگر چهرهها و لیستهای نزدیک به او رأی آوردند، در آخرین لحظات به انتخابات بپیوندد و نتایج را مصادره کند. اگر فضا مساعد نبود، به عدم مشارکت روی آورده و مدعی اعتراض شود. حتی او شجاعت این را نداشت که بهطور رسمی اعلام کند که به عدم مشارکت رأی داده است و با گفتن عبارتهایی مانند اینکه رأی ندادن من هم یک رأی اعتراضی است، این مسأله را فقط توجیه کرد.
موسوی یادآور شد: خاتمی نگران پایان عمر سیاسی خود در میان حامیانش است؛ او از این میترسد که مردم را به رأیدهی دعوت کند و کسی نباشد و خودش را به دلیل اینکه ۱۵ سال است از سال ۸۸ ما را سرکار گذاشته، مورد مواخذه قرار دهد و حتی نتواند سازماندهی تشکیلات اصلاحات را بر عهده گیرد. آنها به خاتمی پشت کردهاند و او نیز از آنها دور شده است!
وی با بیان این که «ادعای خاتمی و اصلاحطلبان که ما با عدم حضور خود در انتخابات اعتراض کردیم، در واقع یک بازی سیاسی است»، ادامه داد: وضعیت اصلاحطلبان و حامیان این تفکرات در انتخابات و انتخاباتهای گذشته روشن بوده است. بهطور مثال در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰، خاتمی و دیگر اصلاحطلبان به طور پنهانی و در بعضی موارد آشکار از آقای همتی حمایت کردند و این حمایت در نهایت به کمتر از آرای باطله برای آقای همتی منجر شد. همچنین در این دوره، تعداد نمایندگانی که با وجهه اصلاحطلبی به مجلس راه یافتند کمترین تعداد را شامل میشود و این یک شکست کاملاً واضح برای آنها در سال ۱۴۰۲ است.
دبیر ائتلاف امنا اشاره کرد که چهرههای نزدیک به تفکر آقای خاتمی در تهران تنها ۱۰ تا ۲۰ هزار رأی به دست آوردند؛ این موضوع با توجه به همه فشارهای روانی و کمپینهای بزرگ نشان میدهد که تنها چند درصد از افراد توانستهاند بر مشارکت اثری بگذارند که عمدتاً ناشی از مسائل اقتصادی و معیشتی بوده است. به همین ترتیب، وزن عدم مشارکت و به قول خودشان اعتراض آقای خاتمی شاید به یک درصد هم نرسد و این نشاندهنده افتضاح بزرگی است که عدم حضور او با مشارکت ۴۲ درصدی گره خورده است و اثبات میکند که او تأثیر چندانی بر دعوت به تحریم انتخابات ندارد و عوامل مؤثر بر این موضوع عموماً سیاسی نبوده و بیشتر ناشی از عملکرد اقتصادی ضعیف در یک دهه اخیر و کاستیهای دولت روحانی است.
موسوی در نهایت تأکید کرد: مردم فراموش نمیکنند که دولت روحانی دو سال با بهانه کرونا کشور را تعطیل کرد و روزانه ۸۰۰ کشته داشتیم و عذرخواهی میکردند که این نیز به دلیل تحریم و FAFT بوده است، اما دولت بعدی در کمتر از ۶ ماه با برنامه واکسیناسیون وسیع نشان داد که اراده و برنامهای برای مقابله با بحران کرونا در دولت تدبیر وجود نداشت و بیبرنامگی، باعث شد خانوادههای زیادی داغدار شوند و نهال ناامیدی در جامعه پرورش یابد.
وی به شکست کمپین تحریم انتخابات ضدانقلاب و رفتار منفعلانه خاتمی پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: از سلطنتطلبها تا تجزیهطلبان، از منافقین تا گروهکهای تروریستی و رسانههای معاند و بیگانه، مجموعاً توانستند حدود ۱ درصد از مشارکت را تحت تأثیر قرار دهند و اختلاف آرای ۹۸ و ۱۴۰۲، فقط حدود یک درصد بوده است. این رویداد و رفتار خاتمی و بیتفاوتی مردم نشان میدهد که جامعه از شخصیتهایی مانند خاتمی عبور کرده است و حتی اپوزیسیون و معترضان نیز برای مدتها از آنها فاصله گرفته و دیگر اهمیتی برای اظهاراتشان قائل نیستند.
این فعال سیاسی افزود: روحانی، رئیسجمهور سابق در همین انتخابات به معترضان توصیه کرد به وضعیت موجود رأی دهند و این در حالی بود که خود او و دولتش مهمترین مسببین وضع موجود بودند. گزینههای اصلی او به زحمت شکست خوردند، در حالی که خاتمی هم به دنبال مسیر دیگری بوده و با عدم مشارکتش یک حرکت جدید را آغاز کند، اما با بررسی مواضع داخلی و خارجی مشخص شد که حتی این تحرک او و اعلام عدم مشارکت نیز در مخاطبانش هیچ تأثیری نداشته و آنها از سخنانش با بیاعتنایی عبور کردهاند.
موسوی در پایان اظهار داشت: اصلاحات امروز آقای خاتمی دیگر قابل قبول نیست و او فرصتهایش را از دست داده است؛ حالا نه میتواند همراهان قدیمی خود را منسجم کند و نه میتواند ناظران را با راهکارهایش متقاعد کند. شیوههای ریاکارانه و دوگانه هم دیگر جوابگو نیست و مردم در جستوجوی تحول و عمل هستند؛ آنها خواهان حل مشکلات اصلی خود بهصورت صادقانهاند و از بازیهای سیاسی و وعدههای غیرواقعی خسته شدهاند. آنچه در هشت سال گذشته ناامیدی را در دل مردم ایجاد کرد، همین وعدههای رنگ و لعابدار و کارکردهای زیر خط صفر بوده است.
